X
تبلیغات
جهان فوتبال
جهان فوتبال در جهان فوتبال
 زندگینامه فراک لمپارد

فرانك جيمز لمپارد جونيور> متولد 25 ژوئن سال 1978 يك فوتباليست انگليسي است كه در حال حاضر در تيم چلسي بازي مي‌‌كند. او پيش از اين در تيم‌هاي <وستهام يونايتد> و <سوان سي‌سيتي> بازي مي‌‌كرد. وي يك هافبك مياني است كه به‌خاطر شوت هاي سنگين و بلند و گل زدن از ميانه زمين شهرت دارد. او در <رامفورد> واقع در <هاورنيگ> انگليس به دنيا آمد. او فرزند <فرانك لمپارد سينيور> مدافع سابق انگليس و بازيكن پيشين تيم وستهام يونايتد است. مادرش هم از خانواده فوتبالي و معروف <ردپف>‌هاست. لمپارد كه بازيكن ثابت تيم ملي كشورش نيز است، يكي از پيشرفته‌ترين بازيكن‌هاي فوتبال انگليس در طول سه سال گذشته است و تاكنون دو بار توانسته با تيم چلسي مقام اول باشگاه‌هاي كشور را تصاحب كند. در نوامبر سال 2005 به عنوان دومين فوتباليست برتر اروپا شناخته شد و جايزه فوتباليست سال قاره خود را به هافبك برزيلي يعني <رونالدينيو> سپرد. يك ماه بعد رونالدينيو عنوان بازيكن سال دنيا را از آن خود كرد و بار ديگر <فرانك لمپارد> به مقام دوم بسنده كرد.....

آغاز كار حرفه‌اي
وي در ماه جولاي سال 1994 به عنوان كارآموز به باشگاه وستهام يونايتد پيوست. همان باشگاهي كه پدرش دستيار
سرپرست آن بود و در سال 1995به طور رسمي با اين باشگاه قرارداد بست. در اكتبر سال 1995 به تيم سوان‌سي‌سيتي قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستين بازي ليگ خود شركت كرد و يك گل به ثمر رساند و در ژانويه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت. لمپارد بازيكن ثابت تيم جوانان وستهام بود و در كاپ قهرماني جوانان سال 1996 كاپيتان تيم شد. سال‌هاي 98 و 99 سال‌هاي پرباري براي او بود. او در آن سال به تيم اول وستهام پيوست و حتي يك بازي هم ذخيره نبود. او در كنار بازيكنان مطرحي همچون <جو كول>، <مايكل كاريك> و <ريو فرديناند> ستون اصلي تيم را تشكيل دادند، ولي وقتي ريوفرديناند كه دوست صميمي لمپارد بود، از آن تيم جدا شد و به <ليدز يونايتد> پيوست و پدر و دايي‌اش <هري ردپف> نيز از آن باشگاه رفتند، فرانك نيز تصميم گرفت آن‌جا را ترك كند.
با اين‌كه مي‌‌گفتند او علاقه خاصي به ليدز يونايتد و آستون ويلا دارد، ولي ترجيح داد به باشگاه چلسي بپيوندد و در لندن ماندگار شود.

راهي لندن شد
لمپارد، 15 مي‌ سال 2001 با يازده ميليون پوند با چلسي قرارداد بست. پيشرفت او در <استنفورد بريج> ضعيف، ولي ارزشمند بوده است. هرچند كه در فصل اول بازي‌ها در چلسي، او مهره هميشگي تيم بود، ولي در فصل دوم و با وجود بالا رفتن قيمتش تحت‌الشعاع درخشش <جيانفرانكو زولا> قرار گرفته و افت كرد، ولي در فصل سوم و با شروع كار <رومن آبراموويچ> كاملا شكوفا شد و خود را به عنوان يكي از برترين هافبك‌هاي اروپا به همه شناساند. سال‌هاي 2004 و 2005 يكي از موفق‌ترين فصل‌هاي تاريخ چلسي به‌شمار مي‌‌رود و لمپارد در مركز اين موفقيت مي‌‌درخشيد. او با حضور در تمامي 38 بازي تيم توانست 13 گل به ثمر برساند كه براي يك هافبك بسيار قابل توجه است. بازي او در ليگ قهرماني، آن‌قدر زيبا بود كه <كارلوس آلبرتو> كاپيتان سابق برزيل و <يوهان كرايف> فوتباليست هلندي هر دو او را يكي از بهترين هافبك‌هاي اروپا مي‌‌دانستند و سرانجام در انتهاي آن فصل لمپارد جايزه فوتباليست سال FWA را از آن خود كرد. او در سال بعد بهتر ظاهر شد، به‌طوري كه <خوزه مورينيو> او را بهترين بازيكن دنيا لقب داد.

خانواده فوتبال‌دوست
فرانك لمپارد، از يك خانواده فوتبالي درخشان است. به جز پدرش، دايي او <هري ردپف> نيز بازيكن سابق تيم ملي وستهام يونايتد بود. او هم‌اكنون سرپرست تيم <پورتس موث> است. مادرش <پت‌ردپف> نام دارد. پسردايي لمپارد به نام <جيمي ردپف> تاكنون در اين تيم انگليسي، هفده بازي كرده و قبلا در تيم‌هاي <ساوت همپتون>، <تاتنهام>، <ليورپول> و <بون ماوث> بازي كرده است.
لمپارد چند سالي است كه با <النا رايوز> ازدواج كرده و يك دختر به نام <لونا كوكو پاتريشيا لمپارد> دارد. لونا 22 آگوست سال 2005 به دنيا آمد. چندي پيش فرانك اظهار داشت كه او و النا در انتظار دومين فرزند خود به سر مي‌‌برند.فرانك لمپارد در حال فراگيري زبان اسپانيايي است كه به گفته برخي به خاطر احتمال پيوستن او به <لاليگا>ي اسپانياست، ولي لمپارد اظهار كرد كه آموزش زبان اسپانيايي او صرفا دلايل خانوادگي دارد، زيرا النا رايوز اسپانيايي است و او دوست دارد دخترشان و البته كودك آينده آنها دو زبانه بزرگ شود.
لمپارد در ماه‌هاي سپتامبر و اكتبر سال 2005 در مسابقه <گل‌هاي برتر> روزنامه the sun حضور داشت. در جولاي سال 2006، the sun كتاب زندگينامه لمپارد با نام <همه چيز از فرانك> را به صورت دنباله‌دار به چاپ رساند. اين كتاب اسرار زندگي خانوادگي و خصوصي فرانك لمپارد و عكس‌العمل‌هايش را نسبت به نااميدي‌هاي جام‌جهاني افشا كرده است. او تنها بازيكن انگليسي است كه به مدرسه خصوصي‌ به نام <برنت فورد> رفت و براي يك سال ده هزار پوند پرداخت كرد. او در حال حاضر يك اتومبيل <استون مارتين> و يك <فراري >612 دارد. فرانك لمپارد عضو مركز حمايت از نوجوانان سرطاني TCT است. ارتباط او با اين مركز از اواخر سال 2004 و پس از ديدار او از بيماران اين مركز آغاز شد و از آن زمان كمك‌هاي شايان توجهي به اين مركز و كمك‌هاي مفيدي به برخي از بيماران كرده است، به‌طوري كه اين مركز علاقه‌مند است، لمپارد همكاري خود را همچنان با آن‌جا ادامه دهد و به اين ترتيب وضعيت بيماران بهبود يابد و از نظر روحي به آرامش بيشتري برسند. لمپارد در سخنراني كه در مراسم اهداي جايزه بهترين بازيكن فوتبال انگليس ارائه كرد، گفت <دلم مي‌‌خواهد در اين‌جا از دختري به نام <لوسي> ياد كنم. دختري كه من امروز در مراسم تدفينش شركت كردم. او فقط ده سال داشت و براي ديدن بازي آخر من به استاديوم آمده بود. لوسي تومور مغزي داشت. شايد بايد يك هفته قبل مي‌‌مرد، ولي او خيلي دوست داشت بازي فينال ما را ببيند. شخصيت خاص او و قدرتي كه از خودش نشان مي‌‌داد، باعث شد كه من دقيق‌تر و بهتر بازي كنم و تمام توانم را به كار ببندم. دوست دارم اين جايزه را به او، خانواده‌اش و به‌ويژه به مادر مهربانش هديه كنم.>

ازدواج پنهاني
<النا رايوز> سي ساله، همسر فرانك لمپارد شش سال پيش پنهاني، با يك جوان اردني به نام <نائل اسد ابورميله>
ازدواج كرده بود. در آن زمان او در دبي كار مي‌‌كرد و مهماندار هواپيما بود. اين ازدواج به قدري پنهاني صورت پذيرفت كه حتي مادر النا هم چيزي از آن نمي‌‌دانست. سه سال بعد قبل از طلاق از ابورميله، النا در آوريل سال 2002 ستاره چلسي را در لندن ملاقات كرد و پس از جدايي از همسر اولش، با او نامزد شد. ابورميله سي و سه ساله در يك خانه سه اتاقه در شهر امان، پايتخت اردن به همراه خانواده پرجمعيتش كه متشكل از پدر و مادر و هشت خواهر و برادرش است، زندگي مي‌‌كرد. خانه‌اي كه قابل قياس با خانه هشت ميليون پوندي فرانك لمپارد در لندن نمي‌‌باشد. ظاهرا رايوز شانس داشته و پيشرفت زيادي كرده است. لمپارد 28 ساله درباره النا، مي‌‌گويد <او با همه دختراني كه مي‌‌شناختم فرق داشت. هيچ‌وقت در خواب هم نمي‌‌ديدم كه با يك دختر اسپانيايي ازدواج كنم.> وقتي از او درباره ازدواج قبلي النا پرسيده شد، تنها پاسخ داد <ما نمي‌‌خواهيم درباره آن صحبت كنيم.>

يك روز از زندگي لمپارد
زنگ موبايل من هميشه راس ساعت هشت صبح به صدا درمي‌‌آيد، تا مرا از خواب ناز بيرون بكشد، ولي به لطف وجود بچه اغلب قبل از اين‌كه زنگ موبايل به صدا درآيد بيدار هستم و در مراقبت‌هاي مادرانه به النا كمك مي‌‌‌كنم. وقتي او مي‌‌رود، وقت من هم بيشتر ميشود، ولي مثل اين است كه در تنهايي سردرگم مي‌‌شوم. سه ربع فرصت دارم كه به محل تمرين بروم. به خود زحمت دوش گرفتن را نمي‌‌دهم. فقط دست و صورتي مي‌‌شويم و لباسي عوض مي‌كنم.
صبحانه‌ام اغلب يك ليوان چاي غليظ و يك كاسه برشتوك است. اگر از آن خسته بشوم چيز ديگري مي‌‌خورم، ولي هميشه دوباره سراغ برشتوك مي‌‌روم. از بچگي اين عادت را داشتم. ما اشتراك روزنامه‌هاي Daily mail ، Mirror و the sun را داريم و به همين خاطر اغلب نگاهي به آنها مي‌‌اندازم و بعد سوار اتومبيلم مي‌‌شوم، همان استون مارتين آبي رنگ و به زمين تمرين مي‌‌روم. راديو را روشن مي‌‌كنم و به موسيقي گوش مي‌‌دهم. وقتي اواسط فصل بازي‌ها باشيم، تمرين‌ها زياد سنگين نيستند. بعضي روزها هيچ انگيزه‌اي براي آن ندارم، ولي در كل از ورزش لذت مي‌‌برم. هر چه باشد به تناسب اندام خيلي اهميت مي‌‌دهم. اين را از پدرم به ارث برده‌ام.تا آنجا كه يادم دارم دوست داشتم فوتباليست شوم. فقط به همين فكر مي‌‌كردم ولي از همان ابتدا پدرم در سرم فرو كرد كه براي تناسب اندامم هم بايد ورزش كنم.
تمرين حدود يك ساعت و نيم طول مي‌‌كشد. بعد دوش مي‌‌گيرم و ناهار مي‌‌خورم. همان‌جا در زمين بازي ناهار مي‌‌خورم، غذاي آن‌جا به‌طور معمول پاستا، سالاد، گوشت، مرغ و ماهي است. من همه‌جور غذايي را دوست دارم. زياد برايم مهم نيست كه چه بايد بخورم و چه نبايد بخورم، ولي دو روز قبل از بازي‌ها بايد به‌خاطر بالا بردن قدرت بدني به غذايم اهميت بيشتري نشان دهم. بعد از ناهار سعي مي‌‌كنم براي خودم برنامه خاصي نريزم و به خانه پيش النا و لونا برگردم. البته كارهاي ديگري همچون كارهاي خيريه يا رفتن به مدارس براي تشويق بچه‌ها به ورزش كردن هم دارم. لونا هنوز خيلي كوچك است، ولي من از قبل برايش لوازم تيم چلسي را خريده‌ام، حتي يك پيراهن شماره هشت را هم برايش خريدم. وقتي آن را خريدم، به النا نشان ندادم و به سرعت به طبقه بالا رفتم و پيراهن را تن <لونا> كردم. وقتي پايين آمدم و چشم النا به لونا افتاد گفت <اين بچه با اين لباس از خانه بيرون نمي‌‌رود!> من عاشق لالايي خواندن براي لونا هستم، ولي مشكل اين‌جاست كه بيشتر وقت‌ها وسط لالايي بقيه شعر را فراموش مي‌‌كنم.
بيشتر عصرها مامان براي نوشيدن چاي پيش ما مي‌‌آيد. آنها هم در لندن خانه خريده‌اند تا در همه بازي‌هاي من حضور داشته باشند. من به مامان خيلي نزديك هستم. يك بچه ننه واقعي. ما خيلي شبيه به هم هستيم. هر دو احساساتي هستيم و هر دو خجالتي. پدر تاثير زيادي در حرفه من داشت، ولي اين مامان بود كه مرا مرد بار آورد. اين روزها او تمام وقتش را بين خانه من و خواهرهايم كه آنها هم دختردار شده‌اند، مي‌‌گذراند. زياد تابع مد نيستم. من و النا هفته‌اي دو بار براي شام بيرون مي‌‌رويم، ولي بقيه شب‌ها در خانه شام مي‌‌خوريم و بيشتر وقت‌ها غذاي‌مان سالاد و سيب‌زميني سرخ كرده و مرغ است. گاهي من هم به او كمك مي‌‌كنم و چيزي مي‌‌پزم و اكثر مواقع خوب از آب در مي‌‌آيد. (البته نه هميشه) روبه‌روي تلويزيون مي‌‌نشينم و فيلم تماشا مي‌‌كنم. پيش از خواب زنگ موبايلم را تنظيم مي‌‌كنم. بعد كمي كتاب مي‌‌خوانم. كتاب <رمز داوينچي> و <زندگي روي‌كين> را به تازگي تمام كرده‌ام، به نظرم خيلي جالب بود. گاهي به آرزوهاي دوران كودكي‌ام فكر مي‌‌كنم و زمان حال خودم را مي‌‌بينم. دلم مي‌‌خواهد خودم را نيشگون بگيرم. هميشه كار سخت، هميشه تصميم‌گيري‌هاي دقيق و در كنار آن بايد خيلي چيزها را هم قرباني كنم. اين حاصل آن آرزوهاست، اين روزها زندگي شيرين‌تر از اين نمي‌‌تواند باشد. لمپارد تا 22 فوريه سال 2007، 86 گل براي چلسي به ارمغان آورد و به اين ترتيب گل‌زن‌ترين بازيكن باشگاه خود و يازدهمين گلزن دنيا و برترين گلزن هافبك دنيا شد. پيش از اين <دنيس وايز> با 76 گل ركورددار هافبك‌هاي گلزن بود.


منبعhttp://www.tehroon20.com
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سی ام آذر 1386  |
 زندگینامه اسطوره فوتبال فرانسه


زين‌الدين زيدان با نام كامل زين‌الدين يزيد زيدان فرزند دوم خانواده‌اي پنج نفره و الجزايري بود
كه در بيست و سوم ژوئن 1973 در مارسي فرانسه متولد شد.
پدر او براساس نوشته‌هاي مطبوعات الجزاير يك آزادي‌خواه مبارز با استعمار فرانسه بود،
هرچند كه خود زيدان بعدها اين مساله را رد كرد و گفت: «پدرش هيچ‌گاه فعاليت‌هاي
سياسي نداشته است.»

زين‌الدين از 12 سالگي فوتبال را در زمين‌هاي شهر كوچك كاستلان آغاز كرد و در 16 سالگي
اولين قرارداد حرفه‌اي‌اش را با تيم كان فرانسه منعقد كرد. دو سال بعد او اولين گل ليگ خود
در ليگ باشگاهي فرانسه را به ثمر رساند و سپس براي تمرين با تيم ملي اميد الجزاير به
كشور مادري خود دعوت شد، زيدان به الجزاير رفت به اين اميد كه در تيم ملي بزرگسالان
الجزاير بازي كند، اما عبدالحميد كرمالس، مربي وقت الجزاير او را به دليل «كند بودن»
دعوت نكرد تا زيدان تمام افتخارات ممكن را با پيراهن آبي فرانسه كسب كند‌،
او با تيم ملي فرانسه قهرمان جهان در جام جهاني 1998 و نايب قهرمان جهان در سال
2006 شد و هر دو بار هم به عنوان بهترين بازيكن جام‌ها انتخاب شد، وي در ردهء باشگاهي
هم تمام افتخارات ممكن را به دست آورده (قهرمان جام باشگاه‌هاي اروپا، قهرمان جام
باشگاه‌هاي جهان، قهرمان جام يوفا) و جدا از آن سه بار عنوان مرد سال فوتبال جهان را
هم كسب كرده است.

زيدان تنها بازيكن فرانسوي در دو دههء اخير است كه موفق به كسب نشان «شواليه»
از دولت كشورش شده است و اخيرائ گروه‌هايي از شهروندان پاريس هم خواسته‌اند
تا خيابان تاريخي «شانزه‌ليزه» اين كشور به نام زين‌الدين زيدان «زي‌زو» نامگذاري شود.
[زيدان يك فوق ستاره در فوتبال جهان محسوب مي‌شد، بازيكني كه گران‌قيمت‌ترين بازيكن
جهان بود (با قراردادي به مبلغ 66 ميليون دلار) و بازيكني كه تسلط او بر توپ و حركات
فانتزي اعجاب‌آورش (كه حالا در جهان به نام حركات زيداني شناخته مي‌شود) او را از
ساير بازيكنان جهان مجزا مي‌كرد

، اما به هر حال زيدان در سال‌هاي اخير آرام‌آرام رو به تنزل داشت و فوتبال‌دوستان جهان
هم تقريبائ در حال تمرين خداحافظي كردن با او بودند،
اما فرانسه كه در خطر حذف در مرحلهء مقدماتي مسابقات قرار داشت از زيدان- و ساير
بازيكنان نامدار اما پا به سن گذاشته، كه اعلام كرده بودند از تيم ملي كناره‌گيري مي‌‌كنند
- خواست تا به تيم ملي بازگردد.
شايد حتي خود زيدان هم فكرش را نمي‌كرد كه بازگشت او و ساير تفنگداران پا به سن
گذاشتهء فرانسه، تيمي را بسازد كه شايد شايسته‌ترين تيم (به همراه آرژانتين البته)
براي فتح جام بود.
زيدان با هنر بازي فردي عالي خود و البته با قدرت رهبري‌اش فرانسه را از تيمي نااميد
به تيمي متحد، جنگنده و هدفمند بدل كرد و البته نقطهء اوج اين چنين تيمي مي‌شد
كه قهرماني جهان باشد، اما زيدان اين افتخار را خيلي قبل‌تر كسب كرده بود و شايد
اخراجش از بازي پس از آن‌كه خونسردي خود را با زدن ضربهء پنالتي فوق‌العاده در آغاز
بازي به رخ كشيد غافلگيركننده‌ترين پاياني بود كه براي دوران حرفه‌اي «زي‌زو»
مي‌شد پيش‌بيني كرد.

زين‌الدين زيدان از ازدواجش با ورونيك، مدل اسپانيايي، چهار پسر به نام‌هاي انزو،
لوكا، تئو و الياس دارد.

[عناوين و افتخاراتي كه زيدان به دست آورده است نشان مي‌دهد كه او در سال‌هاي
اخير بي‌رقيب است.

با تيم ملي فرانسه:

- قهرمان جهان در جام‌جهاني 1998 و كسب عنوان بهترين بازيكن جام
- نايب قهرمان جهان در جام جهاني 2006 و كسب عنوان بهترين بازيكن جام
- قهرمان اروپا در جام ملت‌هاي اروپا در سال 2000 و كسب عنوان بهترين بازيكن جام

با تيم يوونتوس:

- قهرمان ليگ ايتاليا (سري A ( 1996، 1997 قهرمان جام حذفي ايتاليا: 1997، قهرمان
اروپا: 1996، قهرمان باشگاه‌هاي جهان: 1996

با تيم رئال مادريد:

-قهرمان ليگ اسپانيا (لاليگا) 2002، قهرمان جام حذفي اسپانيا: 2003، قهرمان اروپا: 2002،
قهرمان باشگاه‌هاي جهان: 2003

افتخارات شخصي

- مردسال فوتبال جهان در سال‌هاي 1998، 2000 و 2003
- مرد سال فوتبال اروپا و برنده توپ طلا: 1998
- بهترين بازيكن ليگ قهرمانان اروپا: 1997، 2001http://forum.p30world.com/منبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سی ام آذر 1386  |
 زندگینامه کاپیتان توتی
فرانچسکو توتی متولد 27 سپتامبر 1976 در شهر رم می باشد . در حال حاضر در تیم آ.س رم در سری آ ایتالیا بازی می کند . او توانایی بازی در پست های حمله و یا مدافع میانی رو به جلو را دارد . و بهترین زمانی که استعداد و توانایی او بطور کامل مورد استفاده قرار می گیرد هنگامی است که او بین بازیکنان میانی و حمله نقش رابط را داشته باشد . به همان خوبی که او یک گلزن است یک بازیکن خلاقو بازی ساز برای تیم ملی ایتالیا و همچنین باشگاه خود به حساب می رود . توتی در تیم ملی ایتالیا بعنوان یک مهره اصلی و اسطوره ایی به حساب می رود که در زمان های حساس با خلاقیت خود به کمک تیم آمده است و خیلی از کارشناسان عقیده دارند که او پدیده فوتبال اینالیا در سالهای اخیر است . او همچنین سمبل باشگاه و شهر رم هم به حساب می آید زیرا که هیچ وقت این شهر را با وجود پیشنهاداتی به مراتب بهتر ترک نکرده است و بهترین گلزن تاریخ باشگاه رم به حساب می آید .
دوران کودکی
او در شهر رم متولد شد و رشد کرد . پدر و مادرش – انزو و فیورلا – توتی هستند . بر خلاف همه کودکان که دوست دارند برنامه های کودک و کارتون ببینند او همیشه علاقه داشت که مسابقات فوتبال را تماشا کند . و از همان ابتدا با پسران بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کرد . مادرش علاقه بسیار زیادی داشت که او به باشگاه معروف میلان بپیوندد ولی او تیم محبوب خود یعنی آ.س رم را انتخاب کرد. و او در سال 1989 به باشگاه میلان پیوست .
تیم ملی
توتی جوان و با استعداد در فینال مسابقات جام یوفا زیر هجده سال 4 گل برای تیم ایتالیا در مقابل اسپانیا در جولای 1995 به ارمغان آورد . و در فینال مسابقات زیر 21 سال او توانست گل تساوی تیمش را مقابل اسپانیا قبل کشیدن بازی به ضربات پنالتی وارد دروازه کند . او در مسابقات یورو 2000 شرکت کرد و یکی از کلیدی ترین بازیکنان تیم ایتالیا در این مسابقات بود . حتی در فینال که لاجوردی پوشان بازی را به فرانسوی ها باختنند او بهترین بازیکن میدان شد . و این ناکامی ها در مسابقات جام جهانی 2002 هم ادامه داشت و تیم ایتالیا با تمام شایستگی هایی که داشت به کره جنوبی میزبان بازی را واگذار کرد و قربانی شد
در یورو 2004 او چهره ایی کاملا منفی و خشن داشت و با حرکتی که نسبت به کریستین پاولسن دانمارکی انجام داد شانس حضور در ادامه مسابقات رو از دست داد .
در مسابقات جام جهانی 2006 آلمان با وجودی که توتی از بند مصدومیت بطور کامل رها نشده بود و احتمال مصدوم شدن را داشت خودش را ه تیم ملی و آلمان رساند . در حالیکه در حالت ایده آل خود قرار نداشت . در مقابل استرالیا او یک پنالتی حساس در دقایق پایانی را تبدیل به گل کرد و ایتالیا به مرحله بعد رساند . بعد از گل او انگشت شست خود را مانند پسرش مکید و جشن پیروزی ایتالیا را گرفت . بعد از آن تیم ایتالیا به مصاف با تیم های اوکراین و آلمان رفت و با شکست دادن این تیم ها به فینال رسید . که مجدد با تیم فرانسه روبرو شد ولی اینبار نوبت توتی و یارانش بود که جشن پیروزی بگیرند و قهرمان جهان شوند . بعد از این مسابقه توتی بعنوان یکی از اعضای تیم ستارگان جهان انتخاب شد
در حال حاضر او میان ماندن یا رفتن مردد است . از طرفی او می گوید که می خواهد از فوتبال ملی خداحافظی کند و فقط برای تیم باشگاهش بازی کند و از طرفی کادر تیم ملی امیدوارند که بتوانند او متقاعد کنند که به تیم ملی برگردد . دونادونی سر مربی تیم ملی ایتالیا حتی این امکان را برای او بوجود آورده است که فقط در مسابقات رسمی تیم ملی ایتالیا بازی کند . و تا این لحظه همه چیز بطور مساوی و 50 – 50 پیش می رود .
توتی و باشگاه آ.س رم
توتی فقط شانزده داشت که برای تیم آ.س رم به میدان رفت . او در آن سال 4 گل در 21 مسابقه به ثمر رساند . او لقب بهترین بازیکن ایتالیا را در سال 2000 و 2003 بدست آورد . او در فصل 1/2000 نقش به سرایی در قهرمانی تیم رم داشت و بهترین گلزن سری آ شد . در فصل 2/2001 سری آ با قهرمانی یونتوس به پایان رسید ولی توتی باز هم بهترین بازیکن سری آ شد با 14 گل زده .
4/2003 نقش کلیدی تر و موثر تری را نسبت سالهای قبل داشت و تیم رم با 20 گل زده توتی در رده دوم بعد از تیم میلان قرار گرفت
5/2004 یک فصل کاملا نا امید کننده بود. در این فصل تیم رم چهار مربی عوض کرد و در این سال او فقط 14 گل به ثمر رساند . که در تاریخ 19 دسامبر 2004 او به رکورد جاودانه 107 گل در باشگاه رم دست یافت . گل 107 رو در مقابل تیم پارما به ثمر رساند . رکورد قبلی در اختیار روبرتو پروزو بود .
6/2005 در این فصل او در بازی مقابل امپولی دچار مصدومیت شد و تا 11 می 2006 از میادین فوتبال دور بود. در این فصل تیم رم در رده دوم بعد از تیم اینتر قرار گرفت .
توتی از نگاه آمار در باشگاه آ.س رم

 


زندگی شخصی توتی با ایلاری بلاسی یکی از زیباترین مدل های ایتالیا که در حال حاضر مجری چند برنامه پر طرفدار در شبکه سراسری ایتالیا است ازدواج کرد . اولین فرزند این زوج (پسر ) به نام کریستین در ششم نوامبر 2005 بدنیا آمد. و اکنون بعد از مسابقات جام جهانی همسر او برای دومین باری باردار است و آنها 9 ماه آینده فرزند دومشان را در کانون خانوادگی شان خواهند داشت .
توتی یک مدرسه فوتبال به نام '' شماره 10 '' دایر کرده است و همچنین صاحب یک باشگاه موتور سواری به نام ''توتی تاپ اسپورت '' است .
بهترین دوستش برادرش ریکارد است . او همیشه می گوید که برادرش در زمان کودکی بازیکن بهتری بوده است ولی شانس خوبی برای پیشرفت در این مسیر را نداشته است . ریکاردو در حال حاضر مدیر برنامه های توتی می باشد
او همچنین با مربی سابق خود فابیو کاپلو روابط بدی دارد به این دلیل که کاپلو بدون هیچ اخطار قبلی باشگاه رم را ترک کرد و شرایط بدی را برای این تیم بوجود آورد . بنا به رفتار تند و خشن توتی خیلی از بازیکنان از این تیم رفتنند و کمتر بازیکن جوانی است که او را الگوی خود قرار دهد چند ماه بعد از رفتارهای نا بهنجار او کاپلو ، امرسون برزیلی و یوناتان زبینا فرانسوی رم را به مقصد یونتوس ترک کردند . و تا امروز هم باشگاه رم و هم طرفدان این باشگاه این سه نفر را مرود غضب و توهین قرار می دهند .
توتی به عنوان سفیر صلح یونیسف دو کتاب جوک برای کودکان چاپ کرده است که به نفع خیریه های این سازمان به نفع کودکان به فروش رسانده است
او توسط پله جزو 125 بازیکن برت دنیا که اکنون در قید حیات می باشند انتخاب شد. بعضی از این لطیفه ها بصورت کلیپ های کوتاهی با حضور خود او و دل پیرو و بوفون و نستا و کاسانو درست شدند .
قهرمان دوران کودکی توتی جوزپه جیانینی کاپیتان سابق تیم رم بوده است و او همیشه آرزوی این را داشته که با او دست بدهد. سالها بعد او شانس این را داشت که در کنار جیانینی در یک بازی دوستانه برای تیم رم به میدان برود


منبعhttp://www.footiran.ir/
|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  |
 تاریخچه باشگاه اینترمیلان

نام تیم = اینتر میلان

سال تاسیس = 1908

نام مدیر عامل فعلی= گیاکینتو فاکتی

نام سرمربی = روبرتو مانچینی

اسپانسر=Pirelli

نام ورزشگاه = جوزه په می آتزا

شماره تلفن باشگاه= 0039-02-77151

فکس باشگاه = 781514

سایت رسمی باشگاه = www.inter.it

اینتر پس از یووه و میلان با 13عنوان قهرمانی سریA و جام حذفی از تیم های محبوب در این کشور و سرتاسر دنیاست.مالک این باشگاه ماسیمو موراتی ثروتمند بزرگ و ابر مرد نفتی ایتالیاست.خانواده موراتی ریاست این باشگاه رااز پدر به ارث برده  ودر واقع به نظر می رسد مرد اول وهمه کاره اینتر به صورت موروثی  از خانواده موراتی باشد.البته از سه سال پیش به علت کسب ناکامی های اینتر در کسب مقام اول سریA این عنوان یعنی ریاست به فاکتی بازیکن اسبق اینتر سپرده شده است.اینتر دارای آمار بیشترین  تماشاگر در دیدار های خانگی در سریA است که با میانگین 55000 نفر در سال گذشته بالا تر از میلان و یووه قرار گرفت.

بهترین گلزن تمام دوران = جوزه په مه آتزابا 246 گل( که ورزشگاه کنونی اینتر به نام این بازیکن  بزرگ ایتالیایی است)

بهترین گلزن یک فصل = آنتونیو والنتین آنجلیلو با 33 گل ( فصل 59-1958)

بیشترین بازی باشگاهی = جوزپه برگومی 519 بازی

بیشترین بازی ملی = فاکتی با 112 بازی

بزرگترین خرید = ویری 1/32 میلیون یورو ( 2000-1999) از لاتزیو

بزرگترین فروش =رونالدو 28 میلیون یورو ( 03-2002) به رئال مادرید

افتخارات

2 قهرمانی جام باشگاه های اروپا ( 1965-1964)

3 قهرمانی جام یوفا ( 1991-1994-1998)

2 جام بین قاره ای( 65-1964)

13 قهرمانی سری آ ( 89-80-71-66-65-63-52-51-40-38-30-20-1910)

4قهرمانی در جام حذفی ( 2005-84-78-39)

2 قهرمانی سوپر جام ایتالیا ( 2005-1990)

بیشترین امتیاز در یک فصل = 72 امتیاز ( 2005-2004)

بهترین برد خانگی = پیروزی 9 بر 0 مقابل کاساله  ( 34-1933)

بهترین برد خارج از خانه = برد 6 بر 0مقابل ادینزه ( 61و1960)

بیشترین پیروزی = 27 ( 51-1950)

کمترین شکست = 2  ( 2005-2004 و 89-1988 و 65-1964)

بیشترین گل زده در یک فصل = 107 (1950-1951) ( با توجه به این که در آن زمان تعداد تیم های مو جود در لیگ اول ایتالیا 14 تا بود واینتر با میا نگین 1/4 گل در هر بازی رکوردی زد که به نظر من غیر ممکن است که کسی این رکورد را بشکند)

کمترین گل خورده در یک فصل 17  ( 87-1986)

منتظر تاریخچه ای دیگر از باشگاه اینتر و دیگر باشگاه های بزرگ جهان باشید.

مربیان ادوار گذشته
۱۹۲۶-۱۹۲۴
پائولو شیدلر
۱۹۲۸-۱۹۲۶
آرپاد ویشر
۱۹۲۹-۱۹۲۸
جوزف ویولا
۱۹۳۱-۱۹۲۹
آرپاد ویشر
۱۹۳۲- ۱۹۳۱
استوان توت
۱۹۳۴-۱۹۳۲
آرپاد ویشر
۱۹۳۶-۱۹۳۵
جیولا فلدمن
۱۹۶۰
کامیلو آچیلی
۱۹۶۰
جولیو کاپلی
۱۹۶۸-۱۹۶۰
هلینو هره را
۱۹۶۹- ۱۹۶۸
آلفردو فونی
۱۹۷۱-۱۹۶۹
هریبرتو هره را
۱۹۷۳-۱۹۷۱
جیووانی اینورنیتزی
۱۹۷۳
انی ماسیه رو
۱۹۷۳
هریبرتو هره را
۱۹۷۴
انی ماسیه رو
۱۹۷۵-۱۹۷۴
لوئیز سوآرز
۱۹۷۷-۱۹۷۶
جوز په چیاپلا
۱۹۸۲ -۱۹۷۷
یوجین برسلینی
۱۹۸۳-۱۹۸۲
رینو مارکزی
۱۹۸۴-۱۹۸۳
لوئیجی رادس
۱۹۸۶- ۱۹۸۴
ایلاریو کاستاگنر
۱۹۸۶
ماریو کورسکو
۱۹۹۱-۱۹۸۶
جیووانی تراپاتونی
۱۹۹۱
کورادو اوریکو
۱۹۹۲
لوئیز سوآرز
۱۹۹۴-۱۹۹۲
اسوالدو باگنولی
۱۹۹۴
جیامیرو مارینی
۱۹۹۵-۱۹۹۴
اوتاویو بیانچی
۱۹۹۵
لوئیز سوآرز
۱۹۹۷-۱۹۹۶
روی هاجسون
۱۹۹۷
لوچیانو کاستلینی
۱۹۹۸-۱۹۹۷
لوئیجی سیمونی
۱۹۹۸
میرکالوچسکیو
۱۹۹۹
لوچیانو کاستلینی
۱۹۹۹
روی هاجسون
۲۰۰۱-۱۹۹۹
مارچلو لیپی
۲۰۰۱
مارکو تاردلی
۲۰۰۳-۲۰۰۱
هکتور رائول کوپر
۲۰۰۳
کورادو وردلی
۲۰۰۴
آلبرتو زاکه رونی
۲۰۰۴ روبرتو مانچینی

بعضی از بازیکنان مشهور تاریخ باشگاه:
آدریانو،آلتوبلی،روبرتو باجو،دنیس برگکمپ،جوزپه برگومی،لوران بلان،روبرتو بونینسنا،آندریاس برهمه
یوری یورکائف ،  آنجلو دومنچینی ،امره ،جیاچینتو فاکتی ،جیووانی فراری ،لوئیزفیگو ،یورگن کلینزمن ،بنیتو لورنزی ،اوبا فمی مارتینز ، لوتار ماتئوس،ساندرو ماتزولا،جوزپه مه آتزا،جیان لوکا پالیوکا ،دانیل پاسارلا ،آنجلو پروتزی ، کریستسن ویه ری ، خاویر زانتتی ، ماکو برانکا  و...http://footballfans.blogfa.comمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  |
 تاریخچه باشگاه ارسنال
نام باشگاه
رئیس باشگاه : پیتر هیل وود
استادیوم : امارات لندن

1987 : سال تاسیس
www.arsenal.com : سایت رسمی باشگاه
www.arsenalfc.ir : سایت کانون هواداری در ایران
رنگ پیراهن : قرمز
سر مربی : آرسن ونگر

.شهر زیبا و صنعتی لندن ، از حمله شهرهای متمدن و قدیمی اروپا به شمار می آید و مردم این شهر هموتره به ورزش فوتبال علاقه فراوانی دارند از این رو تیمهای زیادی در این شهر بوجود آمدند که یکی از این تیم ها ، تیم پر افتخار آرسنال است

.این تیم را با 13 قهرمانی لیگ و 9 جام حذفی را باید یکی از بزرگترین تیم های جزیره دانست که در این ادعا هیچ شکی وجود ندارد
شروع داستان آرسنال در سال 1886 و به نام دایال اسکوئر Dial Square FC آغاز شد ، تیمی متعلق به کارخانه اسلحه سازی سلطنتی در جنوب لندن ، از همان زمان لقب تفنگداران The Gunner به این تیم اطلاق شد ، اما مدتی بعد نام وولویچ اف سی آرسنال تغییر یافت.
.این تیم در سال 1891 حرفه ایی شد و 2 سال بعد به لیگ انگلیس پیوست و در سال 1904 به دسته اول راه یافت اما نتوانست در این دسته باقی بماند

.در فصل 14 - 1913 باشگاه به حاشیه شمال رودخانه تامیز و منطقه هایبری تغییر مکان یافت و نام آن به آرسنال تغییر پیدا کرد . در سال 1919 آرسنال بار دیگر به دسته اول بازگشت و تا کنون موفق شده خود را حفظ کند
.این رکوردیست که هنوز در فوتبال انگلیس دست نخورده باقی مانده است و هر سال به قدمت آن افزوده میشود
.شش سال بعد دومین اتفاق مهم پس از صعود به دسته اول برای آرسنال رخ داد ، در سال 1925 هربرت چاپمن به سمت مربیگری این تیم برگزیده شد

چاپمن جادویی

چاپمن که پیش از آن تیم هادرزفیلد تاون را به 3 قهرمانی پیاپی در لیگ رسانده بود ، این عمکرد درخشان را در آرسنال تکرار کرد. پس از قهرمانی در جام حذفی در سال 1930 که به فتح لیگ در 12 ماه بعد پیگیری شد ، آرسنال با رکورد هادرزفیلد برابری کرد ، چرا که قهرمانی در .سالهای 1933 تا 1035 نیز به درست آمد

.بوجود آورد W-M بجز این افتخارات چاپمن انقلاب تاکتیکی را در آرسنال و انگلستانبا استفاده از سیستم
.مرگ این مرد بزرگ در سال 1934 آرسنال را بهت زده نمود و به هرجال جرج آلیسون جای وی را پر کرد

در زمان مربیگری آلیسون و با حضور مهاجمی چون "تد دراکی" در سالهای 1936 و 1938 به ترتیب جام حذفی و لیگ را فتح کردند و پس از جنگ جهانی دوم 2 عنوان دیگر در سالهای 1948 و 1953 نصیب آرسنال شد که دومی با تفاضل گل بهتر به پرستون نورث اند به دست آمد. به .علاوه جام حذفی 1950 نیز به افتخارات سرخپوشان افزوده شد

.آرسنال تا کنون 12 بار قهرمان جام قهرمانان انگلیس نیز شده است

پس از نیم دهه سکون ، بار دیگر در زمان "برتی می روند" اوج گیری آرسنال آغاز شد. لندنی ها در سال 1979 (5 سال پس از می) جام بین شهرهای فیزرکاپ که ابتدا جام یوفا با این نام برگزار میشد را فتح کردند. یک فصل لیگ و جام حذفی را تواماً به دست آورد ، اما دوباره دوران .رخوت فرا رسید و تمام تلاش تیم تا پایان این دهه یک قهرمانی در جام حذفی 1979 آن هم با پیروزی دلچسب بر منچستریونایتد را به همراه داشت

گراهام طلایی

.هشت سال انتظار دیگر آرسنالی ها ، آغاز دوران طلایی به رهبری جرج گراهام به همراه داشت. قهرمانی جام اتحادیه با پیروزی بر لیورپول حاصل شد


اما یک پیروزی احساسی ار با گل دقیقه آخر مایکل توماس در آنفیلد برد (دو بر صفر) دیگری را برای آرسنال به ارمغان آورد تا آنها در آخرین لحظه قهرمانی لیگ در سال 1989 را از لیورپول بربایند. تیم گراهام در سال 91 قهرمان لیگ، در سال 93 دو جام و در سال 94 قهرمان جام یوفا .شد

هایبوری و نقل مکان به استادیوم مدرن امارات

.استادیوم اختصاصی توپچیهای لندن ، هایبوری نام دارد که با توجه به تعداد بیشمار هواداران این تیم ، این استادیوم گنجایش بسیار کمی داشت و جوابگوی هجوم تماشاگران نبود

سرانجام در اوایل دهه جدید سران باشگاه با ساخت یک استادیوم جدید و بزرگ با امکاناتی پیشرفته از هایبوری به خانه جدیدشان که با مشارکت شرکت هواپیمایی امارات ساخته شده است نقل مکان کردند.

ارتباط فرانسوی

بعد از جدایی گراهام، آرسن ونگر رهبری آرسنال را در آستانه قرن جدید پذیرفت

.مرد فرانسوی با آوردن ستارگان متعدد بین المللی و از جمله هموطنانش نظیر پاتریک ویرا و تیری هانری ، از سال 2000 به بعد 6 قهرمانی را نصیب باشگاه کرد
آرسنال در این سالها با درخشش ستارگان انگلیسی خود همچون دیوید سیمن (دروازه بان افسانه ایی آرسنال و انگلستان) تونی آدامز ، دیوید پلات ، یانرایت و ستارگان خارجی مانند دنیس برکگمپ ، مارک اوورمارس (هلند) ، پاتریک ویرا ، امانوئل پتی ، سیلوین ویلتورد ،تیری آنری ، آنلکا ، رابرت پیرس (فرانسه) فردریک لیونبرگ (سوئد) در میادین مخالف انگلیس و اروپایی درخشیده است

.تاکنون مردان ونگر به رغم شایستگی نتوانسته اند در رقابتهای حرفه ایی اروپا موفق باشند، تیم صاحب سبک ونگر در این سالها به یک فینالیست بودن در جام قهرمانان اروپا در سال 2000 بسنده کرده است

.در این فصل آرسنال با استفاده از نامدارانی چون ون پرسی ، فابرگاس ، روسیچکی ، ابوئه ، آدبایور ، توره ، و .. و تاکتیکهای فنی و روحی روانی ونگر در تکرار قهرمانی در لیگ برتر ، جام حذفی و همچنین درخشش در اروپا حرف اول را میزندhttp://www.arsenalfc.ir/منبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  |
 معرفی بازیکنان این فصل تیم میلان برای هواداران این تیم

Goalkeeper

Dida  

1

Dida  

Birth date: 10/7/1973
Kalac Zeljko

16

Kalac Zeljko

Birth date: 12/16/1972
Storari Marco

26

Storari Marco

Birth date: 1/7/1977
Fiori Valerio

29

Fiori Valerio

Birth date: 4/27/1969

Defenders

Cafu  

2

Cafu  

Birth date: 6/7/1970
Maldini Paolo

3

Maldini Paolo

Birth date: 6/26/1968
Kaladze Kakha

4

Kaladze Kakha

Birth date: 2/27/1978
Costacurta Alessandro

5

Costacurta Alessandro

Birth date: 4/24/1966
Nesta Alessandro

13

Nesta Alessandro

Birth date: 3/19/1976
Simic Dario

17

Simic Dario

Birth date: 11/12/1975
Jankulovski Marek

18

Jankulovski Marek

Birth date: 5/9/1977
Favalli Giuseppe

19

Favalli Giuseppe

Birth date: 1/8/1972
Grimi Leandro

24

Grimi Leandro

Birth date: 2/9/1985
Bonera Daniele

25

Bonera Daniele

Birth date: 5/31/1981
Serginho  

27

Serginho  

Birth date: 6/27/1971
Oddo Massimo

44

Oddo Massimo

Birth date: 6/14/1976

Midfielders

Gattuso Gennaro Ivan

8

Gattuso Gennaro Ivan

Birth date: 1/9/1978
Seedorf Clarence

10

Seedorf Clarence

Birth date: 4/1/1976
Gourcuff Yoann

20

Gourcuff Yoann

Birth date: 7/11/1986
Pirlo Andrea

21

Pirlo Andrea

Birth date: 5/19/1979
Kaká  

22

Kaká  

Birth date: 4/22/1982
Ambrosini Massimo

23

Ambrosini Massimo

Birth date: 5/29/1977
Brocchi Cristian

32

Brocchi Cristian

Birth date: 1/30/1976

Forwards

Ricardo Oliveira  

7

Ricardo Oliveira  

Birth date: 5/6/1980
Inzaghi Filippo

9

Inzaghi Filippo

Birth date: 8/9/1973
Gilardino Alberto

11

Gilardino Alberto

Birth date: 7/5/1982
Borriello Marco

15

Borriello Marco

Birth date: 6/18/1982
Ronaldo  

99

Ronaldo  http://www.acmilani.ir/منبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 زندگینامه کاکا بهترین بازیکن سال جهان
 نام : ریکاردو ایزاکسون داسنتوس لیته      
 
تاریخ تولد: 22 aprile 1982 a Brasilia
 سن: 2۳
تیم: Milan
قد: 186 cm   ( ماشاالله)
وزن: 73 kg
 
 
ریکاردو ایزاکسون دوسانتوس لیته .... بازیکنی که بردار کوچکش نمیتوانست ریکاردو صدایش بزند به او کاکا می گفت و این اسم روی او ماند و با این اسم در دنیا شناخته شد
ریکاردو جذاب ترین  بازیکن تاریخ فوتبال برزیل در سال۱۹۸۲ در ساپوئولو برزیل ( مقر و پایگاه سرزمین سرزمین فوتبال ) به دنیا امد ... برخلاف همه ستارگان برزیلی که زندگی سخت و رقت باری در کودکی داشتند کاکا در یک خانواده کاملا مرفح بزرگ شد و هیچ سختی در زمانی کودکی نکشید ... ریکاردو از همان کودکی مثل همه برزیلی دیوانه فوتبال بود و ساپوئولو باشگاهی بود که او را کشف کرد
کاکا در خاطراتش می گوید : پدرم همیشه مرا با ماشین مدل بالا به کمپ نوجوانان برزیل می رساند در صورتی که من می دیدم دوستانم بدلیل مشکلات مالی با اوتوبوس و حتی با پای پیاده مسافتهای طولانی را طی می کردند و خود را به زمین می رساندند و من همیشه در این مورد شرمنده دوستانم بودم !
با این حال کاکا در مدرسه فوتبال ساپائولو رشد و پیشرفت کرد و خودش را نشان داد و در سال ۲۰۰۱ توسط فیل بزرگ اسکولاری به تیم ملی برزیل دعوت شد تا کاکا اولین حضور خودش در جام جهانی در ( کره و زاپن ) تجربه کند ... اما این جام جهانی برای او چیزی جز نیمکت نشینی نداشت
کاکا به غیر از دقایقی اندک عمدتا نیمکت نشین ریوالدو بزرگ بود
در هر صورت او طعم شیرنی قهرمانی را چشید و جام جهانی را بالای سر خود برد
بعد جام جهانی تیم های مطرحی چون رئال و میلان و ... خواهان جذب او شدند اما میلان پیروز شد و در سال ۲۰۰۳با خریدی قابل توجه معادل ۵ . ۸ ملیون یوورو یکی از بهترین خریدهای تاریخش را بدون شک از ساپوئولو کرد
بسیاری گمان می کردند او در میلان هم نیمکت نشین ریوالدر بزرگ خواهد شد اما سرنوشت طور دیگری رقم خورد و کارلتو با بها دادن به کاکا  ریوالدو  را نیمکت نشین محض کرد و به گونه ای او را در جهان فوتبال محو کرد و کاکا را به دنیای پراوازه فوتبال معرفی کرد
کاکا در اولین سال حضورش موفق شد کالچو را بالای سر خود ببرد ... ریکاردو در حال حاظر یکی از ستارگان بی چون و چرای فوتبال می باشد و رئال و چلسی به هر قیمتی سخت خواهان او هستند اما کاکا در حین جام جهانی ۲۰۰۶ قرار دادش را تا ۴ سال دیگر تمدید کرد تا همه حرف و حدیث ها را به پایان برده و همچنان افتخار پوشیدن پیراهن پر افتخار روسونری را داشته باشد
 
 
جادوگر برزیلی ( رونالدینیو ) درباره صمیمی ترین دوستش در تیم ملی می گوید : کاکا در جام جهانى قبلى فقط به مدت ۱۹ دقيقه در برابر كاستاريكا بازى كرد، ولى ما از همان موقع مى دانستيم كه او يك ستاره خواهد شد و حتى از قبل از سال ۲۰۰۲ نيز از استعدادهاى او باخبر بوديم، زيرا در سائوپائولو بازى هاى بسيار خوبى را ارائه داده و سپس به ميلان كوچ كرده بود. از همان موقع مشخص بود كه او سر از اروپا درخواهد آورد، زيرا بسيار بااستعداد و معلوم بود كه باشگاه هاى بزرگ از او نخواهند گذشت. با اين حال وقتى مستقيماً به سن سيرو رفت، من متعجب شدم زيرا فكر مى كردم او ابتدا به يك تيم درجه دوم خواهد پيوست و سپس سر از باشگاهى مثل ميلان درخواهد آورد. هر چه هست، او يك بازيكن فوق العاده است. هم يك پاسور عالى نشان مى دهد و هم يك تمام كننده مجرب. فراتر از آن مى تواند با يك لحظه جرقه زدن كار را به سود تيمش تمام كند. گلى را كه فصل پيش به فنرباغچه در جام قهرمانان اروپا زد، ديديد؟ حتى يك نفر نتوانست طى مسير با تكل زدن، توپ را از او بگيرد
با این حال او اینده فوتبال برزیل است 
 
 
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 زندگینامه اسطوره شهر میلان

در جام جهانی 2002 اگر چه بسیاری از تماشای سامبای برزیلی در شب پایانی لذت بردند اما ما حاضر نبودیم صحنه التماس پائولو مالدینی با ان موهای براق و مشکی و صورت معصومانه مقابل ناداور اکوادوری را با هیچ چیز معاوضه کنیم

لاجوردی ترین مردان دنیا کنار رفته بودند و ما در اوج ناراحتی به اشکهای مردی چشم دوخته بودیم که قصر رویاهایش فرو ریخته و بدون هیچ نشان و افتخاری از بزرگترین فستیوال جهانی به خانه بر می گشت . پائولو 23 بار در جام جهانی برای ایتالیایی ها به میدان رفت و دست خالی بازگشت.با این حال او همچنان محبوب بود وماند .... حتی اگر ثمره حضورش در 4 دوره جام جهانی جز اشک و افسوس هیچ نبود .

مردی از نسل تعصب با 38 سال سن هنوز از نفس نیفتاده و در تازه ترین اظهار نظرش اعلام نموده فعلا قصد وداع با دنیای حرفه ای ندارد . و بر ماندنش چنان اصرار می ورزد که هنوزم در رده باشگاهی بی همتاست . 22 سال بی وقفه در یک باشگاه از او بتی ساخته است که نمونه اش در سراسر دنیا فوتبال نایاب است . بتی که گویی الهه باد بر ساق هایش بوسه زده و الهه قدرت لباس جاودانگی را بر پیکر ه اش تراشیده است .

باورم این است حتی خود چزاره هم روزی که جام جهانی را زیر نور فلاش دوربین های عتیقه بوسه زد تصور نمی کرد که از او فرزندی زاده شود که (( ااسطوره زنده اترزوری)) لقب بگیرد. جایی خواندم که نه تنها در ایتالیا که در هیچ کجای این کره خاکی پدر و پسری مانند < چزاره و پائولو > ظهور نکردند. انها در حقیقت درخشان ترین نمونه پسر و پدر فوتبالیست هستند.

چزاره صاحب 6 فرزند شد اما کوچک ترین فرزند او بزرکترین لیدر لشکر لاجوردیها شد. تا < مالدینی > همچنان در فوتبال اروپا زنده باشد

پائولو مالدینی کبیر با ان چشمان ابی و قد بلند و چهره جذاب به هر انچه که در فوتبال باشگاهی دنیا خلق شده چندین بار بوسه زده است . از اسکودتو بگیر و کوپا و جام قهرمانان اروپا و جام ببین قاره ای همه در ویترین افتخارات این ابر ستاره یافت می شود و شگفت این که او هیچ کدام را به دست نیاورده مگر در قامت پرافتخار میلان.

خبر می رسد که فرزنده پائولو ( کرستین )  عضو تیم نوجوان رو سونریها شده است ایا کریستین  می تواند راه پدرانش را ادامه دهد تا همچنان خاندان بزرگ مالدینی بر تارک فوتبال سبز اروپا بدرخشد ؟

 

امار سرانگشتی از پائولو

تاریخ تولد : June 26, 1968
متولد : شهر میلان
قد : ۱۸۷
وزن : ۸۵
اولین بازی ملی:  March 1988 در برابر یوگسلاوی
تعداد بازیهای ملی : ۱۲۶ بار و با حضور در ۴ دوره جام جهانی و ۷۶ بار کاپیتان ... رکوردی جاویدان
تعداد گل ملی : ۷
اولین بازی میلان : میلان با ادینزه در سال ۱۹۸۵
(( بسیاری گمان میکردند او فوتبالیست خوبی نیست و لایق میلان نخواهد بود و به خاطر پدرش روسونری شد اما پائولو ثابت کرد از پدرش برتر است ))
تعداد بازی در میلان
در سری A :  بیست و دو فصل با ۵۸۲ بازی و ۲۷ گل
در جام  اروپا : ۱۴۶ بازی و ۳ گل
مالدینی رکوردی دیگری رو هم با رکوردهای دیگرش به  یدک می کشه با گلی که به لیورپول در ثانیه ۵۱ زد سریع ترین گل رو به ثمر رسوند و مسن ترین گل زن تاریخ جام باشگاهها می باشد
بهترین بازیکن زیر ۲۳ سال در سال ۱۹۸۹ و چندین بار در سالهای متوالی جزو ده فوتبالیست برتر دنیاست
الگو ورزشی : فرانکو بارسی
بازیکن مورد علاقه : مارادونا ( همه به احترام او باید کلاهشان را به احتزار در اورند او بهترین بازیکنی بود که مقابلش بازی کردم و از این حیث به خود افتخار می کنم ! )
 
افتخارات
 ۴ جام باشگاههای اروپا در  (89, 90, 94, 2003 )
۲ جام بین قاره ای  (89 , 90)
۴ سوپر کاپ اروپا     ( 89, 90, 94, ۲۰03)
۷ کالچو  (88, 92, 93, 94, 96, 99, ۲۰04)
۵ سوپر کاپ ایتالیا  (88, 92, 93, 94, ۲۰04)
۱ جام حذفی ایتالیا : ۲۰۰۳
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 زندگینامه الکسی نستا
الساندرو اسپ نستا بازیکنی که ساندرو  یا  اسپ صدایش می کنند در 19 مارچ ۱۹۷۶ در یک خانواده متوسط رو به مرفه در شهر رم به دنیا امد ... در ۵ سالگی کمر درد گرفت و به توصیه دکتر باید رو به ورزشی می اورد تا وضعش بهتر شود .... از همین رو پدرش اسمش رو در اکادمی فوتبال لاتزیو نوشت چرا که او عاشق تیم لاتزیو بود ... الساندرو از همان کودکی نبوغ و استعدادش را در فوتبال به خصوص در دفع توپ در پست مدافع  نشان داد و همین امر باعث شد تا کادر فنی جونان لاتزیو به او توجه ویزه ای کنند او در نهایت ارزوی پدرش را براورده کرد و پیراهن لاتزیو را بر تن کرد و الساندرو تبدیل شد به محبوب شماره ۱ رمیهای هوادر لاتزیو
نستا به قدری جذاب و دوست داشتنی بود که هوادران رم ( مخالف سرسخت این تیم ) هم او را دوست داشتند و برای او هورا می کشیدند از این رو به نستا و توتی محبوب شهر رم می گویند
نستا در سال ۱۹۹۸ با رفیق صمیمیش گابریلا پانوزی ازدواج کرد .. گابریلا که برخلاف نستا چندان خوش قیافه نیست و جالبه بونید که سیگاری هم هست باعث ناراحتی و نارضایتی نستا شده و الساندرو برای ترک این عادت سعی میکنه او رو به ورزش روی بیاره ( به خصوص بدنسازی ) تا سیگار کشیدن رو ترک کنه
 محبوب شهر رم در سال ۲۰۰۲ در میان انبوهی از اشکهای هواداران لاتزیو این تیم رو ترک میکنه و به میلان کوچ میکنه تا این بار محبوب میلانیها شود ... در همان سال قبل از بازی با بارسا به نستا خبر می دهند که دوست صمیمی اش ( پس عمو جوانش ) که فوتبالیست هم بوده بر اثر سانحه رانندگی در گذشته
 نستا ۲ برادر و ۱ خواهر دار که متاسفانه خواهرش هم در سال ۲۰۰۰ بر اثر سانحه رانندگی جان خودش رو از دست میده تا تلخ ترین خاطره نستا در زندگی اش رخ بده
الساندرو بدشانس در تورنومنت های بزرگ نظیر جام جهانی هم شانسی نداره که همون طور که میدونید در جام ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ که ایتالیا قهرمان شد بدلیل مصدومیت .. نستا قادر به ادامه بازیها نشد
و همه اینها نشان می دهد که نستا دوست داشتنی و محبوب ما یکی از بدشانس ترین بازینان بزرگ جهان فوتبال هست
از خصوصیات نستا باید بهتون بگم که بازیکنی است که ار حاشیه در فوتبال وحشت داره و فرار میکنه و به قدری کم حاشیه هست که رسانه ها هیچ وقت او را پیدا نمی کنند
اکثر اوقات فراغتش در خونه می گذره .... کتاب میخونه و موسیقی کلاسیک گوش می کنه و عمدتا فیلم می بینه در ضمن خوابیدن رو هم خیلی دوست داره 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 معرفی تیم میلان
نام باشگاه: آث ميلان A.C.MILAN
 
رئيس باشگاه: سيلويو برلوسكوني
 
سال تاسيس: 1899 ميلادي
 
آدرس سايت رسمي: www.acmilan.com
 
نام استاديوم: سن سيرو با گنجايش 85700 نفر
 
رنگ لباس: پيراهن قرمز و سياه  وشورت سفيد
 
 
كشور ايتاليا ، يكي از مهدهاي بزرگ فوتبال است. همواره در شهرهاي اين كشور ، فوتبال حرف اول را مي زند. رم ، ميلان ، ناپل و تورين از جمله شهرهاي فوتبال خيز ايتاليا به شمار مي آيند.
شهر ميلان به عنوان يكي از بزرگترين و زيباترين شهرهاي كشور چكمه ، با حضور دو تيم بزرگ و معروف اينتر و ميلان ( آث ميلان) هميشه مركز فوتبال ايتاليا بوده و هست. مردم اين شهر نيز از پرشورترين طرفداران فوتبال هستند و نتايج و حاشيه فوتبال را پيگيري مي كنند.
 
تيم ميلان در سال 1899 ميلادي توسط عده اي از جوانان شهر تشكيل شد. پس از اينكه ميان اعضاي تيم اختلاف افتاد ، عده اي از معترضين به قصد رقابت با ديگر افراد تيم ، تيم اينتر را تاسيس كردند.
  
 
تيم ميلان اولين قهرماني خويش را در سال 1901 جشن گرفت. از همان ابتدا ، ميلان طرفداران بسياري را جذب كرد. ميلانيها در سالهاي 1906- 1907 و 1951 باز هم به جام قهرماني باشگاههاي ايتاليا ( سريA ) دست يافتند. راه راه پوشان روسونري با كسب 12 عنوان قهرماني ديگر در باشگاههاي ايتاليا درسالهاي 1955- 1957- 1959 – 1962- 1968- 1979- 1988- 1992- 1993- 1994- 1996 و 1999 و ۲۰۰۳همچنين با پنج قهرماني جام حذفي در سالهاي 1967- 1972- 1973 و 1977 و 2003 و پنج سوپر جام ايتاليا در سالهاي 1988- 1992- 1993- 1994 _2004 از پرافتخار ترين تيمهاي ايتاليا محسوب مي شوند. اوج قدرت آث ميلان را مي توان در اواخر دهه 80 ميلادي و اوايل دهه 90 ميلادي مشاهده نمود.
 
 
 
سيلويو برلوسكوني ، سياستمدار بزرگ ايتاليا هنگامي كه صاحب باشگاه شد ، با به خدمت گرفتن بازيكنان بزرگي مانند رودگوليت ، ماركوفان باستن و فرانك ريكارد هلندي و بازيكنان ايتاليايي چون مالديني ، باره سي و تاسوتي نقشه هاي قهرماني فوتبال ايتاليا و جهان را رسم نمود.
 
 
 
گماردن نظريه پرداز بزرگي چون آريگو ساچي به سمت مديريت فني ، شهرت و آوازه ميلان را بيش از پيش نمايان ساخت. با آمدن فابيو كاپلو و كسب قهرماني هاي متعدد آث ميلان با اين مربي ، محبوبيت برلوسكوني ، در ميان طرفداران انبوه ميلان و مردم عادي افزايش يافت. تا جايي كه اكنون به عنوان نخست وزير كشورايتاليا مشغول به كار است. ميلان در سالهاي 1963-1969- 1989- 1990- 1994 ـ 2003 به جام باشگاههاي اروپا نيز دست يافته است و به لطف بازيكنان طراز اول و مربي توانمند خود چهارسوپر جام اروپا در سالهاي 1989- 1990 و 1995  _2003 را فتح كرده است.
اكنون كه برلوسكوني با مشغله كاري فراواني رو به روست ، آدريانو گالياني به عنوان معاونت باشگاه اداره امور تيم را بر عهده دارد.
يكي از نامدارترين ترين بازيكنان ميلان ، جياني ريورا است كه با 501 بازي تا كنون بيشترين حضور را در ميدان همراه با آث ميلان داشته است.
اينك تيم آث ميلان از نظر كسب قهرماني و جام در مسابقات اروپايي و جهاني يكي از پرافتخارترين تيمهاي جهان فوتبال محسوب مي شود.
 
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 پسرطلايى ميلان، بازيكن سال جهان
رؤيايى كه به حقيقت پيوست

 
161418.jpg
۲۰۰۷ سالى رؤيايى براى او بود. در اين سال آنقدر عنوان و افتخار كسب كرده كه به راحتى مى تواند بقيه سال هاى عمرش را استراحت كند و مطمئن باشد حسرت هيچ افتخارى را بر دل نخواهد داشت اما ستاره ۲۵ ساله ميلان و تيم ملى برزيل جوان تر و با انگيزه تر از اين حرف ها است. او توپ طلاى اروپا و عنوان بهترين بازيكن سال را يكجا در كارنامه دارد اما درست از لحظه  دريافت جايزه به دربى يكشنبه شب مقابل پسرعموهاى ميلانى و فينال آينده ليگ قهرمانان در مسكو فكر مى كند.
كاكا با دريافت جايزه بهترين بازيكن جهان چه احساسى دارى؟
<   احساس فوق العاده اى است، قرار گرفتن در جمع سه بازيكن برتر سال رويايى است كه به حقيقت پيوسته و اين آرزوى هر بازيكنى است كه در صدر اين فهرست قرار بگيرد. همه اينها مرا بى نهايت خوشحال مى كنند.
برنده توپ طلا را كارشناسان و روزنامه نگاران انتخاب مى كنند در حالى كه بهترين بازيكن سال جهان را مربيان و كاپيتان هاى تيم هاى مختلف انتخاب مى كنند. اينها دو احساس متفاوت ايجاد مى كند؟
<   اينها دو جايزه كاملا متفاوت است، خيلى مهم است كه جايزه اى را از منتقدان و روزنامه نگاران بگيرى اما انتخاب شدن توسط مربيان و بازيكنان هم زيباست و من امسال آنقدر خوش شانس بودم تا حمايت هر دوى اينها را با هم داشته باشم.
نظرت درباره دو بازيكن بعد از خودت در اين فهرست يعنى ليون مسى و كريستيانو رونالدو چيست؟
<  آنها دو بازيكن بزرگ با نبوغى فوق العاده هستند كه آينده اى درخشان انتظارشان را مى كشد. هر دوى آنها خيلى جوان هستند و در واقع من با ۲۵ سال سن پيرترين بازيكن اين جمع هستم اين نشان از سطح بالاى فوتبال و آينده درخشانى است كه چشم انتظار فوتبال است.
سال فوق العاده اى را سپرى كردى، به نظرت درخشان ترين افتخار فصل ات كدام است؟
<  فكر مى كنم ليگ قهرمانان اروپا اهميت بالايى برايم داشت و تاثير زيادى هم روى زندگى من داشت و فكر مى كنم اين قهرمانى برترين عنوان اين سال بود قهرمانى اروپا بزرگترين افتخار باشگاهى است.
شما بهترين بازيكن جهان هستى و الگوى بسيارى از جوانان، الگوى كاكا چه كسى است؟
<  بازيكنى كه از كودكى الگوى من بود «راى» است. بازيكنى كه در سائوپائولو و پارى سن ژرمن بازى مى كرد و وقتى بزرگتر شدم او ستاره اى بود كه افتخارات زيادى را براى سائوپائولو به دست آورد. راى از اولين بازيكنانى بود كه آرزو داشتم مثل او شوم.
آرزوى كاكا براى سال ۲۰۰۸ چيست؟
< من مى خواهم همچنان برنده باشم. ليگ قهرمانان بزرگترين افتخار است اما ليگ ايتاليا هم اهميت بالايى دارد. ميلان تيم بزرگى است كه هميشه به پيروزى فكر مى  كند و امسال مى  خواهيم هر دو عنوان را به دست بياوريم.
ميلان در صحنه هاى بين المللى عالى است اما در سرى A ضعيف است فكر مى كنى اشكال كجاست ؟
< ما در سرى A مشكلاتى داشته ايم اما هنوز مى توانيم قهرمان شويم ميلان هميشه سعى مى كند در همه رقابت ها موفق باشد. من مطمئنم به زودى تمام مشكلات حل مى شود و ميلان دوباره مثل هميشه يكى از مدعيان خواهد بود.
در تيم ملى برزيل به يك رهبر تبديل شده اى با اين مساله چطور كنار مى آيى؟
<هر گاه كه جايزه اى دريافت مى  كنم مسؤوليت ام در باشگاه و در كشورم بيشتر مى شود اما من ياد گرفته ام با اين مسائل كنار بيايم و اين نمى تواند مشكلى براى من باشد.
جام جهانى در سال ۲۰۱۴ به برزيل باز مى گردد، به عنوان يك برزيلى چه احساسى در اين مورد دارى؟
<   شادى بزرگى است و من براى رسيدن آن روز لحظه  شمارى مى كنم. نمى دانم در آن زمان هنوز فوتبال بازى مى كنم يا زيادى پير شده  ام اما هر كارى براى اين ميزبانى انجام مى دهم. اين ميزبانى براى پيشرفت برزيل خيلى مهم است و يك شانس بزرگ براى مردم. كشور براى اين اتفاق بازسازى مى شود و مطمئن ام جام بزرگى خواهد بود.
از اشتباهات جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان چه درس هايى گرفتى؟
<  اينكه نبوغ ستاره ها به تنهايى براى پيروزى كافى نيست و اگر مى خواهى در يك تورنمنت مهم قهرمان شوى بايد از هر جهت آماده باشى من فكر مى كنم ما بايد تلاش و برنامه ريزى بيشترى انجام دهيم.
http://www.iran-varzeshi.comمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 مسى: فقط يك ديگو وجود دارد
سال ۲۰۰۷ سال رشد و بلوغ او بود. در ۲۰ سالگى خودش را كاملا با شرايط وفق داد و تبديل به يك ستاره جهانى شد. ستاره جوان آرژانتينى در ۱۲ ماه گذشته آنقدر رشد و پيشرفت كرد تا نامش را به عنوان يكى از مدعيان عنوان بهترين بازيكن سال جهان مطرح كرد و در نهايت بعد از كاكا و بالاتر از كريستيانو رونالدو در رتبه دوم ايستاد. مسى شنبه شب سخت مصدوم شد و احتمالا در يك ماه آينده در ميادين نخواهد بود اما برنامه هاى زيادى براى آينده دارد.

چه احساسى دارد قرار گرفتن در جمع برترين بازيكن سال فيفا؟
< قرار گرفتن در جمع ۳ فيناليست واقعا دوست داشتنى است و بودن در اين مراسم فيفا گالا. من از اين موضوع خيلى خوشحالم.
درباره كاكا و كريس رونالدو چه نظرى دارى؟
< چه چيزى بايد درباره آنها بايد بگويم؟ آنها هر فصل نشان مى دهند چه بازيكنان بزرگى هستند. كريستيانو رونالدو قهرمان ليگ برتر شده و كاكا يكى از بازيكنان كليدى ميلان در قهرمانى اروپا بود اگر آنها اينجا هستند به خاطر فصل خيلى خوبى است كه سپرى كرده اند.
سال ۲۰۰۷ سال موفقيت آميزى براى بارسلونا نبود اما ليونل مسى در اين سال خودش را به عنوان يك نابغه مطرح كرد. بزرگترين امتياز اين سال ات چه بود؟
< اين سال براى زندگى شخصى من سال فوق العاده  مهمى بود. من توانستم در اين سال پيشرفت كنم چيزى كه هميشه براى رسيدن به آن تلاش كرده ام. اميدوارم سال آينده به افتخارات مهمى برسيم.
بارسلونا تيم خوبى به نظر مى رسد اما سال پيش همه اهداف اش را از دست رفته ديد، فكر مى كنى مشكل اصلى چيست؟
< نمى دانم براى ما چه اتفاقى روى داد. ولى اين يك حقيقت است كه ما از همه افتخارات دورمانديم. شما از اشتباهات درس مى گيريد و من اميدوارم اين در بارسا هم روى دهد.
برنامه هايت براى سال ۲۰۰۸ چيست؟
< از نظر تيمى دوست دارم به خيلى چيزها برسم. بارسلونا هميشه به بردن تمام افتخارات ممكن فكر مى كند. ما مى دانيم اين سخت است اما غيرممكن نيست اما ما به اندازه كافى تيم بزرگى هستيم كه بتوانيم هر كارى انجام دهيم از نظر شخصى هم سعى مى كنم بهترين باشم.
از اينكه با مارادونا مقايسه مى شوى چه احساسى دارى؟
< احساس خيلى خوبى دارم. كاملا آرامش دارم. همانطور كه بارها گفته ام اين يك افتخار و يك تشبيه دوست داشتنى است اما ديگو واقعا يگانه است.
شروع فصل فوق العاده اى داشتى و خيلى ها معتقدند شما بهترين ستاره تيم پرستاره بارسا هستيد. در رختكن و كنار چنين ستاره هايى بودن چه احساسى دارد؟
< حقيقت اين است كه رختكن چنين تيمى فوق العاده است. چون همگى خوب هستند و احساس بسيار خوبى حاكم است.
به تيم آرژانتين برسم، فضاى تيم آرژانتين براى جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقا چه طور است؟
< فضاى خيلى خوبى است و يك تيم فوق العاده. وقت زيادى براى آماده شدن داريم و تعداد زيادى مسابقه تا به فرم ايده آل برسيم. من شك ندارم كه بازيكنان آرژانتينى فوق العاده خواهند بود.
جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان خاطرات تلخى براى شما داشت چه درس هايى از اين جام گرفتى؟
< خب آن اولين جام جهانى من بود و من فقط ۱۹ سال داشتم. اما با اين حال بازى كردم و گل زدم. اين واقعا خيلى خوب است اما در نهايت ما نتوانستيم به آنچه مى خواهيم برسيم.
آرژانتين ۲ قهرمانى جهان دارد اما هر دوى آنها قبل از تولد تو به دست آمده. اما وقتى جام جهانى ۲۰۱۰ برگزار مى شود تو در بهترين سن ممكن خواهى بود. فكر مى كنى تو مردى خواهى بود كه در كسب سومين عنوان به كشورت كمك كنى؟
< البته بردن يك جام جهانى ديگر روياى بزرگى است براى همه آرژانتينى ها. ما هميشه تا مراحل بالا پيش رفته ايم اما نتوانسته ايم كار را تمام كنيم. اجازه دهيد اميدوار باشيم امسال به اين عنوان برسيم.


161289.jpg

http://www.iran-varzeshi.comمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 رونالدو: من شادترين آدم روى زمينم
كريستيانو رونالدو با تمام شايستگى هايش در رده بندى بهترين بازيكنان جهان نشان برتر دريافت كرد. اين هافبك هجومى پرتغالى بدون شك يكى از بهترين هاى جهان است كه نقش مهمى در موفقيت هاى منچستريونايتد دارد. او در مصاحبه اختصاصى با سايت فيفا درباره حضور در جمع بهترين هاى جهان، تيم ملى پرتغال، منچستريونايتد و لوييس فيگو صحبت كرده است.

كريستيانو به ما بگو الان چه احساسى دارى؟
< افتخار مى كنم كه در كنار ۲ بازيكن فوق العاده حضور يافته ام. من الان شادترين آدم روى زمين هستم. درست است كه جايزه را نبردم اما واقعاً اهميتى ندارد. سال ۲۰۰۷ شخصاً براى من خيلى خوب بود و من و هم تيمى هايم در منچستريونايتد توانستيم اين تيم را پس از ۴ سال به قهرمانى ليگ برتر برسانيم.
نظرت راجع به كاكا چيست؟
< او واقعاً بهترين است و مهمتر از آن اينكه در يك تيم برنده بازى مى كند. ميلان امسال به تمام افتخارات دست يافت البته كاكا هم يكى از عوامل تأثيرگذار در اين قهرمانى ها به شمار مى رود. من از اينكه از سوى كاپيتان ها و مربيان تيم هاى ملى در كنار كاكا و مسى انتخاب شدم خيلى خوشحالم.
بهترين لحظه سال ۲۰۰۷ براى تو كدام بود؟
< بدون شك هنگامى كه با منچستر قهرمان انگليس شديم زيرا اولين بارى بود كه به اين عنوان دست مى يافتم. روى سر بردن جام احساس فوق العاده اى براى من در پى داشت.
براى سال ۲۰۰۸ چه آرزويى دارى؟
< اميدوارم مانند سال ۲۰۰۷ سرشار از موفقيت ها باشد. شايد هم بهتر چه كسى مى داند؟ من سخت تلاش مى كنم، تمركزم را روى اهدافم قرار مى دهم. من مسير درستى انتخاب كرده ام و هم تيمى هاى خوبى دارم. شروع خوبى هم در فصل داشته ام و گل هاى حياتى زده ام. منچستر در جام قهرمانان اروپا و همچنين ليگ برتر وضعيت مناسبى دارد پس من چرا نبايد شاد باشم؟!
آيا سال ۲۰۰۸ بالاخره سال پرتغال خواهد شد؟
< پرتغال تيم و كادر فنى خوبى دارد و ما هم در حال حاضر شرايط قابل قبولى داريم. بنابراين بله ۲۰۰۸ بايد سال خوبى براى ما باشد. ما در رقابت هاى يورو با سوييس، جمهورى چك و تركيه در گروه سختى واقع شده ايم اما فكر مى كنم شانس زيادى براى صعود داشته باشم.
لوييس فيگو تنها پرتغالى است كه جايزه بهترين بازيكن سال فيفا را به خود اختصاص داده است. چه احساسى نسبت به او دارى؟
< فيگو يك الگوى واقعى براى من است. من در كنار او در تيم ملى پرتغال بازى كردم او نه تنها يك بازيكن فوق العاده بلكه انسانى بزرگ است و براى من بازى دركنار او مايه افتخار است. او سال ۲۰۰۱ كه اين جايزه را برد و يك فصل رؤيايى را پشت سر گذاشته بود كاملاً شايستگى اش را داشت. اين كارى است كه من مى خواهم انجام دهم مطمئن باشيد يك روز به زوريخ مى آيم و اين جايزه را مى برم. جوايز فردى در دوران حرفه اى يك فوتباليست مهم است.
از بازى در كنار او در جام جهانى ۲۰۰۶ چه چيزهايى آموختى؟
< من فقط در جام جهانى ۲۰۰۶ از او آموزش نگرفتم. از همان روزى كه فوتبال را آغاز كردم به دنبال پيشرفت بودم. هر فصل چيزهاى تازه اى ياد مى گيرم مى توانم اين را احساس كنم و اين احساس فوق العاده است.
من در يك تيم بزرگ بازى مى كنم كه بازيكنان خيلى خوبى دارد و اين بهترين راه براى پيشرفت است.
تو الان كاپيتان پرتغال هستى. با اين مسؤوليت جديد چطور كنار مى آيى؟
< من كاپيتان باشم يا نباشم حس مسؤوليت پذيرى دارم اما بايد بگويم از اينكه در سن جوانى كاپيتان تيم ملى پرتغال هستم هم خوشحالم هم به خودم افتخار مى كنم.
كار من همچنان سخت است و بايد در زمين بيشترين تلاش را انجام دهم. فكر مى كنم اگر گل بزنم و به تيم در كسب پيروزى كمك كنم اين كار را كرده ام.
http://www.iran-varzeshi.comمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 ورزشگاه اولدترافود منچستر

 



 

ظرفیت نهایی اولدترافورد   :   76212 نفر

 

 

ضلع شمالی : 25500 نفر : 102 ردیف صندلی

 

طبقه پایین : 4250 نفر : 17 ردیف

طبقه بالا : 8000 نفر : 32 ردیف

ردیف ( لایه ) 2 : 8250 نفر : 34 ردیف

ردیف ( لایه ) 3 : 5000 نفر : 19 ردیف

 

 

ضلع شرقی : 11500 نفر : 89 ردیف

 

طبقه پایین : 1500 نفر : 17 ردیف ( فاقد صلاحیت قانونی )

طبقه بالا : 4000 نفر : 32 ردیف

ردیف ( لایه ) 2 : 6000 نفر : 40 ردیف

 

 

 

ضلع غربی : 12000 نفر : 89 ردیف

طبقه پایین : 2000 نفر : 17 ردیف

طبقه بالا : 4000 نفر : 32 ردیف

ردیف ( لایه ) 2 : 6000 نفر : 40 ردیف

 

 

ضلع جنوبی : 11000 نفر : 48 ردیف

طبقه پایین : 2500 نفر : 11 ردیف

طبقه بالا : 8500 نفر : 37 ردیف



گوشه طبقات : 1500 نفر : 48 ردیف * 4 = 6000 صندلی

 

ربع دایره شمال شرق : 4000 نفر : 33 ردیف ( حداکثر )

 

ربع دایره شمال غرب : 4000 نفر : 33 ردیف ( حداکثر )

 

ویژه هیئت رئیسه : 1000  نفر

 

متفرقه : 1000 نفر ( کنار راهروها و ... )

 

 

ظرفیت ورزشگاه اولدترافورد به ترتیب سال

 

سال 1910 تا 1939 : 80000 نفر

سال 1945 تا 1960 : 67000 نفر

سال 1960 تا 1974 : 65000 نفر

سال 1975 تا 1980 : 60000 نفر

سال 1980 تا 1988 : 58000 نفر

سال 1988 تا 1990 : 48000 نفر

سال 1990 تا 1994 : 45000 نفر

سال 1994 تا 1996 : 43000 نفر

سال 1996 تا 1999 : 55000 نفر

سال 1999 تا 2001 : 61000 نفر

سال 2001 تا 2005 : 68000 نفر

سال 2005 تا 2007 : 76212  نفر

 

 

 


|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
 اخراج كاويانپور و جمشيدي از استيل آذين
به گزارش خبرگزاري فارس، علي پروين پس از تساوي تيم استيل آذين مقابل مقاومت فارس در بازي روز گذشته، از پنج بازيكن اين تيم خواست تا در تمرينات حاضر نشوند.
حامد كاويانپور، پژمان جمشيدي، ايمان رزاقي راد، رضا جباري و غلامرضا عيدي زاده بازيكناني هستند كه موقتا از سوي علي پروين اخراج شده‌اند.
گفته مي‌شود علي سلماني هم از مغضوبين است؛ اما هنوز تصميمي در خصوص وي اتخاذ نشده است.
در حال حاضر تيم استيل آذين با 9 امتياز در رده چهارم گروه نخست ليگ دسته اول قرار دارد.
اين تيم روز جمعه از مرحله يك شانزدهم نهايي جام حذفي مقابل راه آهن به ميدان مي رود.
http://www.farsnews.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386  |
 قطبی: فقط اگر پرسپولیس باشیم، کار آسان می‌شود

پرسپولیس برای کسب یک پیروزی دیگر مهیا شده است. قبل از آخرین تمرین، سراغ افشین قطبی می‌رویم تا سوالات را با وی مطرح کنیم. با این گفتگو همراه باشید.

پیش از این گفته‌اید که در دیدارهای حذفی، تیمهای ضعیف خطرات خاصی دارند، ولی بسیاری از کارشناسان بر این عقیده‌اند که به هر حال پرسپولیس باید برای خود روز آسانتری را رقم بزند؟

به نظر من، می‌‌توان هر دو نظر را پذیرفت ولی فوتبال شرایط خاصی دارد. در جام جهانی 2002 از صد نفر می‌پرسیدی که از میان کره و ایتالیا، چه تیمی پیروز خواهد شد؟ هر صد نفر به ایتالیا رأی می‌دادند. فوتبال به خاطر همین جالب است. ممکن است شما تمام بازی را کنترل کنی ولی حریف فقط یک نصف موقعیت را تبدیل به گل کند.

بازیهای حذفی حکم مرگ و زندگی دارد. مسئله این است؛ بودن یا نبودن؟! پرسپولیس بر اساس کیفیتی که دارد باید نتیجه این بازی را به سادگی از آن خود کند ولی اگر احساس بازیکنان باعث شود که انگیزه کافی نداشته باشند، دیگر خودمان نخواهیم بود.

آیا احساس مورد نظر شما به تیم تزریق شده است؟

ما بازیکنان با تجربه‌ای داریم که این مسائل را درک می‌کنند. هفته خوبی هم داشته‌ایم. بازیکنان می‌دانند که سه هفته بسیار مهم را پیش رو دارند و این سه بازی می‌تواند ما را در شرایط خوبی وارد تعطیلات نیم فصل کند. تعطیلاتی که باید در آنها خیز آخر را برای کسب قهرمانی‌ها بر داریم.

راستی امروز، درباره شیث رضایی شایعاتی مطرح شد، آیا از ناحیه او مشکلی وجود داشته است؟

خیر! اتفاقا مطالب را دیدم ولی او مصدوم بود و دو جلسه تمرین نکرد. وقتی هم برگشت خیلی خوب بود و هیچ مسئله‌ای هم وجود نداشت و ندارد. در تمرین روز شنبه هم به دلیل سرماخوردگی حضور نداشت.

از تعطیلات نیم فصل گفتید، پیش از این نیز از لزوم تغییر سیستم صحبت کرده بودید، فکر می‌کنید در تعطیلات زمان کافی برای اینکار داشته باشید؟

منظور من این نبود که سیستم را به کلی عوض کنیم، صحبت اینست که ما همزمان چند شیوه متفاوت داشته باشیم. در دنیا تیمهای موفق می‌توانند خیلی سریع تغییر استراتژی بدهند. ما هم می‌خواهیم در کنار سیستم فعلی، شیوه دیگری را هم برای سورپرایز حریفان در اختیار داشته باشیم. زمان کافی هم خواهیم داشت و جای نگرانی نیست. البته قبل از این به شکل محدود چنین کاری کرده بودیم. مثلاً در یکی از بازیها بعد از 10 نفره شدن 2 – 3 – 4 بازی کردیم یا برابر استقلال با تبدیل سیستم به 2 – 4 – 4 بازی را برگرداندیم.

در بازی با پتروشیمی تغییری خواهید داشت؟

حداقل دو تغییر را که داریم. فرزاد آشوبی که محروم است و شیث رضایی هم به دلیل سرماخوردگی احتمالاً فرم مطلوبی را نخواهد داشت.

اینروزها صحبت از کنار گذاشتن الونگ از لیست تیم به گوش می‌رسد، آیا شما از بازگشت او قطع امید کرده‌اید؟

من امیدوارم و منتظرم که الونگ به امید خدا برگردد. او یک بازیکن حرفه‌ای است و می‌تواند نقش مهمی را ایفا کند. در وسط زمین عملکرد بالایی دارد و از اینرو امیدواریم که خودش را برساند. او در برخوردها هم خیلی قوی عمل می‌کند و در برخوردهای یک به یک موفق است. توپهای دوم را خوب مدیریت می‌کند.

در شبکه جام جم که حضور داشتید درباره تمرینات پرسپولیس هم صحبت شد، گویا در پشت صحنه متعجب بودید؟

تصور نمی‌کردم، آنطور برخورد شود. همیشه مهم است که ما چه سوالی را از چه فردی می‌پرسیم. تمریناتی که در پرسپولیس اجرا می‌شود منطبق بر آخرین روشهایی است که اکنون در تیمهای بزرگ اروپایی نیز اجرا می‌شود. ما هر روز برای تمرین برنامه‌ریزی می‌کنیم و هیچ حرکتی بی‌هدف انجام نمی‌شود. من فکر می‌کنم این حرفها توهین به فوتبال ایران و تمام باشگاههای دیگر است. اگر ما درست تمرین نمی‌کنیم پس دیگران مشکل دارند که هفده هفته است نمی‌بازیم. البته اینطور نیست، چون تیمها واقعاً زحمت می‌کشند و لیگ ایران خیلی سنگین است.

به یاد دارید که یکبار گفتید، اگر شرایط روحی و روانی ایجاب کند، هر از چند گاهی تمرینات غیر علمی هم خواهید داد؟

خوشبختانه نیازی احساس نشد. ما در این مدت تمرینات سختی هم داشتیم، اما در قالب کار با توپ بود. مربیان موفق کسانی هستند که در لحظات حساس تصمیمهای درست می‌گیرند و من و همکارانم اینکار را در پرسپولیس انجام می‌دهیم.

و هواداران پرسپولیس این خواسته را دارند که در رسانه‌ها با فیروز کریمی جدلی نداشته باشید، آنها اعتقاد دارند با توجه به شأن شما، اصلاً نباید به او توجه کنید.

یکبار صحبت کردم و دیگر کاری نداشتم. هر کس کار خودش را می‌کند. بعد از این بازی اخیر هم خبرنگاران بسیار سوال کردند و من تلاش کردم صحبت نکنم. فقط وقتی از من پرسیدند که آیا شما چنین کاری می‌کنید، گفتم؛ من چنین نمی‌کنم، از همان تیتر بیرون آوردند.http://www.perspolis-club.netمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
 این هفته روبرتو کارلوس
  «روبرتو كارلوس داسيلوا روكا» متولد دهم آوريل سال 1973 در «سائوپائولو» در حقيقت همان «روبرتو كارلوس» فوتباليست معروف برزيلي است كه مدتي است در تيم «فنرباغچه» ترکیه توپ مي‌زند. او معمولا در جناحين زمين بازي مي‌كند و تاكنون در سه جام جهاني، بازيكن اصلي تيم ملي كشورش بوده است.
    او قبل از ورود به تيم «فنرباغچه» در باشگاه اسپانيايي «رئال مادريد» بازي مي‌كرد. او در زمره پنج فوتباليستي است كه در بيش از صد بازي ليگ قهرماني اروپا حضور داشته است. در سال 1997 و در انتخاب بهترين بازيكن دنيا از سوي فيفا نام روبرتو كارلوس درست پس از رونالدو به عنوان نفر دوم به چشم مي‌خورد و پله او را يكي از 125 بازيكن برتر دنيا مي‌داند.
    
    
    آغاز فوتبال

    «روبرتو كارلوس» فوتبال را با باشگاه «پالميراس» آغاز كرد و خيلي سريع و در سن 22 سالگي وارد باشگاه اينتر ميلان شد. او در سال 1996 به باشگاه قدرتمند «رئال مادريد» پيوست. كارلوس يازده فصل متمادي براي باشگاه رئال مادريد توپ زد و در كل در 512 مسابقه حاضر شد كه 370 بازي آن مسابقات ليگ بود. او در اين مسابقات در همان پست دفاع خود 46 گل را روانه تور دروازه حريفان كرد. كارلوس در آگوست سال 2005 رسما شهروند اسپانيا شد و در عين حال شهروند برزيل نيز محسوب مي‌گشت اين اتفاق براي رئال مادريد اهميت به سزايي داشت، زيرا بدين ترتيب كارلوس ديگر بازيكن خارجي به حساب نمي‌آمد و آنها كه اجازه داشتند تنها 3 بازيكن غيراروپايي در باشگاه خود داشته باشند يك جاي خالي براي گزينه‌اي مناسب پيدا مي‌كردند و اين طور بود كه رئال مادريد توانست «روبينيو» را وارد تيم خود كند. در طول فصل بازيهاي 2006-2005 اخبار و شايعات بسياري مبني بر اين‌كه كارلوس باشگاه رئال را ترك خواهد كرد در نشريات به چشم مي‌خورد. اين خبرها حاكي از آن بود كه دو باشگاه مهم كه خواستار اين فوتباليست بودند «چلسي» و «فنرباغچه» نام داشتند ولي آن فصل گذشت و كارلوس همچنان در رئال ماند برای سیصدوسي‌امين بار در مادريد بازي كرد و بدين ترتيب ركورد قبلي را كه با 329 بار از آن «آلفردو دي استفانو» بود را تصاحب كرد. اما روز نهم مارس 2007 او اعلام كرد كه تصميم دارد ديگر قرارداد خود را با رئال تمديد نكند و مدتي بعد حرف خود را عملي كرد.
    
     فنرباغچه يك باشگاه بزرگ
    در ژوئن سال 2007 روبرتو كارلوس قرارداد دو ساله خود را به همراه يك سال حضور اختياري با باشگاه فنرباغچه كه قهرمان ليگ تركيه است به امضا رساند. اين قرارداد داخل استاديوم و در برابر چشم هزاران تن از هواداران اين تيم به امضا رسيد. اين اتفاق براي خود كارلوس هم عجيب و غيرمنتظره بود زيرا هميشه فكر مي‌كرد در باشگاه رئال با فوتبال خداحافظي خواهد كرد ولي سرانجام پس از يازده سال بازي براي رئال از اين باشگاه جدا شد تا به باشگاه ديگري بپيوندد. او مي‌گويد: «هرگز انتظار نداشتم به باشگاه ديگري بروم، نمي‌خواستم رئال را ترك كنم ولي شرايط در فوتبال تغيير مي‌كند. براي من هم شرايطي به وجود آمد كه به اينجا بيايم و به آنچه مي‌خواهم برسم. رييس باشگاه فنرباغچه باعث شد دوباره احساس كنم مهم هستم. فكر مي‌كنم شانس آن را دارم كه با آنها آينده خوبي براي خودم بسازم. دوست نداشتم رئال را با ناراحتي ترك كنم، من آن باشگاه را با خوشحالي و با گردن افراشته ترك كردم.» او رفتن خود از رئال را به رفتن ديويد بكام تشبيه كرده و مي‌گويد: «همان طور كه بكام رفت تا به گالكسي بپيوندد من هم رفتم. آنها آدم‌هاي بزرگي را از دست دادند. من با خوشنامي به رئال مادريد رفتم و دوست دارم هميشه همين طور باشم.» روبرتو كارلوس در اولين بازي رسمي خود در «فنرباغچه» با سر براي اين تيم گل زد. اين گل حاصل سومين ضربه سر (هد) او در طول كار حرفه‌اي‌اش بود. او براي هواداران آن تيم، محبوب‌ترين بازيكن محسوب مي‌شود و يك عضو ضروري و كليدي براي فنرباغچه است.
    
     گل‌هاي به يادماندني
    اگر وارد وب سايت بهترين گل‌هاي فوتبال شويد و تمام گل‌هاي تاريخ فوتبال را يك به يك مرور كنيد، مطمئنا در ميان اين گل‌هاي منتخب دو گل از سري گل‌هاي روبرتو كارلوس را شاهكار عالم فوتبال خواهيد دانست. اولي يك ضربه آزاد از فاصله 35 متري بود كه با چرخشي مبهوت‌كننده از سد مدافعان گذشت و وارد دروازه انگليس شد و عنوان «ضربه آزاد قرن» را به خود اختصاص داد. دومين گل معروف كارلوس يك ضربه كرنر بود كه آنچنان به زيبايي زده شد و آنقدر حيرت‌انگيز وارد تور شد كه وقتي كسي براي نخستين بار آن را مي‌بيند چند ثانيه طول مي‌كشد كه متوجه گل شدن آن ‌شود. با اين وجود كارلوس فوتباليستي است كه توانايي‌هاي دفاعي خود را به همه ثابت كرده و در جناح چپ زمين بيش از هر قسمت ديگري موفق است. قدرت و توانايي روبرتو در پاي چپ او نهفته است و همين پا او را بهترين يا يكي از بهترين‌هاي عرصه فوتبال ساخته است. اين بازيكن جذبه‌اي خدادادي دارد كه باعث شده در قلب همه هواداران خود جا باز كند. هواداران او توقع دارند او در تك تك بازي‌هايش عالي ظاهر شود و البته او هم در اغلب مواقع شگفت‌انگيز است. كارلوس در سال‌هاي گذشته به راستي يك سوپراستار بوده است.
    
    زندگي خصوصي
    روبرتو كارلوس وابستگي شديدي به خانواده‌اش دارد. او هميشه با پدرش «اسكار» و مادرش «ورالوچيا» و البته سه خواهرش «كريستين»، «جيزيه» و «سيلويا» روابط نزديكي داشته است و بدين ترتيب مسلم است كه به خانواده جديد خود يعني همسرش «الكساندرا» و دخترانش «روبرتا» و «جيوانا» عشق و محبت عميقي دارد. او يك پسر هم دارد كه نام او را روبرتو كارلوس جونيور گذاشته است. روبرتوي كوچك اكنون نزديك به سه سال دارد و پدر به شدت علاقه‌مند است كه پسرش راه او را پيش بگيرد. او نمونه بارز يك پدر با محبت است كه به تك‌تك اعضاي خانواده خود توجه خاصي نشان مي‌دهد. كارلوس سال‌هاي زيادي از وطن اصلي خود دور بوده است، با اين وجود سعي دارد عادات قديمي خود را حفظ كند و به ويژه به موسيقي و غذاهاي اصيل برزيل علاقه شديدي دارد. او در كنار فوتبال به ورزش‌هاي ديگري نظير واليبال ساحلي واسپكتاش مي‌پردازد. علاوه بر بازي به يادماندني، خصوصيات اخلاقي برجسته‌اي هم دارد كه باعث جذابيت او در ميان هواداران فوتبال شده است. خصوصياتي همچون خونگرمي، خوشرويي و خاكي بودن كه معمولا مردمان برزيل از آن بهره مي‌برند.
    
    حضور در استانبول

    كارلوس مي‌گويد: من هرگز جلسات و پيشنهادات فنرباغچه را سبك نشمردم. در حقيقت افتخار مي‌كنم كه اين باشگاه نسبت به خريد من علاقه نشان داده است. سال گذشته فردي به اسم «مرات» پيش من آمد تا شرايط قرارداد را برايم توضيح دهد، او بسيار جدي بود و سعي داشت اين معامله صورت بگيرد و خيلي به كارش وارد بود. من گفتم قرارداد سه ساله مي‌خواهم و او موافقت كرد ولي گفتم بايد با رئال مادريد هم مذاكره كنم چون قراردادم با اين باشگاه هنوز به پايان نرسيده است و باز هم موافقت كرد، ما با هم دست داديم و او رفت. آن موقع من مطمئن بودم كه به فنرباغچه مي‌روم ولي اين باشگاه ديگر دنباله كار را نگرفت. آنها حتي به رئال مادريد پيشنهادي هم ندادند و مرا در عالم ترديد گذاشتند و رفتند. فنرباغچه سال گذشته اين انتقال را جدي نگرفت. اگر آنها جدي بودند با روساي رئال ملاقات مي‌كردند. اين طور شد كه من به اين نتيجه رسيدم كه فنرباغچه در تصميمش جدي نيست و قراردادم را با رئال تمديد كردم، اما امسال آنها جدي بودند و بابت سال گذشته از من عذرخواهي هم كردند.مردمان ترك بسيار خونگرم، مهربان و البته ديوانه فوتبالند. فوتبال اين كشور در سال‌هاي گذشته به ويژه ده سال اخير رشد بسيار خوبي داشته است كه مهمترين نمونه مقام سوم جام جهانی 2002 بود، آنها در آن جام دوبار با ما روبه‌رو شدند و هر دو بار تيم آماده برزيل كه آن سال قهرمان جهان شد را آزار دادند. پيش از اين‌كه به استانبول بيايم، چند بار با كلوديو تافارل دروازه‌بان سابق و هم بازي‌ام در تيم ملي برزيل كه چند سالي در گالاتاسراي دروازه‌بان بود، تماس تلفني برقرار كردم، او به من گفت: يادت باشد در تركيه با فوتبال شوخي نكن.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
 كاشاني: به هيچ بازيكني اولتيماتوم نداده‌ام
 اين روزها اخبار مختلفي درباره چگونگي پرداخت مطالبات رافائل به گوش مي‌رسد. آيا مبلغ مورد نظر از سوي سازمان تربيت بدني پرداخت شده است؟
سازمان اين مبلغ را پرداخت كرده است؛ اما در اين ميان، مشكلاتي در نحوه پرداخت وجود دارد و در تلاش هستيم تا راه‌هاي مناسب را براي پرداخت اين طلب بررسي كنيم. يكي از اين راه‌ها، واريز كردن اين مبلغ به يك حساب جاري در دبي است؛ اما در اين ميان ممكن است در آينده دچار مشكل شويم. اين احتمال وجود دارد كه رافائل و وكيل او مدعي شوند كه اين مبلغ باوجود واريز شدن به اين حساب به دست آنها نرسيده است.

* مي‌توان اين مبلغ را در دادگاه جهاني ورزش به نماينده يا وكيل رافائل پرداخت كرد؟
اين هم يكي ديگر از گزينه‌هاي مورد نظر ما است. به طوريكه نماينده حقوقي باشگاه را راهي سوئيس كنيم تا اين بدهي را به نماينده اين بازيكن بپردازد. در حال بررسي راهكارهاي مختلف براي پرداخت اين مبلغ هستيم.

* و آري هان؟
مبلغ بدهي آري هان نيز مشخص شده و قرار است سازمان تربيت بدني اين بدهي را پرداخت كند.

* برخي شايعات حكايت از آن دارد كه بدهي آري هان به طور تمام از سوي سازمان تربيت بدني به مديريت قبلي پرداخت شده است.
مدارك موجود در باشگاه چنين موضوعي را تائيد نمي‌كند. طبق مدارك موجود در باشگاه كه به اداره حقوقي سازمان ارائه شده، مبلغ 50 هزار يورو به اين مربي پرداخت شده و 70 هزار يورو نيز بايد پرداخت شود كه اميدوارم در چند روز آينده از سوي سازمان پرداخت خواهد شد.

* پس سازمان تربيت بدني اين مبلغ را پرداخت خواهد كرد؟
همين طور است.

* براي برگزاري اردوي آماده سازي در تعطيلات، نيم فصل چه تدبيري انديشيده‌ايد؟
طبق برنامه ارائه شده از سوي كادر فني، بازيكنان بلافاصله پس از پايان ديدار خود با سپاهان اصفهان، 5 روز استراحت خواهند كرد. مذاكراتي را براي برگزاري يك اردوي 6 روزه در دبي انجام داده‌ايم. تلاش ما بر اين است كه در اين مدت، 2 بازي تداركاتي نيز با تيمهاي اماراتي انجام دهيم. اگر همه چيز طبق برنامه پيش برود، اردوي تداركاتي ما در دبي برگزار خواهد شد. در غير اينصورت با بررسي شرايط، يكي از شهرهاي داخلي را براي برگزاري اردو انتخاب خواهيم كرد.

* گويا حضور شما در تمرين باعث به وجود آمدن شايعاتي شده است؟
چه شايعاتي؟

* اينكه در جلسه‌اي با شيث رضايي، نيكبخت و رضا ماماني، به آنها در خصوص اجراي برخي موارد اولتيماتوم داده‌ايد؟
چنين موضوعي به هيچوجه صحت ندارد. روز پنجشنبه طبق برنامه هر هفته در تمرين حاضر شدم و بچه‌ها هر كدام براي دقايقي با من صحبت كردند. آنها مشكلاتشان را در ميان گذاشتند و من نيز راهكارهاي موجود را بيان كردم. هيچ جلسه‌اي با اين بازيكنان نداشتم؛ البته آنها نيز به طور جداگانه با من گفت و گو كردند؛ اما از اولتيماتوم خبري نبود.

* و در پايان، ارزيابي شما از ديدار روز دوشنبه سرخپوشان مقابل پتروشيمي تبريز شنيدني است.
بازي سخت و حساسي پيش رو خواهيم داشت. تا به اينجاي كار در جام حذفي شاهد حذف تيم‌هاي خوب ليگ برتري بوده‌ايم. يك اشتباه در جام حذفي برابر است با حذف از كل رقابت‌ها. بنابر اين اين ديدار را نيز همچون ليگ جدي گرفته و با تمام قدرت مقابل تيم پتروشيمي تبريز كه اتفاقاً در جدول رده بندي ليگ دسته دوم از جايگاه خوبي برخوردار است، صف آرايي خواهيم كرد.

* گويا رضا وطن‌خواه نيز به عنوان مدير فني پتروشيمي از حضور بازيكنان ذخيره در اين ديدار گلايه كرده است؟
آقاي وطن‌خواه از پيشكسوتان صاحب نام فوتبال و پرسپوليس بوده و قطعاً در اين ديدار از ايشان تقدير خواهيم كرد. كادر فني در خصوص استفاده از نفرات ذخيره براي اين ديدار تا به امروز صحبتي نداشته ‌است. همانطور كه گفتم، مطمئناً پرسپوليس با تمام توان روز دوشنبه مقابل تيم پتروشيمي تبريز صف‌آرايي خواهد كرد. اميدوارم هواداران نيز باوجود برگزاري اين ديدار در يك روز ميان هفته باز هم از تيم محبوب خود حمايت كنند.
پرسپوليس در مرحله يك شانزدهم جام حذفي ايران دوشنبه هفته جاري در ورزشگاه آزادي با تيم پتروشيمي تبريز ديدار مي كند.
منبعhttp://www.farsnews.net
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و چهارم آذر 1386  |
 دست‌نشان: پرسپولیس شایسته‌ترین تیم برای قهرمانی است

نادر دست‌نشان سرمربی تیم پگاه گیلان که از زمان آمدنش در این تیم گیلانی، تحول قابل توجهی را ایجاد کرده است بعد از شکست برابر تیم صبا باتری گفت: شما دیدید که ما تنها به این خاطر شکست خوردیم که نتوانستیم از دو، سه موقعیت شایسته‌مان بهره کامل را ببریم اما در نیم فصل دوم، دنبال کسب 25 تا 30 امتیاز هستیم و مطمئن هستم که می‌توانم تیم فوتبال صبا باتری را شکست دهم. نادر دست‌نشان با اعلام این مطلب در مورد تیم‌های دیگر لیگ گفت: این صبا باتری در مسابقات لیگ نمی‌تواند با تیم‌های پرسپولیس و سپاهان برابری کند. تصور من این است که پرسپولیس در مسابقات فوتبال لیگ می‌تواند قهرمان شود چون که شایسته‌ترین تیم برای کسب عنوان قهرمانی در مسابقات فوتبال لیگ حرفه‌ای است.منبع http://perspolis-club.net

|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و چهارم آذر 1386  |
 مصاحبه خبرگزاری فارس با افشین قطبی
افشين قطبي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، درباره ديدار روز دوشنبه اين تيم در جام حذفي اظهار داشت: به خوبي تيم پتروشيمي تبريز را آناليز كرده ام. اجازه نداريم مقابل اين تيم بي انگيزه بازي كنيم و با قدرت مقابل نماينده تبريزي حاضر خواهيم شد.
سرمربي پرسپوليس ادامه داد: بازي كردن در مسابقات جام حذفي به مراتب سخت تر از ليگ برتر است، چون در صورت اشتباه از گردونه مسابقات كنار خواهيم كرد، بنابراين نبايد برابر پتروشيمي اشتباه كنيم.
وي با بيان اينكه اگر در نيم فصل قهرمان شويم مي توانيم در آينده با قدرت بيشتري حركت كنيم، تصريح كرد:‌ به احتمال زياد براي برگزاري اردويي تداركاتي در تعطيلات نيم فصل راهي دوبي مي شويم، زيرا نمي خواهيم بازيكنان شرايط مطلوب بدني شان را از دست بدهند.
سرمربي پرسپوليس خاطر نشان كرد: سفر برون مرزي به احتمال زياد قطعي است؛ ‌اما از انجام بازي هاي دوستانه با تيم هاي اشتوتگارت و بنيفكا بي خبر هستم و تاكنون مسئولان باشگاه در اين خصوص چيزي به من نگفته اند. اگر چه براي بازي كردن مقابل چنين تيم هايي انگيزه زيادي داريم.
قطبي از جذب چند بازيكن جديد در نيم فصل خبر داد و افزود: اميدوارم با موافقت مسئولان باشگاه براي تقويت پرسپوليس با نفراتي كه مدنظر قرار داده ام، وارد مذاركره شويم. با توجه به قطعي نشدن شرايط ترجيح مي دهم كه نامي از آنها نبرم، اما بازيكنان مورد نظر نفراتي بين المللي هستند.
وي درباره رقيب اصلي پرسپوليس در هفتمين دوره ليگ برتر اظهار داشت: بر خلاف شرايط فعلي ايران ترجيح مي دهم كم تر وارد حاشيه شوم، بنابراين بيش از آن كه به سپاهان فكر كنم، روي تيم خودم تمركز دارم.
قطبي درباه شايعه جذب حسين كعبي تاكيد كرد: بارها فيلم بازي هاي اين بازيكن در تيم ملي را ديده ام و مي دانم كه بازيكن بزرگي است؛ اما در آخرين مسابقه در تركيب لستر بازي كرده است و از تمايل وي براي بازگشت به پرسپوليس بي اطلاعم، البته نياز زيادي به مهره اي مانند كعبي دارم.
منبعhttp://www.farsnews.net
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و چهارم آذر 1386  |
 زندگینامه رونادو(لویئزنازالیادالیما)
رونالدو لوییز نازاریا دلیما یا همان رونالدوی معروف را همگی میشناسیم. مهاجم برزیلی که در طول یک دهه فوتبال حرفه ای خود توانسته به عناوین و افتخارات زیادی دست پیدا کند. گلهای فراوان، آقای گلی ، توپ طلا، قهرمانی جام جهانی و.... او کیست؟
پسرک شیشه ای برزیلی در 22 سپتامبر 1976 در ریودوژانیروی (Rio de Janeiro) برزیل متولد شد و از همان دوران طفولیت به علت علاقه شدید به فوتبال در کوچه پس کوچه های ریو با توپهای پلاستیکی فوتبال بازی مــی کرد. پدر و مـادرش سونـیـا و نلیـو (Sonia and Nelio) در ابتدا با اینکار موافق نبودند ولی رونی با پا فشاری فراوان در سال 1993 فوتبال حرفه ایش را آ غاز کرد. نخستین عنوان قهرمانی بین المللی اش را در 1994 و در آرژانتین به دست آورد.
رونالدو یکی از با استعدادترین و ماندگارترین فوتبالیستهای دنیاست که تا امروز نامشان در کتاب تاریخ فوتبال ثبت شده، او که فوتبال را از باشگاههای محلی ریو آغاز کرد خیلی زود توانست پله های ترقی را بپیماید و موجبات دعوت خود به تیم ملی نوجوانان برزیل را در سن 14 سالگی فراهم آورد. داشتن 9 مدال در سن 23 سالگی رکورد خوبیست، بازیها و گلهای ملی او نشان دهنده توانایی ها و قابلیتهای بالای این نابغه فوتبال می باشد. مهمترین موفقیت رونی را در زمین چمن باید سرعت و تکنیک بالای بازی او در دریبل کردن و استفاده از فضاهای خالی محوطه 18 قدم دانست و بی شک وی یکی از تکنیکی ترین ستاره های فوتبال جهان است.
رونالدو در سال 1994 اولین جام جهانی فوتبال حرفه ای خود رابا قهرمانی تجربه کرد و پس از آن در سالهای 96 و 97 توانست توپ طلای بهترین بازیکن جهان را تصاحب کند. وی در سن 17 سالگی با احتساب 60 بازی، توانست 58 گل در کارنامه خود ثبت کند. پس از آن بود که از تیم Cruzeiro به PSV آیندهوون (eindhoven) هلند پیوست، اما فکر می کنید مبلغ قرار داد او برای این جابجایی چقدر بود؟ 4 میلیون دلار برای استعداد خوبی که در جام 94 آمریکا به علت کم سن بودن فقط یک نیمکت نشین بود!با بازیهای درخشانش در آیندهوون عملا" جنگ بزرگی میان بارسلونای اسپانیا و اینتر میلان ایتالیا به راه انداخت. هریک می خواستند با مبلغ بالاتری او را به جمع بازیکنان خود اضافه کنند. او در سال 1996 که جایزه فوتبالیست سال را دریافت کرد، عنوان آقای گلی لالیگا را نیز در کارنامه خود ثبت نمود و در بازی فینال قهرمانی اسپانیا نیز گل پیروزی کاتالانها را به ثمر رساند، در این میان برای برزیلی ها در فینال جام کوپای آمریکا نیز گلزنی کرد. نوار بد شانسی هااما روز فینال جام 98، روز آغاز بد شانسی و ناکامی های گلزن قهار برزیلی بود. شایعات متعدد در خصوص خط خوردن او از تیم ملی برزیل و مصدومیت های پیاپی در رقابت های مختلف باشگاهی باعث شد تا او از ادامه بازیهای باشگاهی سری A باز بماند، پارگی رباط زانو راست در نوامبر همان سال موجب شد تا او به صورت متناوب 2 سال از زمین چمن به دور باشد و سالهای 99 تا 2001 اینتر بدترین فصل های فوتبالش را سپری کند. خائن بزرگ جوزپه مه آتزا
شاید عده بی شماری از هواداران اینتر او را یک خائن به حساب بیاورند که پس از بهبودی نسبی اش و حضور درخشان در جام جهانی ایتالیا را به مقصد جایی که از آنجا آمده بود (اسپانیا) و سانتیگو برنابئو (Santiago Bernabéu) ترک کرد، اما نکته اصلی این است که هیچوقت آب یک آرژانتینی و یک برزیلی باهم در یک جوب نمی رود و مساله اساسی روابط بین هکتور کوپر و رونالدو بود که مشکل ساز شده و در نتیجه موجب شد تا رونی علیرغم میلش به قوهای مادرید بپیوندد و حضور 5 ساله ناکام او در ایتالیا با عزیمتش به اسپانیا و رئال مادرید real madrid خاتمه یافت. حضور در مادرید هم برای خودش ماجراهای جالبی داشته و دارد که بد نیست از زبان خودش بشنوید.
باید صبور باشیم
او در گفتگویی با خبرنگار روزنامه as در خصوص علل ناکامی فصل پیش رئال میگوید " فصل گذشته به اندازه کافی جاه طلب و با انگیزه نبودیم و با قاطعیت بازی نکردیم. شاید هم به خاطر داشتن عنوان قهرمانی فصل قبل و حضور بازیکنان قدرتمند و ستاره مغرور شده بودیم. تنها چیزی که در حال حاضر می توانم به هواداران بگویم این است باید کمی صبور باشند، آنها هم مثل ما مشتاق و علاقمند به کسب عناوین هستند، چیزی که همه ما در برنابئو میخواهیم".

خبرنگار دیگری از او در مورد شرایط فیزیکی اش پرسید و رونی پاسخ داد "وقوع یکسری از ماجراها و اتفاقات در طول یک فصل اجتناب نا پذیر است و شما نمی توانید با اطمینان از سلامت کامل فیزیکی خود در طول یک فصل صحبت کنید"

انتقاد هواداران
ولی یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که هواداران می گویند او عوض شده و آن رونالدوی با انگیزه سابق نیست. رونی برای این عده نیز جواب خوبی دارد "من برای فوتبال همیشه و همیشه انگیزه داشته ام و اگر نتوانستم در فصل 2004-2005 برای تیم گلزنی های خوبی بکنم در پایان فصل حق دارید مرا سرزنش کنید"
در نهایت رونی در خصوص مشکلات به وجود آمده بر سر راه رئال معتقد است "اینهایی که میگویید اسمش مشکل نیست، ما همگی به شدت تمرین می کنیم تا چیز هایی که از دست دادیم دوباره به دست بیاوریم، اگر بتوانیم این عناوین را کسب کنیم خب از آنچه که فصل پیش بودیم خیلی بهتر خواهیم شد"
عاشق فوتبال و علاقمند به گلف
شاید جالب باشد بدانید که وی از بازیکنانی است که به ورزش گلف علاقه زیادی دارد، در این باره میگوید " من این ورزش را دوست دارم اما الان زمان کافی برای تمرین گلف ندارم. اینجا یا میدویم یا در رژیم غذایی هستیم و یا استراحت می کنیم. برای آمادگی داشتن در گلف باید تمرین یک روز در میان داشته باشم."
نام : رونالدو لوییز نازاریا دلیما
قد : ۱۸۳ سانتی متر

وزن : 82 کیلوگرم
ماشین مورد علاقه : BMW
زندگی خانوادگی : همسر قبلی اش میلنه عضو تیم فوتبال زنان اسپانیا بود و از وی یک پسر به نام رونالد دارد. در حال حاضر به یکی از مانکن های اسپانیایی دلبسته و از وی خواستگاری کرده است!http://ronaldo.blogfa.comمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و سوم آذر 1386  |
 تاریخچه باشگاه بایرن مونیخ
مقلب به اف سی هالیود و قرمزهای باواریا
▪ رییس باشگاه: فرانس بكن باوئر
▪ استادیوم: آلیانز آرنا
▪ سال تأسیس۱۹۰۰: میلادی
▪ سایت رسمی باشگاه:www.fcbayern.de
▪ پیراهن: قرمز
▪ سرمربی: اوتمار هیتزفلد

فوتبال باشگاهها را در جهان از آن اروپایی ها می دانند و فوتبال جهانی رااز آن آمریكای جنوبی، اما اروپایی ها در این عرصه نیز مدعی اند.
  

آرژانتین در باشگاههای جهان نیز همیشه یكسوی قهرمانی بوده است. دانشجویان لاپلاتا در اوج آژاكس در اروپا با نمایشی از خشونت و فوتبال اصیل قاره خود با آنها مقابله كردند. اما رفته رفته زمانی كه پول نقش بیشتری در فوتبال پیدا كرد، بازیكنان برزیل و آرژانتین و حتی اروگوئه بسوی اروپا سرازیر شدند و باشگاههای آمریكای جنوبی افول كردند. در اروپا هر یك از باشگاهها دوران اقتدار نه چندان پایداری داشته اند. اگر مبدأ را بطور رسمی و قانونی میانه های دهه پنجاه میلادی قرار دهیم، رئال مادرید از اسپانیا شش سال اول آنرا در ید قدرت خود گرفت و با ستاره های خارجی خود قهرمان پی درپی اروپا شد. در آن سالها هنوز بارسلونا از نظر اقتصادی جان نگرفته بود و حریفی چون امروز برای رئال به حساب نمی آمد.
از دهه شصت، ایتالیا كه پایه های فوتبال را روی تیم ملی خود بنا نهاده بود، ظهور كرد. اتفاقاً هر دو تیم مدعی از میلان و سانسیرو آمدند. یكی با نام اینتر و دیگر آ.ث. میلان كه امروز میلان نامیده می شود. بحث امروز و این شماره رابه تیم و باشگاههای بزرگ اختصاص داده ایم و از بایرن مونیخ آغاز می كنیم؛ غول خفته ای كه بر سیستم های فوتبال اروپا و جهان تأثیر فوق العاده گذاشت و شیوه تازه ای از فوتبال را با نام شناور به نمایش گذاشت. اینتر میلان از این سیستم استقبال كرد و با گماردن دو مدافع برای شركت در حمله و كم كردن فاصله هافبكها با دفاع نوعی برنامه ریزی در فوتبال را باب كرد كه اصطلاحاً سخت ترین نوع فوتبال تا آن زمان بود. بایرن مونیخ در دهه هفتاد با اسكلت بایرن مونیخ، جام جهانی را نیز فتح كرد و از آن زمان ستاره های محوری فوتبال نبض تیمهای بزرگ را در دست گرفتند. كرایف در آژاكس، بكن باوئر در بایرن مونیخ، ریورا در میلان و ریوا در اینتر...
شهر زیبای مونیخ، كه مهد فوتبال آلمان به شمار می رود پس از برگزاری المپیك ۱۹۷۲ بسیار مشهور تر شد و با معرفی بازیكنان افسانه ای بزرگ به جهان فوتبال بیشتر بر سر زبانها افتاد. این شهر سه تیم بزرگ و رقیب دارد یعنی بایرن مونیخ و مونیخ ۱۸۶۰كه همیشه در جدال ربودن گوی سبقت از یكدیگرند، اما در این میان بایرن سهم بیشتری نسبت به دو تیم دیگر داشته تا جایی كه آنها را كاملاً از صحنه رقابت محو كرده است. باشگاه بایرن مونیخ آلمان در فوریه ۱۹۰۰ میلادی توسط «فرانتس جان» در یك رستوران به نام «گسیلا» واقع در شهر مونیخ تأسیس شد. این تیم از افرادی كه از تیم ام. تی. وی ۱۸۷۹ جدا شده بودند تشكیل شد و در ابتدا نام شوابینگر (محله ای كه رستوران در آن قرار داشت) را برای این تیم انتخاب كردند اما بعدها تغییر نام داد و تا سال ۱۹۳۲ منتظر ماند تا به نخستین قهرمانی اش در آلمان دست پیدا كند. موفقیت بندی آنها مربوط به سال ۱۹۵۷ می شود كه بیست و پنج سال با نخستین دستاورد آنها فاصله داشت. پس از آن آنها باز هم صبر كردند تا ستارگانی جوان و نوظهور از سال ۱۹۶۴ در این تیم حضور پیدا كردند، ولی هیچ كس گمان نمی كرد كه با شروعی چنین دیرهنگام بایرن به پرافتخارترین تیم آلمان و نیز به یكی از قدرتهای فوتبال اروپا بدل شود. با حضور بازیكنانی افسانه ای مانند فرانتس بكن باوئر، زپ مایر، اولی هوینس و گرد مولر این تیم تنها دو سال طول كشید تا به جام دیگری دست یابد و پس از آن با ادامه درخشش در فوتبال آلمان و اروپا جامهای زیادی را فتح كرد.

تاریخچه باشگاه



داستان از سال ۱۹۰۰ میلادی و با فرانتس جان شروع شد؛ یكی برلینی و هجده تن دیگر كه نخستین بازیكنان تاریخ باشگاه به حساب می آیند. در سال ۱۹۰۷ بود كه شیرازه یك تیم واقعی شكل گرفت زمانی كه قرمزهای بایرن به زمین اختصاصی خود در مونیخ و در خیابان لئوپولدگام نهادند. تیم رقیب محلی یعنی اف ث واكر در روز افتتاحیه با باخت هشت بر یك بدرقه شد و حساب كار دستش آمد. بایرن در سطح شهر مونیخ به یك تیم پرطرفدار تبدیل شد و اوج موفقیت آنها به سال ۱۹۱۰ برمی گردد، آنها در آن سال قهرمان منطقه شرق آلمان شدند. در سال پس از آن نیز بایرنی ها از عنوان خود بدون تحمل حتی یك شكست دفاع كردند. پس از آن یكی از بازیكنان به تیم ملی دعوت شد و این نشان پیشرفت خوب تیم بود. ماكس گابلونسكی نخستین بازیكنی بود كه پیراهن تیم ملی را بر تن كرد و در شانزدهم فوریه ۱۹۱۶ برابر بلژیك به میدان رفت. پس از آن همه چیز به سرعت پیش رفت و در سال ۱۹۲۰ بایرن با بیش از هفتصد عضو تبدیل به بزرگترین باشگاه مونیخ شد، یعنی دقیقا همان چیزی كه امروز هست. در سال ۱۹۲۶ تیم قهرمان منطقه جنوب آلمان شد و در سال ۱۹۳۲ نخستین قهرمانی اش در آلمان را جشن گرفت.

دوران بازسازی و احیاء ۱۹۶۷- ۱۹۴۶



پس از دوران تأسف انگیز و فاجعه بار جنگ جهانی دوم، فوتبال نیز نیاز به دورانی برای بازسازی داشت. تنها نه سال طول كشید تا با قهرمانی آلمانها در جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس آنهم به صورتی معجزه آسا شادی دوباره سراسر آلمان را فرا بگیرد و امید به رگهای مردم این كشور باز گردد. تیم زپ هربرگر برای نخستین بار آلمان را فاتح جام جهانی كرد. آنها در دیدار نهایی موفق شدند تیم قدرتمند مجارستان را در حالیكه دو بر صفر پیش بود، سه بر دو شكست دهند. این موفقیت تنها برای یك آلمانی زیاد خوشایند نبود و آنهم ژاكوب استرتیل بود كه باید نظاره گر بازی فرتیزوالتر می شد و نمی توانست به عنوان یار اصلی وارد میدان شود. در آن زمان او كاپیتان تیم فوتبال بایرن مونیخ آلمان بود. اما بعدها مشخص شد كه این یك استثناء بود كه تیم ملی آلمان بدون بازیكنان بایرن به موفقیت دست پیدا كند. لیگ های منطقه ای آلمان تا سال ۱۹۶۳ بیشتر ادامه نیافت و در همین سال بود كه بوندس لیگا، لیگ جدید آلمان شكل گرفت، اما بایرن اجازه حضور در نخستین دوره این لیگ را پیدا نكرد. نخستین مربی بایرن در شروع دوران طلائی اش كسی نبود جز تشیك كایكوفسكی. بایرن از سال ۱۹۶۴ وارد دوران تازه ای شد كه همواره با نام یك نفر عجین است، فرانتس بكن باوئر. البته بازیكنان بزرگ دیگری مثل گرهارد مولر، زپ مایرو اولی هوینس نیز در این مهم او را یاری دادند ولی هسته مركزی تفكر و راهبردی آنها خود او بود.

سالهای طلائی ۱۹۷۶ _ ۱۹۶۸



در سال ۱۹۶۸ مربیگری تیم به برانكوزپك واگذار شد. بایرن یكسال بعد موفق به كسب هر دو جام معتبر آلمان شد آنهم با اقتدار. آنها با اختلاف هشت امتیاز نسبت به آلمانیا آخن به مقام قهرمانی بوندس لیگا رسیدند و در دیدار نهایی جام حذفی نیز شالكه را شكست دادند. اما در سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۰ رقیب همشهری رقابتی شانه به شانه را با آنها آغاز كرد و سرانجام مونشن گلادباخ بود كه دو سال پیاپی فاتح بوندس لیگا شد. در سال ۱۹۷۲ بایرن باز هم جام را پس گرفت و این بار با مربی جدید یعنی اودولاتك در ورزشگاه تازه تأسیس المپیك مونیخ بازی هایش را انجام می داد. این تنها موفقیت تیم نبود. گردمولر سانتر فوروارد بایرن و تیم ملی آلمان با بدست آوردن ركورد اعجاب انگیز چهل گل به عنوان آقای گلی بوندس لیگا دست یافت.



 


در این سال بایرن ركورد دیگری نیز بدست آورد یعنی با سیزده امتیازاختلاف قهرمان بوندس لیگا شد و واضح بود كه با این اقتدار فاتح جام اتحادیه آلمان نیز خواهد شد. كلن دیگر قربانی بایرن بود كه در وقت اضافه با نتیجه دو بر یك در این جام مغلوب باواریایی ها شد. اودولاتك دو قهرمانی دیگر در بوندس لیگا را نیز به افتخارات بایرن افزود و پس از آن مهمترین افتخار بایرن تا آن زمان را كسب كرد. قهرمانی جام باشگاههای اروپا. در آن بازی مونیخی ها تا آخرین دقیقه وقت اضافه یك بر صفر از اتلتیكو مادرید عقب بودند اما شوارتزن بك بازی را در آخرین لحظات به تساوی كشاند تا بنا به قوانین آن زمان بازی تكرار شود. در بازی تكراری یاران بكن باوئر با گل های گردمولر و اولی هوینس (هر كدام دو گل) به پیروزی رسیدند و برای نخستین بار فاتح جام باشگاههای اروپا شدند.

 

در همین سال آلمان با غلبه بر هلند و یوهان كرویف در ورزشگاه المپیك مونیخ برای دومین بار فاتح جام جهانی شد. تیم ملی آلمان با حضور چند بازیكن مونیخی از جمله فرانتس بكن باوئر، شوارتزن بك، گردمولر، پل برایتنر و اولی هوینس و با گل هایی كه دو تن از آنان یعنی برایتنر كه از روی ضربه پنالتی بدست آمد و گل فراموش نشدنی گردمولر به این مهم دست یافت.
سال بعد یعنی ۱۹۷۵ باواریایی ها باز هم فاتح باشگاههای اروپا شدند. آنها در دیدار فینال دو بر صفر لیدز را مغلوب كردند، اما كار به همین جا ختم نشد. بایرنی ها برای سومین سال پیاپی باز هم فاتح جام باشگاههای اروپا شدند و این بار با شكست یك بر صفر سنت اتی ین در شهر گلاسگوی اسكاتلند. آنها در همین سال برای نخستین بار با شكست بلو هوریزنته فاتح جام بین قاره ای شدند. اما اینها آخرین فتوحات بایرن در قرن گذشته نبودند.

تغییرات و شروعی تازه ۱۹۹۰-۱۹۷۷

سال ۱۹۷۷ شروع دوران تغییر و تحول و بدون جام بود. فرانتس بكن باوئر، موقتاً از باشگاه خداحافظی كرد و راهی كاسموس نیویورك شد كه در لیگ آمریكا بازی می كرد. به همراه او گرد مولر نیز راهی آمریكا شد تا در فورت لاودردال بازی كند. در سال ۱۹۷۹ اولی هوینس تنها با بیست و هفت سال سن در پی یك مصدومیت شدید به عنوان مدیر فنی مشغول به كار شد. او جانشین روبرت شاون شد كه مشاور بكن باوئر بود. پال سرانی جای جیولالوران شد و رئیس باشگاه، نودكر نیز به خاطر عدم استقبال از ماكس مركل مربی لیون برای جانشینی لوران، این باشگاه را ترك كرد. رئیس جدید باشگاه ویلی اوهافمن نام داشت، اما دوران بهتری در راه بود. در سال ۱۹۸۰زوج برایتنر و رومینگه كه به براتینیگه مشهور شده بودند پس از شش سال قهرمانی را به بایرن بازگرداندند و این تیم فاتح بوندس لیگا شد.

 
 
سال بعد باز هم بایرن این عنوان را تكرار كرد و جالب این كه در هر دو سال، هامبورگ، اشتوتگارت و كایزرسلاترن دوم، سوم و چهارم شدند. سال ۱۹۸۲ بایرن فاتح آن بازی معروف در جام حذفی شد. در فینال جام حذفی آنها در حالی دو بر صفر عقب بودند، چهار بر دو پیروز شدند و اتفاق جالب این بود كه دیتر هوینس با سرشكسته تا پایان بازی ادامه داد و حتی موفق شد یكی از گل ها را به ثمر برساند. باواریایی ها در این سال حتی به فینال جام باشگاههای اروپا رسیدند ولی در نهایت شایستگی یك بر صفر مغلوب استون ویلا شدند.



در جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا، آلمان به دیدار نهایی راه یافت اما در نهایت سه بر یك مغلوب ایتالیا شد. در آن دیدار پل برایتنر تنها گل ژرمن ها را به ثمر رساند تا تنها بازیكن تاریخ آلمان باشد كه در دو دیدار موفق شده گلی به ثمر برساند.

پیش به سوی هزاره جدید ۱۹۹۹-۱۹۹۱

با رفتن یوپ هینكس در فصل ۹۲-،۱۹۹۱ سورن لربی جای او را گرفت، اما این برای بایرن فایده ای نداشت و او نیز بایرن را ترك كرد تا اریش ریبك جای او را بگیرد. فرانتس بكن باوئر و كارل هاینزرومینیگه ابراز تمایل كردند تا به تیم كمك كنند. در فصل ۹۴-۱۹۹۳ قیصر پا به عرصه گذاشت و خود به جای ریبك، مربیگری تیم را بر عهده گرفت تا بایرن را به قهرمانی بوندس لیگا برساند. پس از آن دوران تراپ فرا رسید و با وجود این كه او محبوب هواداران و رسانه ها بود، نتوانست موفقیتی كه پیش بینی می شد را برای بایرن به ارمغان آورد.



تیم در فصل ۹۵-۱۹۹۴ در جای ششم ایستاد و در نیمه نهایی جام قهرمانان مغلوب آژاكس شد. تراپ اخراج شد و اتوره هاگل جای او را گرفت و ستارگانی چون یورگن كلینزمن، آندریاس هرتزوگ و سیریاكو اسفورتزا را به تیم آورد، اما او نیز در میانه فصل مجبور به ترك باشگاه شد و باز هم فرانتس زمام امور را به دست گرفت. آنها به دیدار نیمه نهایی جام یوفا كه هرگز آن را فتح نكرده بودند رسیدند و زمانی كه در المپیك مونیخ دو بر دو با بارسلون مساوی كردند همه فكر كردند كه دوران قیصر و بایرن به سر رسیده و كار این تیم تمام است اما این طور نشد. در شانزدهم آوریل ۱۹۹۶ بایرن با دو گل دیرهنگام ماركوس بابل و ویتزك در نیوكمپ موفق به شكست بارسلون شد و به دیدار نهایی راه یافت. هواداران مونیخ هنوز هم راجع به آن روز صحبت می كنند و از آن با لذت یاد می كنند.



در بازی نهایی جام یوفا بایرن در مجموع بازی های رفت و برگشت، پنج بر یك بوردوی فرانسه را كه ستارگانی چون زیدان و لیزارازو را در اختیار داشت، شكست داد و برای نخستین بار فاتح این جام شد كه جز معدود تیم هایی باشد كه هر سه جام معتبر اروپایی را فتح كرده و جالب این كه چند سال بعد این جام با جام برندگان جام اروپا ادغام شد و وجود خارجی نداشت. در سال ۱۹۹۷ تراپ باز هم به بایرن ملحق شد و در طول دو سالی كه در آنجا بود یك قهرمانی بوندس لیگا و یك جام حذفی برای بایرن به ارمغان آورد. پس از او مربی موفق دورتموند، اوتمار هیتزفلد به تیم آمد و به ركورد جاودانه پانزده برد پیاپی در بوندس لیگا دست یافت. بایرن به همراه هیتزفلد تا فتح جام قهرمانان پیش رفت ولی در دیدار نهایی با دو گل لحظات پایانی شرینگهام و سولشیائر دو بر یك مغلوب منچستر خوش شانس شد و نتوانست این جام را پس از بیست و سه سال بار دیگر فتح كنند.

سالهای هیجان، شور و افتخار ۲۰۰۳-۲۰۰۰



در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۰ بایرن انتقام خود را از رئال و منچستر گرفت و در دیدارهای یك چهارم و نهایی با اقتدار آنها را شكست داد و در نهایت با شكست والنسیا در میلان پس از بیست و پنج سال با شایستگی فاتح لیگ قهرمانان شد. ابتدای این دوره سال خداحافظی لوتارماتیوس از بایرن بود كه در دقیقه نود بازی برابر رئال مادرید در حالی كه بایرن چهار بر یك پیش بود از مونیخ خداحافظی كرد.



اوتمار هیتزفلد به عنوان یكی از پرافتخارترین مربیان باشگاه به شمار می رود زیرا او موفق شد چهار عنوان قهرمانی بوندس لیگا، سه مقام قهرمانی جام حذفی آلمان و یك لیگ قهرمانان را فتح كند.



شكارچیان عصر تازه بایرن مونیخ

فرانتس بکن باوئر ریاست باشگاه بایرن مونیخ

ایرن مونیخ امیدوار است پیوستن لوكار تونی ایتالیایی و فرانك ریبه ری فرانسوی به این باشگاه موجب اوجگیری مجدد این تیم معروف فوتبال آلمان شود و خود این مهاجمان معروف نیز مدعی اند كه تنها برای چنین امری به باواریا آمده اند و این كار را امكان پذیر خواهند كرد و در فصلی كه بایرن بدون سالی حمیدزیچ، علی كریمی و پیزارو تجربه خواهد كرد، به شكار جام ها خواهند پرداخت.ریبه ری ۲۵ ساله كه در ۳ سال اخیر در باشگاه المپیك مارسی فرانسه بازی های خوبی را انجام داده و با درخشش در جام جهانی سال پیش به یك پدیده بدل شده بود، در ازای ۲۵ میلیون یورو به آلیانز اره نا آمده است تا به گران ترین بازیكن و كلان ترین خرید در تاریخ حیات باشگاه بایرن تبدیل شود. لوكاتونی ۳۱ ساله هم كه با جدایی از فیورنتینا به سمت آلمان پر كشیده، روی دست بایرنی ها حدود ۱۱ میلیون یورو خرج گذاشته است. تصویر فعلی موجود در آلمان بر این پایه استوار است كه آمدن این دو بازیكن گلزن و فنی می تواند كارایی و طراوتی را برای بایرن به ارمغان بیاورد كه در بیشتر زمان ها در فصل گذشته فاقد آن بود و به همین خاطر نیز امكان فتح هر جامی را از دست داد.

فرانتس بکن باوئر در کنار کارل هاینتس رومنیگه - رئیس و نائب رئیس کنونی باشگاه بایرن مونیخ

كارشناسان معتقدند از زمانی كه میشائیل بالاك به چلسی كوچ كرد، عوامل قدرت و فرماندهی ( و تا حدی هم خلاقیت) در مركز خط میانی بایرنی ها كاهش یافت و لی حالا كه ریبه ری به مونیخ می آید، شاید قسمتی از این نقیصه جبران شود. بایرنی ها باید نگران جدا شدن اوون هارگریوز انگلیسی هم از جمع نفرات خود باشند، زیرا او نیز در ازای ۱۷ میلیون پوند به منچستر یونایتد كوچ كرده است، اما اگر به حرف های خود ریبه ری رجوع كنیم او جز امیدواری و دستاوردهای مثبت چیزی را در افق پیش رو برای مونیخ ها نمی بیند. او كه قرار دادی ۴ ساله با بایرنی ها بسته است. می گوید:«بایرن یك باشگاه آرزومند و قوی و صاحب نظام تشكیلاتی قدرتمندی است و برای استخدام من كارهای زیادی را صورت داد و در نتیجه جا داشت كه من هم با آنان همسو شوم. در یك سال اخیر من در مسابقه های مهمی حضور یافته ام كه فینال جام جهانی ۲۰۰۶ و دیدار پایانی جام حذفی فرانسه نمونه های روشن آن بوده اند. در هر دو فینال ما بازنده شدیم. اما من بدبین نیستم و به مونیخ آمده ام تا صاحب افتخارات و جام هایی بزرگ بشوم و فكر می كنم كه به این خواست و هدف خود نیز خواهم رسید. این پایه و لازمه كارنامه هر ورزشكار معروفی است و اگر می خواهید اوج بگیرید، باید چنین باشید.»

فقط در جام یوفا



از آن جا كه بایرن در فصل گذشته لیگ آلمان تنها به رتبه چهارم رسید، برای نخستین بار در ۱۰ سال اخیر در جام قهرمانان باشگاه های اروپا شركت نمی كند و به جام یوفا ارجاع شده است. با این اوصاف ادعاهای ریبه ری در این باره كه با نه گفتن به رئال مادرید (صاحب مجوز حضور در جام قهرمانان) به باواریا آمده است، بیشتر اسباب تعجب می شود.«بله، رئال خواهان من شد و این مسأله مرا بسیار به فكر انداخت و قیاس شرایط متفاوت ۲ باشگاه را موجه تر جلوه داد اما نام بزرگ بایرن سرانجام كار خودش را كرد و اجازه نداد كه به آنها نه بگویم. درست است كه فصل پیش برای آنها با دشواری زیادی سپری شد. اما چنین تیم هایی همیشه بازمی گردند و جبران مافات می كنند، با این كه بایرن در بیشتر اوقات قهرمان بوندس لیگا شده و این بار هم كوششی بزرگ را در دستور كارش قرار داده است تا دوباره اوج بگیرد و جذب چندین و چند نفر جدید در این ارتباط، نمونه و سند روشنی در این باره است.»لوكاتونی بلندقد و قوی هیكل نیز كه در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ در ۳۱ نوبت برای فیورنتینا گلزنی كرد تا نه تنها عنوان آقای گلی كالچو، بلكه كفش طلای اروپا را به دست بیاورد. مثل ریبه ری از امكانات و مقام ها و جام های تازه ای سخن می گوید كه احتمال دارد در فصل جدید به بایرن روی كند. «اگر من به مونیخ آمده ام، با همان باور و طرز تلقی است كه ریبه ری دارد. من هم مثل او معتقدم كه احیای این باشگاه كاملاً میسر است و مدیران بایرن تأكید كرده اند كه در این ارتباط چه چیزهایی را ازمن می طلبند. ما باید بیشترین تلاش خود را به كار گیریم تا این تیم مجدد صاحب جام های باارزش شود و عصر تازه و روشنی برای تیم شكل گیرد. خود من نیز از این كه در یك باشگاه تازه و محیط نو به میدان آیم و بخت آزمایی كنم، استقبال می كردم و باواریا چنین جایی برای من است.بایرن هنوز هم باشگاهی بزرگ و لبریز از امكانات و موقعیت های جدید است و باید از آن سود جست. وقتی با سران بایرن صحبت كردم، دیدم برنامه هایشان برای آینده دقیق و مفصل است و همین مسأله امیدها و عزم قوی تری را در من به وجود آورد. برخی خرده می گیرند كه الحاق به تیمی كه به لیگ قهرمانان اروپا راه نیافته، یك اشتباه استراتژیك است. اما فكر می كنم كه بایرن در پایان فصل بعدی به آن لیگ نیز از نو راه خواهدیافت. تازه، ما اگر در بوندس لیگا و جام یوفا هم بدرخشیم، به خودی خود یك توفیق بزرگ برای ما در فصل آینده خواهدبود و این چیزی است كه هدف گرفته‌ایم.»
ریبه ری می گوید هموطنش ویلی سانیول كه پیستون راست بایرن است، سهم مهمی در الحاق او به این تیم داشته است. «من با سانیول درباره این انتقال و پذیرش یا رد پیشنهاد بایرنی ها بسیار مذاكره كردم و او مرا تشویق به این كار كرد. حتی یادم می آید كه در ایام برگزاری جام جهانی ۲۰۰۶ درخاك آلمان در این باره بسیار صحبت كردیم و او همیشه نكاتی مثبت را در این باره به من می گفت. درنهایت مرا متقاعد كرد كه تصمیم آمدن به مونیخ یك اقدام صحیح از جانب من خواهدبود. بایرن باشگاه بزرگی است و فكر نمی كنم كه حضورم در یك تیم خارجی به شانس ها و جایگاه من در تیم ملی فرانسه لطمه ای واردكند، زیرا در اردوی ملی ریموند دومنك (سرمربی تیم) و دیگران هوای مرا دارند بنابراین همه توجه من از این پس به بوندس لیگا و فصل آتی آن معطوف خواهدبود. آن جا كه مسائل و نبردهایی جذاب انتظار مرا خواهدكشید.»http://fcbayern-history.blogfa.com/منبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386  |
 تاریخچه کامل باشگاه لیورپول

آنفیلد یکی از ورزشگاه های فوتبال در ناحیه آنفیلد واقع در شهر لیورپول می باشد . ورزشگاه چهار ستاره آنفیلد خانه تیم لیورپل ، قهرمان 18 بار لیگ انگلستان و 5 بار جام باشگاه های اروپا است که علاوه بر بازی های لیورپول ، بعضی از بازیهای ملی انگلیس و اکثر بازی های باشگاه های معروف   بریتانیا در این ورزشگاه برگزار می شود .  استادیوم به خاطر جایگاه معروف کپ در ناحیه  جنوب غربی زمین در انگلستان و اروپا معروف است . هواداران پرشور  و دو آتشه لیورپول  در این قسمت از زمین مستقر می شوند که با سرو صداها ی فراوان و سرود های مهیج و با نشاطی که می خوانند باعث ترس و اضطراب در روحیه حریفان لیورپول می شوند ، در واقع هواداران جایگاه کپ مظهر تعصب و غیرت تیم به حساب می آیند که در سخت ترین و بحرانیترین شرایط ،تیم محبوب خود را تنها نمی گذارند . آنها همواره با سرود معروف خود (هرگز تنها نخواهی رفت...) به تیم در هنگام مسابقه روحیه می دهند ...

 

 

 

 

ليورپول در سال 1892 شکل گيری شد و بزودی به موفقيترين تيم در سطح باشگاهی در بريتانيا  تبديل گشت  .  اما اين شکل گيری از اورتون رقيب ديرينه ليورپول  آغاز شد . در سال 1882 اورتون مجبور بود که يک زمين  برای  بازی  در آن پيدا کند که در همين راستا با شخصي به نام جان هولدينگ در ساندن  آشنا شدند .  ابتدا اورتوني ها در يک زمين که در خیابان پريوری واقع بود فوتبال بازي مي کردند تا اينکه ان ها مجبور شدند که زمين را ترک کنند و به جاي ديگري بروند . در سال 1884 جان اررل که قطعه زميني در خيابان  آنفيلد داشت ، موافقت کرد که اين زمين را در اختيار هولدينگ بگذارد و هولدينگ هم اين زمين را به باشگاه اورتون اجاره داد. از اين به بعد اورتون صاحب خانه اي جديد شد و اين همان آنفيلد بزرگ بود که اورتون اولين بازي خود را با پيروزي در اين زمين آغاز کرد . با بالا  رفتن اجاره آنفيلد ، هولدينگ پيشنهاد داد که اورتون اين زمين را بخرد اما پيشنهاد هولدينگ توسط اورتوني ها رد شد و همين باعث اختلافاتي بين سران باشگاه اورتون و هولدينگ شد که اررل نيز در نهايت از دادن زمين به اورتون سرپيچي کرد و سر انجام اورتون مجبور به ترک آنفيلد شد اما  پس از مدتي در زمينی به نام  گوديسون مستقر شد بنابراين يک زمين خالي روي دست هولدينگ و اررل باقي ماند که در سال 1892 هولدينگ با گروهي از اورتوني ها که از باشگاه رفته بودند تشکيل تيم جديد ی را به نام ليورپول داد تیم جدید،از اين به بعد در آنفيلد بازي مي کرد که اولين بازي دوستانه خود را در مقابل روترهام برگزار کرد و بازي را 1-7 به سود خود تمام کرد . از چهره هاي شاخص ليورپول آن زمان ، مک وين را مي توان نام برد .

 جان مک کنا که خود يک اسکاتلندي بود با آوردن هشت بازيکن  حرفه اي اسکاتلندي تيم را متحول کرد . باشگاه اولين بازي رسمي خود را درليگ لانکاس شاير در مقابل والتون هاير  تحت مربيگري  جان مکنا  آغاز کرد و  بازي را 0-8 به سود خود برد. باپيروزي هاي موفقيت آميز درليگ يک شروع رويايي ر ا درتاريخ خود رقم زد و به عنوان تيمي  شکست ناپذير به ساير تيم ها معرفي شد که سرانجام در فينال همان ليگ در مقابل نيوتن هيس(منچستر يونايتد) به برتري رسيد و در ليگ به قهرماني رسيد .حال علاوه بر اورتون رقيبي ديگر نيز از اين به بعد با ليورپولي ها دشمني  پيدا کرد .  جان مکنا با رهبري هاي هوشمندانه خود تيم را به سوي موفقيت پيش می برد بنابراين هواداران به او لقب وفادار را دادند .  اما در ليگ بعد  تيم درا نتهاي جدول قرار گرفت و سقوط کرد . اما با يک روحيه قهرمانانه و محکم خود را دوباره به همان ليگ رسانيد و در نهايت پس از هشت سال موفقيت هاي  پي درپي سرانجام در ليگ اول انگليس در سال  1901 به اولين قهرماني  خود رسيد .  بذر اين موفقيت توسط تام واتسون افسانه اي در سال 1896 رقم خورد .که مربي آن روز هاي ليورپول بود تأثيري که او گذاشت به هيچ وجه فراموش نشدني است .

ببست سال بعد بک دوره موفقيت آميز ديگر براي ليورپول بود . در سا ل 22-1921 و 23-1922 آنها بار ديگر قهرمان ليگ شدند که از  چهره هاي  شاخص آن دوره اليشا اسکات دروازه بان  تيم بود .

 در اواخر دهه20 ليورپول دچار افت فاحشي شد در حالي که رقيب ديرينه آنها اورتون بهتر بازي مي کرد . تيم در آن زمان نياز به تقويت اساسي داشت . در سال 1924 تيم بازيکان درجه يکی را در خود مي ديد که مي توان به گوردون هاجسون اشاره کرد که برترين گلزن ليورپول در آن زمان به شمار مي رفت تا اينکه در سا ل 1962 راجر هانت رکورد گل هاي او را شکست . هاجسون يکي از دو بازيکن آفريقاي جنوبي بود که براي قرمز ها بازي مي کرد .  ديگري بري ني وي بود که در سال 1933 به تيم پيوست و تا سال 1943 در تيم باقي ماند  در سال 1935 ليورپول با مت باسبي بازيکن منچستر سيتي قرارداد بست که بيش از  100 بازي براي ليورپول انجام داد . بعدها به او پيشنهاد مربيگري در آنفيلد داده شد اما او به منچستر يونايتد رفت .

در طول مدت جنگ جهاني دوم ليورپول پذيراي بازيکناني تظير بيل شنکلي بود. ليورپول با قهرماني در ليگ شروع کرد .در زمان جنگ جهاني دوم بازيکني به  نام بيلي ليدل در سال 1938  در باشگاه ظهور کرد که به سرعت محبوب هواداران گشت و به او لقب ليدل پول براي خيلي از سال ها را دادند . در خط حمله آتشين سرخ ها آلبرت استابين و ليدل و جک بلامر بازي مي کردند که براي هر گونه تيمي خطرناک ظاهر مي شدند . يکي از بازيکنان مشهور ديگر باب پيس لي بود . تيم فصل 47-46 را باقهرماني پشت سر گذاشت اما در فصل بعد در ميان تعجب خيلي ها در ميانه هاي جدول جاي گرفت .

در سال 1950 ليورپول براي دومين بار به فينال مسابقه FA Cup  رسيد اما باز مثل فينال قبل با نتيجه 0-2 اين بار به آرسنال  در ویمبلی باخت که اين شکست در خاطره هواداران باشگاه تا مدت زيادي باقي ماند و آنها می بايست در حسرت اولين قهرمانی در اين جام باقي بمانند .  

در دهه 50 ليورپول پرفروغ ظاهر نشد و نمايش بسيار ضعيفی داشت و همين باعث شد که  در سال 1954تيم به دسته 2 سقوط کند و مدت زيادي را در دسته دوم باقي بماند تا اينکه در سال 1962 دوباره به سطح اول فوتبال انگليس برگشت . تيم در آن هنگام تحت رهبري بيل شانکلي براي موفقيت هايی که درسال هاي بعد انتظار آن را مي کشيد ،آماده می شد .

 

 

 

   

تيم درآن موقع شاهد حضور بازيکني مهم به نام راجر هانت در خود بود .ليورپول در سال1964 دوباره ليگ را فتح کرد و  در سال 1965 اولين قهرماني خود در FA CUP را جشن گرفت  و همينطور قهرماني ليگ در سال 1966 به افتخارات خود رنگ و رونقي بخشيد .بازیکن طلایی آن زمان کوین کیگان بود . ليورپول  با بيل شانکلي و پرنده هاي آنفيلد همجنان در اوج  ، پرواز مي کرد. شنکلي در دهه 70 دست به ساختار ي گسترده در تيم زد که نتيجه آن قهرماني در سال 1973 در ليگ بود در همان سال بود که ليورپول اولين جام اروپايی را دشت کرد  آن ها جام يوفا را بردند حال ليورپول بيش از پيش در اروپا شناخته شده تر به نظر مي رسيد   . در آخرين سال حضور شنکلي در تيم ، دومين قهرماني در FA CUP از آن ليورپول شد . هواداران ليورپول هيچ گاه وي را از ياد نخواهند برد . 

 

     

                                              شانکلی در حال ادای احترام به هواداران

  

       

                   راجر هانت                                           کوین کیگان

در سال 1974 باب پيسلي در باشگاه که قبلاً به عنوان کمک مربي در کنار بيلي شنکلي فعاليت مي کرد ،  به سمت مربيگري رسيد .در دوره مربيگري او  ليورپول يکی از دوران پر فروغ خود را سپري می کرد. او تا سال  1983 مربي ليورپول بود که در اين 9 سال يکي از موفق ترين مربيان ليگ در انگليس شناخته مي شد که تنها در فصل اول حضور او در ليورپول ، تيم بدون عنوان بود  اما او در سال 1976 ليورپول را به قهرماني در ليگ انگليس رساند . تيم تحت رهبري او توانست جام يوفا را براي بار دوم در همين سال از آن خود کند : همينظور تکرار قهرماني در ليگ در سال 1977 و فتح جام باشگاه هاي اروپا براي نخستين بار در تاريخ باشگاه رقم خورد و  شهر ليورپول درسال 1977 غرق در شور و شادماني شد .در بازي فينال که در رم برگزار  شد ليورپول با نتيجه 1-3 بورسيا مونشن گلاد باخ را شکست داد و قهرمان شد . در اين بازي کوين کيگان آخرين بازي خود را براي ليورپول انجام داد که بعد از آن کني دالگليش جاي او را گرفت .

 

                    

در سال 1978 ليورپول از عنوان قهرماني خود در جام پاشگاه هاي اروپا دفاع کرد و براي دومين بار پياپي جام را از آن خود کرد که در بازي فينال با تک گل دالگليش اف ث بروژ را از پيش رو برداشت و جام را به آنفيلد آورد .

                              

 

در سال هاي 1979 و 1980 تيم به دو قهرماني پياپي در ليگ رسيد . به طور کلي مي توان گفت در دهه هفتاد انگليس و اروپا ، جولان گاه  يکه تازي تيم ليورپول  بودند . در سال 1981تيم پيسلي براي سومين بار قهرمان اروپا شد و اين بار رئال مادريد را با تنها گل الان کندي مغلوب کرد و پادشاه اروپا شد در طول بيست سال اخير هيچ تيم انگلیسی سابقه 3 بار قهرماني در اروپا را نداشت . آن ها سه سال پشت سر هم در جام اتحاديه ليگ انگليس قهرمان شدند . ضمناً دو بار پياپي نيز به عنوان قهرماني در ليگ اول انگليس رسيدند (سال هاي 1982و 1983 )

 

 

  

ازستارگان آن دوره يان راش بازيکن ولزي تيم بود . زماني که باب پيسلي قصد بازنشستگي را داشت هواداران  از خود مي پرسيدند چه کسي مي تواند بعد از اين افتخارات او را تکرار کند ؟ 

در دوره او ستارگاني همچون يان راش ،کني دالگليش ، گريم سوانس، آلن هانسن  در تيم ظاهر شدند .

 

  

       یان راش                                    کنی دالگلیش                   گریم ساونس

 

پس از باب پيس لي جو فوگان 63 ساله مربي گري ليورپول را بر عهده گرفت . وي دراولين سال حضورش موفق  شد با ليورپول سه جام  مهم را فتح کند و ليورپول اولين باشگاه انگليسي بود که به اين مهم دست پيدا مي کرد .

                             

                       باب پیسلی که بیشترین افتخارات باشگاه به کمک او بدست آمد

 

در سال 1984 آنها چهارمين  قهرماني جام اتحاديه را از آن خود کردند و همچنين در ليگ انگليس نيز اول شدند و سرانجام با قهرماني در جام باشگاه هاي اروپا جلوه اي ويژه به تيم خود دادند . بيشتر بازيکنان تيم، بازيکنان دوره پيسلي پودند.

 

                          

                                      بوسه یان راش بر جام ۸۴ 

 

که يکي از اين بازيکنان يان راش جوان بود که در سال 80 از تيم چستر به تيم ليورپول پيوست . او به سرعت خود را در تيم پيدا کرد تا اينکه تبديل به يکي از برترين گلزنان در تاريخ فوتبال باشگاه ليورپول شد.  در سال  آخر حضور فاگان  حادثه اي تلخ و رقت انگيز تمام مردم دنيا  را تکان داد .در سال 1985 ليورپول به فينال جام باشگاه هاي اروپا رسيد . آن ها مي بايست در ورزشگاه هيسل واقع در بروکسل بلژيک به مصاف يوونتوس قهرمان ايتاليا بروند اما قبل از شروع بازي ، درگیری هواداران ليورپول با طرفداران یوونتوس  منجر به مرگ 49 نفر در ورزشگاه شد که به همين خاطر کميته اجرايي ليگ اروپا تصميم به محروميت تمام تيم هاي انگليسي از حضور در هر رقابت اروپايي حتي بازي دوستانه تا سال 1990 گرفت.ليورپول بازي را 0-1 به يوونتوس واگذار کرد و نايب قهرمان شد . 

 

تصاویری ازفاجعه هیسل

 

 

 فاگان بعد از حادثه هيسل بازنشسته شد  و کني دالگليش بر جاي او نشست. دالگليش هم در نقش بازيکن و هم در نقش مربي در تيم ظاهر شد . جو فاگان در سن 80 سالگي دچاريک بيماري  طولاني مدت شد و سرانجام در گذشت .

کني دالگليش که بازيکن اسطوره اي تيم بود حال مي خواست توانايي هاي خود را در لباس مربيگري نشان دهد .اولين حضور کني در سال 86-1985 به عنوان بازيکن و مربي  بود . تيم ، رقابت سختي را  با وستهام ، اورتون و منچستر يونايتد برسر تصاحب جام داشت .  در فينال   FA CUPتيم با اورتون ، رقيب ديرينه  رو در رو شد و توانست اين دربي را نتيجه 1-3 به سود خود تمام کند . دالگيش در نقش مهاجم در کنار يان راش زوج خط حمله قرمز ها را تشکيل مي داد. سال 87-1986 فصل نااميد کننده اي براي ليورپولي ها  بود . آن ها در پشت سر اورتون قرار گرفتند و در فينال اتحاديه ليگ به آرسنالي ها باختند و نيز در اوج نااميدي يان راش مهاجم خود را در ازاي 2/3 ميليون پوند به يوونتوس فروختند . که اين مسئله سخت هواداران ليورپول را ناراحت مي کرد .در فصل 88-1987 ليورپول با 9 امتياز اختلاف نسبت به تعقيب کننده خود منچستر يونايتد در صدر جدول ايستاد و دوباره ليگ را فتح کرد . جان آلدريگ که جاي راش را گرفته بود با گل هايش  ليورپول را در رسیدن به قهرماني ياري رساند . ضمن آن که بازيکن تازه وارد باشگاه جان بارنز به عنوان بهترين بازيکن فصل شناخته شد . در سال 1889 یان راش دوباره به تیم بازگشت و هواداران از این که دوباره اورا می دیدند ، خوشحال بودند . در همین سال لیورپول در آستانه فتح لیگ قرار گرفت اما در دیدار پایانی لیگ در خانه مغلوب آرسنال شد و از رسیدن به قهرمانی ناکام ماند .مایکل توماس که بعد ها به لیورپول پیوست گل برتری آرسنال را به ثمر رساند تا لیور پول تنها به خاطر تفاضل گل، لیگ را به آرسنال واگذار کند .  آن ها یک بار دیگر در فینال FACUP به مصاف اورتون رفتند و موفق شدند این بار هم جام را از آن خود کنند .

 در 15 آوریل 1989 هنگامی که لیوپول در هیلس بورو  در حال بازی با  تیم ناتینگهام فارست در نیمه نهایی FACUP بود در اثر ازدحام بیش از حد تماشاگران در برخورد با فنس های کنار زمین  95 نفر از هواداران لیورپول کشته شدند و این دومین حادثه غم انگیز برای باشگاه بود که هیچوقت از ذهن هواداران پاک نشد و لیگ آن سال تحت الشعاع آن فاجعه قرار گرفت .که بعداً به دستور  تيلور ریپورت لیگ انگلستان تحت کنترل شديد نیرو های امنیتی پلیس در آمد .

 

 

                      لوح یادبود برای کشته شدگان هیلزبورو

 

دالگلیش در فصل 1990لیورپول را به  هجدهمین قهرمانی در لیگ انگلیس رساند که این آخرین قهرمانی لیورپول در لیگ انگلستان بود بعد از این تا کنون هواداران باشگاه در حسرت قهرمانی در لیگ مانده اند .

ليورپولي ها  همچنان قادر نبودند که در لیگ های اروپا تا 5 سال بازی کنند . در سال 1991 لیورپول در تعقیب آرسنال برای فتح لیگ ناکام ماند و آرسنال قهرمان شد .در همین سال دالگلیش که دیگر از عهده مربیگری لیورپول بر نمی آمد استعفا داد و گریم سانس جای اور ا گرفت .

گريم سانس در اولین فصل حضورش در سال 1992ليورپول را به فينال رساند که در فينالFACUP   ليورپول ، ساندرلند را با 2 گل شکست داد .آنها پس از 5 سال دوري ، دوباره به  مسابقات جام باشگاه های اروپا رفتند و اين براي هواداران خبر خوشحال کننده اي بود . در فصل 93-1992 گريم به روي عده اي از بازيکنان گمنام به ويژه بازيکنان جوان تيم که فرصت حضور در مسابقات را نداشتند سرمايه گزاري کرد که استيو مک منه من و رابي فاولر و جيمی ردنپ از اين دسته اند . یان راش هم در سن 30 سالگي همچنان گل مي زد . ضمناً دروازه بان  آن موقع هاي تيم بروس گرابه لار بود که بعد ها جای خود را به ديويد جيمز جوان داد . در فصل بعد در سال 94-1993 ليگ دسته اول به عنوان ليگ برتر تغيير نام یافت که ليورپول در ليگ جديد همه را نااميد کرد و ششم شد . ساونس که ازناراحتي قلبي رنج مي برد ، بعد از شکست تحقيرآميزليورپول از بريستول سيتی در FACUP   کناره گيری کرد. در پايان فصل رابي فاولر جوان با زدن 29 گل به عنوان بهترين گلزن جوان انگليس معرفي شد .

 

   

                                     

 

روي ايوانز ، بازيکن دهه 50 ليورپول در سال 1994 به سمت مربي گري تيم رسيد .در اولين حضور وي ، فصل 95-1994 ليورپول چهارم شد و در فينال جام اتحاديه موفق شد در ويمبلي بولتون واندرز را مغلوب کند . در تابستان 1995 ليورپول با پرداخت 5/8  ميليون پوند استان کالي مور را به خدمت گرفت که فاولر و کالي مور زوج خط حمله اي آتشين را تشکيل مي دادند .  در فصل  96-1995 يان راش افسانه اي که اخيراً در نقش بازيکن  ذخيره بود بار ديگر تيم را ترک  گفت و به ليدزيونايتد رفت . در اين فصل ليورپول در مکان سوم ايستاد و منچستر يونايتد اول و نيوکاسل دوم شد . آنها تنها 11امتياز با منچستر اختلاف داشتند و در  فينال FACUP  هم با نتيجه 0-1 به منچستر يونايتد باختند و هيچ چيز بهتر از اين هواداران منچستر را خوشحال و راضی نمي کرد.

در سال 97-1996 ليورپول در آستانه فتح ليگ جام در جام اروپا قرار گرفت اما در پايان در نيمه نهايي در مقابل پاري سن ژرمن مغلوب شد و نيز در ليگ به مقام چهارم رسيد . در پايان اين فصل مهاجم جواني به نام مايکل اوون که عضو آکادمي مدرسه فوتبال ليورپول بودبه هواداران معرفي شد .او پاداش بهترين گلزن در رده جوانان انگليس را در اين سال دريافت کرد.

ژرار هوليه ي فرانسوي در فصل 98-1999 در کنار روی مشغول فعاليت شد اما روي بنا به دلايلي باشگاه را ترک گفت و هوليه مربي جديد باشگاه شد . ليورپول در اين فصل  به عنوان هفتمي بسنده کرد  . فصل 01-2000 بهترين فصل باشگاه در اين چند سال اخير بود آنها چهار جام را فتح کردند .  در فينال جام اتحاديه بعد از تساوي 1-1 در ضربات پنالتي تيم بيرمينگهام را شکست دادند و در جام حذفي يا FACUP  با دو گل مايکل اوون آرسنال را بردند. در جام يوفا هم در يک ديدار تماشايي و جذاب با آلاوز اسپانيا پس از تساوي 4-4 در وقت قانوني ،سرانجام در وقت اضافه با نتيجه 4-5 بازي را به سود خود تمام کردند و قهرمان شدند و نيز در سوپر جام باشگاه هاي اروپا 2-3 مقابل بايرن مونيخ به برتري رسيدند.تيم شامل بازيکناني نظير استيون جرارد جوان ، سامي هيپيا ، مايکل  اوون و اميل هسکي مي شد .

 

           

           مایکل اوون                                      استیون  جررارد

در فصل 02- 2001 ليورپول پس از منچستر يونايتد دوم شد که اين بهترين عنوان براي تيم از سال 1991 تا کنون در ليگ بوده است . آنها در جام اتحاديه در مقابل تيم گمنام گريمس بای تاون  در دور سوم شکست تلخي خوردند و حذف شدند.  در فصل 03-2002 آنها يک بار ديگر جام اتحاديه را بردند .آنها در ليگ يک شروع خوب و خيره کننده را داشتند و هفته هاي پياپي در صدر جدول بودند و اين اولين باري بود که پس از يک دهه نااميدي و بحران مکان نخست را لمس مي کردند اما اين پايان کار نبود تيم در اثر تساوي ها و باخت هاي مکرر نه تنها صدر جدول را از دست داد بلکه در نهايت با خوش شانسي به مقام چهارم رسيد و جام از آن آرسنال شد. همين باعث شد که هواداران خشمگين شوند و انتقادات از هوليه بالا رفت . طرفداران تاکتيک هاي بيش از حد دفاعي هوليه را باعث از دست دادن امتيازات در راه رسيدن به قهرماني و به زير آمدن از منچستر يونايتد و آرسنال  مي دانستند. که سرانجام انتقادات کار خود را کرد و هوليه به ناچار برکنار گرديد .

در فصل 04-2003 رافائل بنيتز اسپانيايي که با والنسيا دو بار فاتح لا ليگا و يک جام يوفا شده بود عازم ليورپول شد و مربي گري اين تيم را برعهده گرفت که تا کنون نيز در سمت خود باقي مانده است .در همين فصل بود که مايکل اوون بازيکن محبوب تيم راهي رئال مادريد شد و اين براي هواداران تأسف بار بود .   

بنيتز توانست در فصل 05-2004 براي بار پنجم ليورپول را قهرمان باشگاه هاي اروپا کند . باور اين قهرماني براي تماشاگران ليورپولي خيلي سخت بود آنها در ليگ پنجم شده بودند .  تيم در ورزشگاه آتاتورک در استانبول ترکيه  مقابل آث ميلان قرار گرفت .  ميلاني ها با سه گل از ليورپول پيش افتادند آنها ليورپول را در هم شکستند در آن لحظات همه قهرماني آث ميلان را حتمي مي دانستند اما در نيمه دوم در ميان تعجب همگان ليورپول در فاصله 6 دقيقه سه گل به ميلان زد و باز ي را به وفت اضافه کشاند. روحيه ميلاني ها کاملاً متزلزل و به هم ريخته بود بازي در نهايت 3-3 به اتمام رسيد و ضربات پنالتي حکم قهرماني را به ليورپول داد. تيم پنجم انگليس در نگاه هاي حسرت آميز چلسي ، منچستريونايتد و آرسنال  قهرمان اروپا شده بود . در آن بازي جرارد ، جرزي دودک دروازه بان تيم و جيمي کاره گر ستاره هاي تيم بودند .

 

 

 

با وجود قهرماني در اروپا تيم حق نداشت که در مسابقات سال بعد شرکت کند چون تنها 4 تيم برتر ليگ جواز صعود در رقابت ها را کسب مي کردند و ليورپول پنجم شده بود اما با پا در مياني دولت انگليس و همچنين راي گيری از تيم هاي اروپايي يوهانسن رئيس وقت فوتبال اروپا اجازه حضور تيم در رقابت ها را داد  با اين شرط که ليورپول مي بايست در دور اول مقدماتي مقابل تيم هاي درجه چهار و پنج اروپايي مسابقه  دهد .ليورپول در همين سال موفق شد با برتري 1-3 برابر زسکا موسکو روسيه سوپر جام باشگاه هاي اروپا را ببرد.

در فصل 06-2005ليورپول نتوانست از عنوان قهرماني سال قبل خود دفاع کند و در 1/8 نهايي مسابقات به بنفيکا بازي را واگذار کرد .  آنها به عنوان نماينده اروپا در  فينال رقابت هاي جام باشگاه هاي جهان با نتيجه 0-1 به سائوپولو باختند. در ليگ هم در پس چلسي و منچستر يونايتد در رتبه سوم ماندند. اما در فينال جام FACUP با وستهام  در ورزشگاه مله نيوم کارديف ولز  روبه رو شدند که مثل فينال جام باشگاه هاي اروپا بازي 1-3 باخته را با دو گل کاپيتان جرارد به تساوي کشاندند و در ضربات پنالتي به برتري رسيدند از ستاره هاي بازي جرارد، جان آرنه ريسه و په په رينا بودند .

در فصل 07-2006 نيز ليورپول فاتح سوپر جام باشگاه هاي انگليس شد آن ها با دو گل پيتر کراوچ و ريسه چلسي مغرور را سر جاي خود نشاندند .

هر چند با فتح جام هاي رنگارنگ ، رافائل بنيتز جايي در دل هواداران ليورپول باز کرد اما شکست هاي سنگين خانگي مقابل چلسي در فصل 06-2005 با نتيجه 1-4 و آرسنال در فصل 07-2006 بانتيجه 3-6 تا حدودي از محبوبيت وي نزد هواداران کاست .

                                  

                                                       رافائل بنیتز

 

در  سال 2006 سهام باشگاه ليورپول توسط دو ميلياردر معروف آمريکايي به نام تام هيکس و جورج ژيلت خريده شد . مالکان جدید به هواداران این اطمینان را دادند که برای موفقیت و پیشرقت تیم همه کار خواهند کرد . حال باید دید که هواداران می توانند بار دیگر فرمانروایی لیورپول مثل دهه 70و 80 در انگلیس و اروپا ببینند و یا خیر و این رویایی است که همچنان در ذهن هواداران جای گرفته است .     http://liverpoolfc-history.blogfa.comمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386  |
 تاریخچه باشگاه میلان
آلفرد ادواردز، مرد انگليسي بود كه براي اولين بار باشگاه فوتبال ميلان به نام كريكت ميلان را در سال 1899 پايه‌گذاري كرد.
اين مرد بريتانيايي موفق شد تا نخستين نشان اسكودتو را در سال 1901 تقديم ميلان كند و نام خود را در تاريخ باشگاه روسونري‌ها به ثبت برساند. پيش از شروع يك دوره 40 ساله كه طي آن باشگاه با بحران مواجه بود، ميلان توانست 2 عنوان قهرماني در سري A را نيز به تاريخچه موفقيت‌هاي خود بيافزايد.
در دهه 1950، 3 بازيكن تاريخ‌ساز و ناجي روسونري به نام‌هاي گونار نورداهل، گونار گرن و نيلس ليدهولم باعث شدند تا تيم به 4 عنوان ارزشمند قهرماني ديگر دست يابد.
طي دهه‌هاي بعد نرئو روكو به عنوان سرمربي و جاني ريورا به عنوان بازيكن و ستاره طلايي ميلان بارها موفقيت‌هاي بي‌نظيري را به‌دست آوردند و قدرت ميلان را در سطح ايتاليا و اروپا به همگان ثابت كردند.
در 1979 باشگاه به‌دليل وضعيت نامساعد مالي افت زيادي كرد اما 7 سال بعد سيلويو برلوسكني با تزريق پول، كالبد ميلان، باشگاه را از ورشكستگي كامل نجات داد و جان تازه‌اي به‌تيم اول شهر ميلانو بخشيد.
در اين دوران بود كه ميلان با مربيگري آريگو ساكي و ستارگاني چون رود گوليت، ماركو فان‌باستن و فرانك رايكارد 3 مردهلندي به افتخارات بي‌شماري در سطح فوتبال ايتاليا و اروپا دست يافت.
سپس نوبت به فابيو كاپلو رسيد تا با كسب 4 عنوان مهم كه شامل قهرماني در 4 دوره از رقابت‌هاي سوپر جام ايتاليا، ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي اروپا و سوپر جام اروپا بود، دهه 1990 را براي ميلاني‌ها با خاطراتي شيرين به يادگار بگذارد.
در اولين سال‌هاي حضور آلبرتو زاكه‌روني مربي موفق شد تا شانزدهين اسكودتوي ميلان را به باشگاه هديه دهد. يكي از افتخارات زاك پيروزي 6 بر صفر در دربي بزرگ ميلانو بود كه به عنوان بهترين پيروزي روسونري‌ها مقابل رقيب ديرينه به‌ثبت رسيده است.
در همين حال كارلو آنچلوتي هم موفق شد تا در سال 2003 و 2004 عناوين بزرگ قهرماني در ليگ باشگاه‌هاي اروپا (پيروزي در فينال مقابل يوونتوس)، جام حذفي ايتاليا و نشان اسكودتو را نصيب روسونري‌ها كند.

         @@@@@@@@ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ@@@@@@@@

تاريخ تأسيس: 1899
رئيس باشگاه: سيلوبر برلوسكني
نايب رئيس: آدريانو گالياني (فعلا محروم شده)
مدير ورزشي: آريدو پرايدا
مدير استعداديابي: لئوناردو
مربي: كارلو آنچلوتي
آدرس باشگاه: Milan-via turatti/3-20121
تلفن باشگاه: 0039-02-62281
Fax: 0039-02-6598876
وب‌سايت رسمي: www.acmilan.com
محل تمرين: مركز ورزشي ميلانو
لباس رسمي: قرمز و مشكي
اسپانسر اصلي باشگاه: Opel (ولی الان شده btwin )
اسپانسر ورزشي: آديداس

 -ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-

بهترين گلزن تاريخ: گونار نورداهل(210 گل)
بهترين گلزن در يك فصل: كونارئورداهل فصل 50-1949(35 گل)
بيشترين بازي با پيراهن ميلان: فرانكو بارزي(531 بازي)
بيشترين بازي ملي: پائلو مالديني(126 بازي)
بيشترين مبلغ خريد بازيكن: 27 ميليون يورو براي سازار مانوئل روي كاستا از فيورنتينا در فصل 2002-2001
بيشترين مبلغ بابت فروش بازيكن:۳۱ میلیون پوند برای فروش شوچنکو به چلسی

قهرماني‌ها در اروپا: 6 قهرماني در اروپا(در سال‌هاي 63، 69، 89، 90، 94و 2003)
2 جام در جام(68 و 73)، 3 سوپر جام(89، 90 و 85)
3 جام بين‌ قاره‌اي(69، 89 و 90)
افتخارات و ركوردها در سري A
قهرماني در سري : 17 بار(1901، 1906، 1907، 1951، 1955، 1957، 1959، 1962، 1968، 1979، 1988، 1992، 1993، 1994، 1996، 1999 و 2004)
قهرماني در جام حذفي ايتاليا: 5 بار (1988، 1972، 1973، 1977 و 2003)
سوپر جام ايتاليا: 5 بار (1988، 1992، 1993، 1994 و 2004)
بيشترين امتياز در يك فصل: 82 امتياز(فصل 2004-2003)
كمترين امتياز در يك فصل: 27 امتياز(فصل 82-1981)
بهترين پيروزي: 9 بر صفر برابر پالرمو در فصل 51-1950)
بدترين شكست: 6 بر يك برابر يوونتوس در فصل 97-1996
بيشترين گل زده: 118 گل در فصل 50-1949
كمترين گل زده: 21 گل در فصل 82-منبعhttp://www.acmilani.ir1981

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386  |
 برای سلطانی که دیگر پروین هم نیست
با معذرت خواهی از سلطانی های متعصب که به عشق سلطان سر می دهند پروین دیگر سلطان نیست. یادش بخیر یه زمون کیف می کردیم بگیم سلطان پرسپولیسیه .وقتی از پرسپولیس می رفت بغض گلو مونو گرفت و گفتیم سلطان رفت. اما حالا خوشحالیم که سلطان که زین پس به جای این واژه فقط می توانیم بگوییم پروین در پرسپولیس رفت. همه چیز از خودخواهی شروع شد نه اشتباه نکنید خودخواهی جاه طلبی نیست.وقتی وینگو در لیگ سوم نتیجه نگرفت به هزارویک علت پروین برگشت تا با انتخاب یک سرمربی بیکاره با حکم مدیر فنی تشریفاتی دوباره سرمربی شود. پروین راینر زوبل را اورد و انقدر از او و از هماهنگی با او حرف زد که فکر کریم او بکن بائر به پرسپولیس اورده. اما چندی نگذشت تا وقتی دید زوبل مربی کار بلدی است و نمی تواند به راحتی خود تیم را ببندد شروع کرد به هرنوعی زوبل را از سرخود بازکردن.یادش بخیر وقتی زوبل برای اخرین لحظات در ایران بود و می خواست ایران راترک کند وقتی از او در مورد دربی ای که در دقایق پایانی تزدست دادند پرسیدند زوبل گفت وقتی تیم دو بر یک از استقلال پیش افتاد من به بازیکنان گفتم حمله کنید اما هربار که من می نشستم او استیلی را می فرستاد تا تیم را عقب بکشاند. سرانجام زوبل هم رفت تا پروین اعلام کند خودم با ابراهیمی می اییم کابوس زوبل تمام شد سال بعد قهرمانیم در صورتی که زوبل تیم راچهارم کرد.در نقل و انتقالات ان سال پروین نفرات خوبی به تیم اضافه کرد مثل معدنچی.نوری.سید عباسی و...اما ان سال بدترین نتیجه تاریخ فوتبال پرسپولیس به دست او رقم خورد.بعد هم با دور زدن محترمانه و فانتزیک او توسط انصاری فر او از پرسپولیس رفت. وقتی رفت گفتیم عیب ندارد او هنوز هم سلطان است اما سالی گذشت تا اوهوس تیمداری وجمع اوری سلطانی ها کرد. به قول خودش به لطف بچه محل قدیممان هدایتی تیمی بر هم میزنم که همه کیف کنند وتازه با طعنه گفت تیم داری را یادتان می دهم. شروع کرد به خرید نفراتی که به قول خودش اسمشان را یک کامیون هم نمی تواند حمل کند اما به راستی تمام شده اند.ابراهیم اسدی که دیگر حتی در سطح خودش هم نبود که در زمان اوجش بازیکنی درجه دو بود. کاویانپوری را خرید که دیگر فقط نام کاویانپور را یدک می کشد و هیچ نسبتی با حامد اماده ان روزها نداشت. فنایی که دیگر تمام شده بود میرزاپور مصدوم جباری تماما تمام شده و... اما این بار حرف حساب سلطان این بود که تیم خودمه به هیچ کس ربطی نداره کی رو می ارم. اما با اوردن ارش فرزین شروع شد نابودی سلطان .او تمام اعتبار ۵۰ساله خود را به دست مردی سپرد که فقط یک شاخصه بارز داشت و ان هم این بود که او داماد پروین است. از عرب ها بدتر هفته اول یونگ را بیرون کرد تا همه کاره خودش شود و دامادش .البته در این میان فرشته نجات پروین پدر پروین پسر بود که اگر او نبود بدوم شک می نویسیم استیل اذین بخوانید پروین اذین در قعر جدول گروه خود برای صعود به لیگ برتر بود .اری دیگر پروین سلطان نیست او از این پس پدر ممد و پدر زن فرزین است.ما پروینی را می شناختیم که نافش را با قهرمانی بریده باشند نه اینکه برای صعود به لیگ برتر با تیم پر مهره ای با نام استیل اذین که دیگر مثل پرسپولیس مشکل مالی نداشت در بماند. اقای پروین مدیریت وتیمداری را به همه نشان دادید .خداحافظ سلطان علی پروین و سلام به ملک خانوادگی پروینو دامادان!!!!!!
|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 زندگینامه سامی اتوو
ساموئل اتوئو
شناسنامه
نام کامل ساموئل اتوئو فليس
زادروز ۱۰ مارس ۱۹۸۱
زادگاه انكون ، كامرون
قد ۱۷۹ سانتی متر
نام مستعار پلنگ سياه
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی بارسلونا
شمارهٔ پیراهن ۹
پُست مهاجم
باشگاه‌های حرفه‌ای

ساموئل اتوئو در ۱۰ مارس ۱۹۸۱ در ان‌کون کامرون متولد شد. شهرت اتوئو به دلیل آن است که یک مهاجم کامل به شمار می‌آید؛ یعنی قدرت پابه‌توپ بالایی دارد، ضربات هر دو پای او قدرت کافی دارد، هنگام دویدن سرعتش بالاست و ضربات سرش محکم و دقیق است. این خصوصیات موجب شده‌است تا در چند سال اخیر همواره اتوئو یکی از بهترین مهاجم‌های دنیا باشد. اتوئو بیش از آن که از قدرت بدنی برای گلزنی استفاده کند، از سرعت خود بهره می‌گیرد و همچنین به ندرت دیده می‌شود که با توپ اضافه‌کاری انجام دهد و به محض پیدا کردن موقعیت توپ را وارد دروازه می‌کند.

اتوئو در ابتدا فوتبال را در تیم کشورش آغاز کرد. سپس به رئال مادرید اسپانیا پیوست. پس از آن که نتوانست در تیم رئال مادرید جایگاه ثابتی پیدا کند، بطور قرضی به رئال مایورکا پیوست و موفق شد ۵۴ گل برای این تیم به ثمر برساند و رکورد گلزنی در باشگاه را از آن خود کند. در سال ۲۰۰۴ مسؤولان رئال مادرید و بارسلونا تصمیم گرفتند این ستارة کامرونی را وارد تیم خود کنند. در نهایت، فلورِنتینو پِرِز – مدیر وقت رئال مادرید – اعلام کرد با توجه به حضور رائول و رونالدو احتیاجی به اتوئو ندارد. بدین ترتیب اتوئو با قراردادی ۲۴ میلیون یورویی به بارسلونا پیوست. بازی‌های فوق‌العادة اتوئو در بارسلونا افسوس هواداران رئال را به همراه داشته است؛ زیرا آنان بسیار ساده اتوئو را از دست دادند.


 

 اطلاعات شخصی

نام کامل: ساموئل اتوئو فیلس (Samuel Eto'o Fils)

تاریخ تولد: ۱۰ مارس ۱۹۸۱

محل تولد: ان‌کون، کامرون

قد: ۱۷۹ سانتی‌متر

اسم مستعار و متداول: پلنگ سیاه

 فعاليت ها

 باشگاه‌های حرفه‌ای

لگانِس بین سال‌های ۱۹۹۸- ۱۹۹۷: ۲۸ بازی ۳ گل

رئال مادرید بین سال‌های ۱۹۹۸ – ۱۹۹۹: ۳ بازی ۰ گل

رئال مایورکا بین سال‌های ۱۹۹۹ – ۲۰۰۴: ۱۳۳ بازی ۵۴ گل

بارسلونا از سال ۲۰۰۴: ۸۹ بازی ۶۰ گل

 تیم ملی

۶۰ بازی و ۲۴ گل زده

 افتخارات

مرد سال فوتبال آفریقا در سال ۲۰۰۳

مرد سال فوتبال آفریقا در سال ۲۰۰۴

مرد سال فوتبال آفریقا در سال ۲۰۰۵

عنوان پی‌چی‌چی یا آقای گل فوتبال باشگاهی اسپانیا در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶

قهرمان جام باشگاه‌های اروپا در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ همراه تیم بارسلونا

قهرمان لیگ اسپانیا (لا لیگا) در فصل‌های ۲۰۰۴-۲۰۰۵ و ۲۰۰۵-۲۰۰۶ همراه تیم بارسلونا

برنده سوپرکاپ اسپانیا در سال ۲۰۰۵ همراه تیم بارسلونا

قهرمان جام ملت‌های آفریقا به همراه تیم ملی کامرون در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۲

قهرمان المپیک ۲۰۰۰ سيدنی به همراه تیم المپیک کامرونhttp://fa.wikipedia.orgمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 زندگینامه سس فابرگاس
سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست. http://direct.blogfa.comمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 تاریخچه کامل جام ملتهای اروپا

1960-فرانسه (اولین دوره)

تعداد تیم ها: 4

تعداد مسابقه: 4

تعداد گل: 17

قهرمان:شوروی سابق 2-1 یوگوسلاوی سابق

رده بندی: چکسلوواکی 2-0 فرانسه

مربی شوروی سابق: گاوری کاتشین

بهترین گلزن: 2گل) ایوانف ، پوندلینک (شوروی) - گالیچ ، یرکرویچ (یوگوسلاوی) - هیوت (فرانسه)

 

1964- اسپانیا (دومین دوره)

تعداد تیم ها: 4

تعداد مسابقه:4

تعداد گل: 13

قهرمان:اسپانیا 2-1 شوروی سابق

رده بندی: مجارستان 3-1 دانمارک (در پایان وقت اضافی)

مربی اسپانیا: خوزه ویلا لونکا میگوئیل مونوز

بهترین گلزن: 2گل) پره دا(اسپانیا) - نوواک(مجارستان)

 

1968- ایتالیا (سومین دوره)

تعداد تیم ها: 4

تعداد مسابقه: 5

تعداد گل: 7

قهرمان: ایتالیا 1-1 یوگوسلاوی

بازی مجدد: ایتالیا 2-0 یوگوسلاوی

رده بندی: انگلیس 2-0 شوروی سابق

مربی ایتالیا: فروسیو والکاجی

بهترین گلزن: 2گل) دژائیچ(یوگوسلاوی)

بهترین بازیکن: دراگان ژائیچ

 

1972- بلژیک (چهارمین دوره)

تعداد تیم ها: 4

تعداد مسابقه: 4

تعداد گل: 10

قهرمان: آلمان غربی 3-0 شوروی سابق

رده بندی: بلژیک 2-1 مجارستان

مربی آلمان غربی: هلموت شوئن

بهترین گلزن: 4گل) گرد مولر

بهترین بازیکن: فرانتس بکن باوئر

 

1976- یوگوسلاوی (پنجمین دوره)

تعداد تیم ها: 4

تعداد مسابقه: 4

تعداد گل: 19

قهرمان: چکسلووکی 2-2 آلمان غربی { در ضربات پنالتی نه پنارتی، چکسلوواکی 5-3 برد}

رده بندی: هلند 3-2 یوگوسلاوی (در وقت اضافی)

مربی چکسلوواکی: واسلاو یزک

بهترین گلزن: 4گل) گرد مولر(آلمان غربی)

بهترین بازیکن: ایوو ویکتور(چکسلوواکی یا چک و اسلوواکی)

 

1980- ایتالیا (ششمین دوره)

تعداد تیم ها: 8

تعداد مسابقه: 14

تعداد گل: 29

قهرمان: آلمان غربی 2-1 بلژیک

رده بندی: چک و اسلوواکی 1-1 ایتالیا { در این دوره وقت اضافی وجود نداشت و سریع پنالتی انجام می شد که این بازی را چک و اسلوواکی 9-8 برد}

مربی آلمان غربی: یوپ دروال

بهترین گلزن: 3 گل: کلوس آلوفس (آلمان)

بهترین بازیکن: کارل هاینس رومنیگه (آلمان)

 

1984- فرانسه (هفتمین دوره)

تعداد تیم ها: 8

تعداد مسابقه: 15

تعداد گل: 41

قهرمان: فرانسه 2-0 اسپانیا

رده بندی برگزار نشد: دانمارک ، پرتقال

مربی فرانسه: میشل هیدالگو

بهترین گلزن: 9 گل) میشل پلاتینی (فرانسه)

بهترین بازیکن: میشل پلاتینی

 

1988- آلمان (هشتمین دوره)

تعداد تیم ها: 8

تعداد مسابقه: 15

تعداد گل: 34

قهرمان: هلند 2-0 شوروی سابق

رده بندی انجام نشد: آلمان ، ایتالیا

مربی هلند: رینوس میشل

بهترین گلزن: 5 گل: مارکو فان باستن (هلند)

بهترین بازیکن: مارکو فان باستن

 

1992- سوئد (نهمین دوره)

تعداد تیم ها: 8

تعداد مسابقه: 15

تعداد گل: 32

قهرمان: دانمارک 2-0 آلمان

رده بندی برگزار نشد: هلند ، سوئد

مربی دانمارک: ریچارد مولر نیلسن

بهترین گلزن: 3 گل: لارسن (دانمارک) - ریدله (آلمان) - برکمپ یا برگ کمپ (هلند) - برولین (سوئد)

بهترین بازیکن: توماس هسلر

 

1996- انگلیس (دهمین دوره)

تعداد تیم ها: 16

تعداد مسابقه: 31

تعداد گل: 64

قهرمان: آلمان 2-1 جمهوری چک

رده بندی برگزار نشد: انگلیس ، فرانسه

مربی آلمان: برتی فوگتس

بهترین گلزن: 5 گل) آلن شیرر ( انگلیس)

بهترین بازیکن: ماتیاس سامر

 

2000- هلند و بلژیک (یازدهمین دوره)

تعداد تیم ها: 16

تعداد مسابقه: 31

تعداد گل: 85

قهرمان: فرانسه 2-1 ایتالیا

رده بندی برگزار نشد: هلند ، پرتقال

مربی فرانسه: روژه له مر

بهترین گلزن: 5 گل: پاتریک کلایورت (هلند) - میلوسویچ (یوگوسلاوی)

بهترین بازیکن: زین الدین زیدان

 

2004- پرتقال (دوازدهمین دوره)

تعداد تیم ها: 16

تعداد مسابقه: 31

تعداد گل:-----

قهرمان: یونان 1-0 پرتقال

رده بندی: هلند ، چک

مربی یونان: اتوره هاگل

بهترین گلزن: 5 گل) میلان باروش

بهترین بازیکن: زاگوراکیس از یونان                                                  منبع وبلاگ امیر ۰۰۹۹بلاگفا

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 بارسا به دنبال رونالدوTOPSECRET
خبر می رسد مقامات بارسلون در صدد هستند تا با فروش رونالدینهو کریس رونالدو را به نیوکمپ بیاورند با توجه به رابطه خوب مقامات بارسا با مدیر برنامه های کریس مذاکراتی نیز انجام شده است. رونالدینهو در حال حاضر مورد توجه تیم های میلان و چلسی قرار گرفته است.
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم آذر 1386  |
 عنايت: هند سپهر ، پنالتي نبود
قضاوت سعيد مظفري‌زاده در بازي پرسپوليس و صباباتري حرف و حديث‌هاي زيادي را به وجود آورد. در اين ميان مسعود عنايت، رئيس كميته داوران معتقد است كه شرايط نامساعد جوي، قضاوت را براي اين داور سخت كرده بود. عنايت با اشاره با اين موضوع اظهار داشت: بارندگي شديد، لغزنده بودن زمين و از همه مهم‌تر مه‌گرفتگي باعث شد تا مظفري‌زاده كار سختي براي قضاوت اين مسابقه در پيش داشته باشد و با توجه به اين شرايط معتقدم كه او قضاوت ضعيفي انجام نداد.

 

عنايت در خصوص گل دوم صباباتري كه از روي نقطه پنالتي به ثمر رسيد و اعتراض پرسپوليسي‌ها را به همراه داشت،‌ گفت: اين صحنه هم جاي بحث دارد، چون هم توپ به دست سپهر حيدري برخورد كرد و هم اينكه اين بازيكن توسط عليرضا عباسفرد شارژ شد. البته فكر مي‌كنم كه هند حيدري پنالتي نبود و مظفري‌زاده در اين صحنه مي‌توانست بهتر تصميم بگيرد.

عنايت در خصوص صحنه اخراج عادل كلاه‌كج گفت: با توجه به تصاوير تلويزيوني اين امكان وجود نداشت كه بتوانيم دليل اخراج اين بازيكن را حدس بزنيم ولي مظفري‌زاده، كلاه‌كج را بي‌جهت اخراج نكرده، حتما او در آن صحنه حرفي زده كه در نهايت منجر به اخراجش شده است.

رئيس كميته داوران در پايان تصريح كرد: نمي‌دانم چرا در فوتبال ايران همه فقط اشتباهات داوري را دليل نتيجه نگرفتن تيم‌شان مي‌دانند. براي حركات اعتراض‌آميز عباس مرادي به داوري اين مسابقه كه در نهايت باعث شد تا او حتي به زمين بيايد، متاسفم و بايد بگويم كه اين مسائل در فوتبال حرفه‌اي، هيچ جايي ندارد http://ghermezeteh.comمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم آذر 1386  |
 دور دنیا با امپراطور
به عنوان اولين پرسش از افشين قطبي مي‌پرسيم كه كجا و در چه زماني به دنيا آمد و چرا از ايران خارج شد و او با آن لهجه شيرينش براي مان مي‌گويد: «در بهمن سال 1343 به دنيا آمدم. راستش را بخواهيد از خاطرم رفته كه در چه محلي به دنيا آمدم، نام مدرسه‌ام هم يادم نيست. 13 ساله بودم، در سال 1356، يك سال پيش از انقلاب به همراه پدرم به كاليفرنيا رفتم. او زندگي جديدي را در آمريكا آغاز و همسر جديدي اختيار كرده بود و همين امر باعث شد من هم با او به كاليفرنيا بروم. در يك شهر كوچك در حوالي لس‌آنجلس زندگي‌ام را آغاز كردم.» و پس از آن بر افشين قطبي چه گذشت؟ «اولين ماه‌هاي حضور در آن جا برايم سخت بود. زبان انگليسي بلد نبودم اما توانستم در عرض سه ماه زبان انگليسي را ياد بگيرم، ضمن اين‌كه هر روز صبح فوتبال هم بازي مي‌كردم. فوتبال تو قلب و خونم بود، در ايران هم بازي با بچه‌محل‌ها يادم نمي‌رود، هر روز فوتبال بازي مي‌كرديم و علاقه شديدي به توپ و تور داشتم. در همان اوان در
مدرسه «جونيورهايس‌هود» تحصيل مي‌كردم و توانستم تيم فوتبالي در آن مدرسه تشكيل بدهم. مليت‌هاي مختلفي در آن مدرسه تحصيل مي‌كردند و به همين خاطر اعضاي تيم فوتبال اين مدرسه هم از كشورهاي مختلف بودند. چيزي كه يادم مي‌آيد اين‌كه در آن جا با فردي آشنا شدم كه پدرش ايراني و مادرش مصري بود. او معلم مدرسه ما بود و يك مدرسه فوتبال هم داشت. يك روز كه در حال فوتبال بازي كردن بودم، او را ديدم و آن آشنايي باعث شد روابط‌مان بيشتر از گذشته شود، او مثل يك برادر بزرگ تر براي من شد و مرا در مدرسه فوتبالش ثبت‌نام كرد و من زيرنظر او آموزش ديدم. از همان روزهاي اول كه به اين شكل فوتبال را ادامه دادم، دلم مي‌خواست علم فوتبال را ياد بگيرم. دلم مي‌خواست بيشتر به جاي اين‌كه فوتبال بازي كنم، فوتبال آموزش بدهم. ضمن اين‌كه مدرسه معروفي هم داشتيم. در اين مدرسه «جان ويت» بازي مي‌كرد، در ضمن بگويم كه از اواسط دهه هفتاد ميلادي آمريكايي‌ها به فوتبال روي‌ آوردند و به سرمايه‌گذاري پرداختند. همان سال‌ها بود كه تيم ثروتمند كاسموس آمريكا، بازيكناني چون پله، بكن‌باوئر و يوهان كرايف را به استخدام خود درآورده بود. در مدرسه فوتبال ما هم بازيكنان خوبي (نوجوانان) از كشورهاي مكزيك، ايران، مصر، ژاپن، چين و آفريقا حضور داشتند. به همين خاطر تيم فوتبال مدرسه ما بين‌المللي شد و در مسابقات بين مدارس هم به مقام اول در كاليفرنيا رسيد. من آن زمان مربي‌شان بودم. اين روند ادامه داشت تا اين‌كه 17 ساله شدم.»
    
     حضور در دانشگاه
    «در 17 سالگي به دانشگاه معروف «يو.سي.ال» رفتم كه دانشگاه معتبري است و به نوعي معروف‌ترين دانشگاه كشور آمريكاست و آن سال (1981) سي هزار دانشجو داشت. به آن جا كه رفتم، خيلي سريع به عضويت تيم دانشگاه آن جا درآمدم و تنها ايراني تيم فوتبال آن جا بودم. كوچك‌اندام بودم برعكس ديگر بازيكنان كه از اندام‌ تنومندي برخوردار بودند. مربي آلماني داشتيم كه نامش «زيگ ايشليد» بود و بعدها مربي تيم جوانان آمريكا شد و همچنين پنج سال رهبري تيم گالكسي لس‌آنجلس را برعهده گرفت. او فوتبال را خيلي خوب مي‌شناخت و من الفباي حرفه‌اي فوتبال را از او آموختم...»
    و نقش خانواده؛ آيا مخالف بودند يا موافق؟ «پدر و مادرخوانده‌ام به تشويق من پرداختند، به خصوص مادرخوانده‌ام كه برايم خيلي زحمت كشيد و در شكل‌گيري شخصيت اجتماعي‌ام خيلي به من كمك كرد. او در ايران دندانپزشك بود.»
    و شغل پدر را نگفتيد؟ « پدرم در ايران معلم بود. آنها مثل من در ابتداي حضور در آمريكا مشكلاتي داشتند و از طرفي بايد حواس شان به من هم مي‌بود چرا كه سنين 13 تا 18 سالگي براي شكل‌گيري شخصيت يك فرد خيلي مهم است و آموزش بايد درست باشد. از طرفي پول زيادي هم نداشتند كه امكانات زيادي در اختيارم بگذارند اما تمام تلاش شان را كردند كه من به شكل حرفه‌اي فوتبال را ادامه بدهم.»
    به طور حتم تلاش زيادي كردي. همين‌طور است؟ «از كودكي و بعد هم نوجواني سعي‌ام هميشه اين بود كه روي پاي خودم بايستم. از همان روزهاي ابتدايي حضور در آمريكا، با اين‌كه در دبيرستان تحصيل مي‌كردم و فوتبال هم بازي مي‌كردم، دلم نمي‌خواست پدرم را اذيت كنم و او بيش از حد برايم خرج كند. درك مي‌كردم كه زندگي در غربت سخت است و من هم بايد به عنوان يك عضو از خانواده، خرج خودم را دربياورم. شايد باورتان نشود، مدتي روزنامه‌فروشي مي‌كردم، مدتي هم در خانه مردم باغباني مي‌كردم تا درآمد كمي براي خودم داشته باشم و حداقل خرج خودم را دربياورم. اين چيزها را براي شما بازگو كردم كه بگويم زحمت كشيدم تا به اينجا رسيدم. از بچگي براي من همه چيز مهيا نبود. از همان دوران سعي كردم خودم شخصيتم را بسازم. از همان زمان سعي‌ام بر اين بود كه قدر داشته‌هايم را بدانم. شايد اگر به آساني به همه‌چيز مي‌رسيدم، حالا قدر آن را نمي‌دانستم. من به آساني به همه‌چيز نرسيدم. آنهايي كه به آساني به چيزي مي‌رسند، تنبل بار مي‌آيند اما من از كودكي، آدم تنبلي نبودم. تمام سعي‌ام اين بود كه كار و تلاش كنم و چيزهاي جديد ياد بگيرم. در تمام عمرم دوست داشتم پركار باشم.»
    
     تجربيات خوب از دانشگاه
    «از دوران دانشجويي‌ام تجربيات خوبي دارم. تيم فوتبال دانشگاه «يو.سي.ال» به تمام آمريكا سفر و بازي برگزار مي‌كرد و من هم با اين تيم همراه بودم. مدتي كه از حضور من در اين تيم گذشت، تصميم گرفتم در يك مدرسه ورزش، مربيگري فوتبال كنم. از شاگردان هفت، هشت ساله تا سيزده، چهارده ساله داشتم. آنها مرا خيلي دوست داشتند چرا كه فوتبال را با هيجان ادامه مي‌دادم و به كار مربيگري علاقه وافري داشتم.»
    براي‌مان نگفتيد دقيقا چه زماني وارد دانشگاه و سپس فارغ‌التحصيل شديد، همچنين رشته تحصيلي‌تان چه بود؟ «سال 1981 وارد دانشگاه شدم و سال 1986 در رشته مهندسي برق الكترونيك فارغ‌التحصيل شدم. اين رشته در دانشگاه
     «يو.سي.ال» از اعتبار بالايي برخوردار است. همكلاسي‌هاي من براي اين‌كه دروس خود را پاس كنند، روزي هجده تا بيست ساعت درس مي‌خواندند چرا كه رشته بسيار مشكلي است اما من از آن‌جا كه كارهاي متفرقه زيادي مي‌كردم، ساعات زيادي درس نمي‌خواندم اما سعي مي‌كردم درست ياد بگيرم.»
    دوستان ايراني هم داشتيد؟ «نه، وقتي كه وارد محيط دانشگاه شدم، دوستان ايراني نداشتم. شايد به همين خاطر لهجه فارسي‌ام كمي تغيير پيدا كرد.»

    چه زماني از پدر و مادر جدا شديد؟ «از همان هفده سالگي، زماني كه وارد دانشگاه شدم. ابتدا در خوابگاه زندگي كردم، دو سال بعد به همراه يكي از دوستانم يك آپارتمان اجاره كردم. بعد از فارغ‌التحصيلي، رشته تحصيلي‌ام را در محيط كاري ادامه ندادم و تصميم گرفتم به سراغ آرزوهاي دوران كودكي‌ام بروم؛ يعني زماني كه 24 ساله بودم. در سال 1988 تصميم گرفتم مدرسه فوتبالم را تاسيس كنم. البته بگويم كه پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه تا تاسيس مدرسه فوتبالم، طي دو سال از فدراسيون فوتبال آمريكا مدرك مربيگري‌ام را دريافت كردم و درس‌هاي آن را فرا گرفتم.»
    از قطبي مي‌پرسيم كه هدف‌تان از تاسيس مدرسه فوتبال، تنها كسب درآمد بود كه مي‌گويد: «نه، هدفم اين بود كه جوان‌ها را آموزش دهم تا فوتبال بين‌المللي بازي كنم. البته پس از مدتي شاگردانم خيلي زياد شدند؛ از شش ساله تا نوزده ساله به طور متوسط روزي 160 شاگرد داشتم. پس از مدتي تصميم گرفتم چند مربي ديگر به مدرسه فوتبالم بياورم. چند مربي ايتاليايي، هلندي و... اين تلاش باعث شد موقعيت خوبي نصيب مدرسه فوتبال من شود و در درازمدت به جز علم فوتبال، با مسائل مديريتي فوتبال هم آشنا شدم چرا كه مدرسه‌اي را اداره مي‌كردم كه سالي هزار شاگرد داشت. طي اين سال‌ها وقتي مدرسه من در لس‌آنجلس به محبوبيت رسيد، پاي مربيان بزرگ ديگري را به آن‌جا باز كردم؛ مربياني چون «كواديانز» كه از آژاكس آمستردام هلند او را آوردم و همچنين «بورا ميلوتينوويچ» مربي معروف يوگسلاو كه سابقه پنج حضور در جام‌جهاني دارد (1986 با مكزيك، 1990 با كاستاريكا، 1994 با آمريكا، 1998 با نيجريه و 2002 با چين). آنها بعدها از دوستان خوب من شدند و كمك‌هاي بزرگ و تجارب فراواني از آنها كسب كردم.»
    از بورا خاطره‌اي هم داريد؟ «او به من مي‌گفت: از تو خوشم مي‌آيد كه در سرزمين آمريكا اين‌قدر عشق فوتبالي...» چرا؟ «چون تا پيش از جام‌جهاني 1994 آمريكا، مردم با فوتبال بيگانه بودند. عشق فوتبال در آمريكا زياد ديده نمي‌شد اما مدرسه من و دوستانم باعث شد در كاليفرنياي آمريكا فوتبال بين‌المللي ارائه بدهيم و افراد زيادي را به سوي فوتبال بكشانيم. شايد باورش مشكل باشد اما تا اوايل دهه نود خيلي از آمريكايي‌ها هيچ علاقه‌اي به فوتبال نشان نمي‌دادند و از آن زمان بود كه شاهد بوديم تيم‌ملي آمريكا از سال 1990 در پنج دوره متوالي راهي جام‌جهاني شد. بورا مي‌گفت: تو با مدرسه‌ات، در بين اهالي كاليفرنيا انگيزه ايجاد كردي.»
    و مديريت اين مدرسه با خودتان بود؟ «بله، به جز آموزش فوتبال، مديريت آن هم برعهده خودم بود. زحمات زيادي براي آن‌جا كشيدم، حتي گاهي اوقات پشت تراكتور چمن‌زني مي‌نشستم و چمن‌ها را كوتاه مي‌كردم. برايم مهم نبود كه چه كاري مي‌كنم، تنها هدفم اين بود كه مدرسه‌ام به نام افشين قطبي كه بعدها به نام S.S.G.A تغييرنام يافت، هدفمند شود و بازيكن بين‌المللي تحويل دنياي فوتبال دهد.»
    
     از تمام دنيا شاگرد داشتم

    از قطبي مي‌پرسيم كه شاگردان شما همه آمريكايي بودند كه مي‌گويد: «نه، البته شايد مليت‌شان آمريكايي بود اما بد نيست بدانيد در آمريكا نژادهاي مختلفي زندگي مي‌كنند؛ اسپانيايي، ايتاليايي، انگليسي، فرانسوي، چيني، ژاپني، مكزيكي و آفريقايي كه بيشترشان مهاجر هستند اما پس از اين‌كه مدرسه‌ام به اعتبار قابل‌توجهي دست يافت، اشخاصي كه در ‌نقاط گوناگون، كارشان كشف بازيكن بود، برايم از برزيل، آفريقا، مكزيك، آذربايجان و ديگر نقاط دنيا بازيكناني تا سن 16 سالگي مي‌فرستادند و من هم به آموزش آنان مي‌پرداختم. از طرفي طي اين سال‌ها روابط زيادي با مدرسه‌هاي فوتبال و باشگاه‌هاي بزرگ برقرار كرده بودم. آنها هم مي‌خواستند حرفه‌اي بازي كنند. از اين رو مدرسه فوتبالم طي چند سال جهاني شد... يادم مي‌آيد كه يك بازيكن آمريكايي داشتم به نام «جان اوبراين» كه از 14 سالگي به مدرسه من آمد. او را در 16 سالگي به آژاكس فرستادم و مدت هشت سال در آژاكس آمستردام و دو جام‌جهاني هم براي آمريكا بازي كرد. او يكي از بهترين شاگردان من بود، حتي تعدادي از شاگردانم هم به روسيه رفتند و در ليگ آن‌جا بازي كردند. به فورتوناسيتاد هلند چند بازيكن فرستادم و... اين روند طي سال‌ها حضور در آمريكا همچنان ادامه داشت و هرگاه بازيكني را به اروپا مي‌فرستادم، احساس دروني خوبي پيدا مي‌كردم.» از افشين مي‌پرسيم دليل اين كارش چه بود؟ كه مي‌گويد: «چون آرزوي خودم بود كه روزي در ليگ‌هاي معتبر اروپايي بازي كنم اما هيچ‌وقت موقعيتش پيش نيامد. شايد باورش مشكل باشد. همان‌طور كه گفتم هدفم تنها كسب درآمد نبود. شاگرداني داشتم كه حتي پولي براي ثبت‌نام در مدرسه‌ام نداشتند، يا خودم هزينه‌هاي‌شان را تامين مي‌كردم يا دوستاني داشتم كه هرساله كمكي به مدرسه فوتبال من مي‌كردند. مي‌دانيد چرا؟ چون عشق به فوتبال در چشمان‌شان موج مي‌زد؛ درست مثل نوجواني خودم و من به خوبي با اين روحيات آشنا بودم و اين مسئله باعث مي‌شد انرژي‌ام نسبت به گذشته بيشتر شود. البته جا دارد از كاپيتان گالكسي هم ياد كنم كه شاگردم بود. «پيتر وايس» او از ده سالگي در مدرسه من الفباي فوتبال را آموخت، ضمن اين‌كه در المپيك 2000 سيدني سه تن از شاگردان من در تيم المپيك آمريكا بودند.
    حالا كه به فوتبال ايران و به شهرستان‌هاي كوچك كه استعدادهاي بزرگي در آنها نهفته است فكر مي‌كنم ، احساس مي‌كنم تفكر درست و انگيزه درست را به اين نوجوانان نمي‌دهيم. كاش مي‌شد در ايران هم مدارس بين‌المللي تاسيس مي‌شد كه براي آينده فوتبال ايران مثمر ثمر خواهد بود. ما بايد ماركتينگ‌مان در فوتبال صحيح باشد. آمريكايي‌ها اگر در سال‌هاي اخير در قاره خودشان، به مانند مكزيك فوتبال‌شان يك سر و گردن از ديگر كشورهاي اين قاره بالاتر شد، به خاطر سازماندهي درست‌شان بود. آنها به درستي برنامه‌ريزي كردند و نيروهاي خوبي را به فوتبال تحويل دادند تا جايي كه در جام‌جهاني 2002 تيم آمريكا جزو هشت تيم برتر دنيا شد يا در جام‌جهاني 1994 اگر با برزيل روبه‌رو نمي‌شد، شايد تا نيمه‌نهايي بالا مي‌آمدند در صورتي كه مثل ايرانيان اصلا استعداد ندارند، بلكه تنها فوتبال را علمي فراگرفته‌اند.»
    و اين مدرسه هنوز هم در لس‌آنجلس داير است؟ «نه، پس از سال 2002 مدرسه فوتبالم را تعطيل كردم چرا كه در آن جا نبودم و ديگر نمي‌توانستم بر آن مديريت داشته باشم. پس از 41سال، مدرسه فوتبالم تعطيل شد.»
    
    حضور در تيم‌ملي
    پس از پرآوازه شدن مدرسه فوتبال‌تان، فدراسيون فوتبال آمريكا از شما دعوت كرد. همين طور است؟ «استيوسمپسون كه مربي تيم‌ملي آمريكا در جام جهاني 1998 بود، مربي‌ام در دانشگاه «يو.سي‌‌.ال» بود و از همان زمان ارتباط‌مان خيلي قوي شد. او تلاش مرا دوست داشت، از اين رو پس از اين‌كه مربي تيم‌ملي شد، مرا به تيم‌ملي دعوت كرد و من دستيار او شدم اما پس از شكست مقابل ايران در جام‌جهاني 1998 كه او استعفا داد، ما هم از تيم آمريكا جدا شديم.»
    
     رفتن به سئول

    و چه شد كه سر از كره‌جنوبي درآورديد؟ «طي سال‌هاي 1992 تا 2001، من سالي يك تا يك ماه و نيم در اروپا مي‌گذراندم. بازيكنان خودم را به آن‌جا مي‌بردم تا آنان در باشگاه‌هاي آن‌جا بازي كنند و طي اين سال‌ها رابطه‌ام با آژاكس آمستردام بسيار مطلوب بود. آژاكس از ديرباز مدرسه فوتبال معروفي در تمام اروپا داشت و دارد و تفكر ويژه‌اي بر آن حاكم است. بازيكنان معروفي از اين مدرسه به سراسر دنيا معرفي شده‌اند كه نمونه‌اش تركيب اصلي تيم‌ملي هلند در دو جام‌جهاني 1974 و 1978 بود و ستاره بي‌بديل آنان يوهان كرايف كه مادرش رختشوي باشگاه بود و بعدها نام پسرش را در مدرسه فوتبال آژاكس نوشت.»
    كرايف را مي‌شناختي؟ «او وقتي مربي بارسلون بود، به آمستردام آمد تا با آژاكس در ليگ باشگاه‌هاي اروپا بازي كند. من به آن بازي دعوت شدم. پس از بازي به رختكن بارسلونا رفتم و با او حرف زدم. به او گفتم زماني كه در كاسموس بازي مي‌كردي و من 14 ساله بودم، بازي‌هايت را از نزديك تماشا مي‌كردم، در همان رختكن توسط مسئولان آژاكس به او معرفي شدم و باب آشنايي‌مان از آن‌جا باز شد.»
    
    و در ادامه؟
     «اين رفت‌و‌آمدها به هلند باعث شد با مربيان بزرگ آن‌جا آشنا شوم. همچنين از سال 1997 من به همراه بورا ميلوتينوويچ توانستيم مشخصات فوتباليست‌ها را از لحاظ قواي بدني، تكنيك و تاكتيك‌پذيري به رايانه انتقال دهيم و برنامه‌ريزي كنيم و به صورت تصويري به بازيكنان آموزش دهيم. همين امر باعث شد هلندي‌ها از آن استقبال كنند. به نوعي تكنولوژي را به فوتبال انتقال داديم. در اين نرم‌افزار كامپيوتري نام من هم ثبت شد و از آن‌جا بود كه خيلي‌ از مربيان اروپايي با نام افشين قطبي آشنا شدند، به ويژه «گاس هيدينك» هلندي... هيدينك زماني كه به كره‌جنوبي رفت، به من پيشنهاد داد كه دستيارش شوم. هيدينك از سال 2001 مربي كره‌جنوبي شد و همان‌طور كه مي‌دانيد در جام‌جهاني 2002 تيم كره، چهارم شد.
    پس از جام‌جهاني 2002 من دوباره به آمريكا بازگشتم و اين بار به عنوان دستيار استيو سمپسون، در گالكسي لس‌آنجلس كار كردم. اين روند ادامه داشت تا اين‌كه «ديك ادووكات» هلندي در سال 2005 مربي هلند شد و من و «پيم وربيك» بار ديگر دستيار او شديم. (خواننده محترم گاس هيدينك و ديك ادووكات از مربيان معتبر هلندي هستند. هيدينك در جام‌جهاني 1998 با تيم‌ملي هلند به مقام چهارم جهان دست يافت و ادووكات در جام‌جهاني 1994 مربي هلند بوده، همچنين در جام‌جهاني 2002. ضمن اين‌كه ادووكات در سال 1988 آيندهوون را قهرمان ليگ اروپا كرد.) پس از جام‌جهاني 2006 هم كه با وربيك رهبري كره را برعهده گرفتيم و پس از سومي آسيا، از آن تيم بيرون آمديم.»
    
     شش حضور متوالي
    از قطبي مي‌پرسيم چرا كره‌جنوبي در شش دوره متوالي جام‌جهاني، هميشه يك پاي ثابت جام‌جهاني بوده، اما هيچ‌وقت جام ملت‌ها را جدي نمي‌گيرد و هيچ قهرماني در كارنامه خود ندارد؟ كه مي‌گويد: «براي كره‌اي‌ها جام‌جهاني خيلي مهم است. براي آنان شايد فوتبال زياد مهم نباشد و مثل ايراني‌ها زياد عشق فوتبال نباشند اما وقتي تيم كشورشان به جام‌جهاني مي‌رود، كره‌اي‌ها به خاطر نام كره، فوتبال را دنبال مي‌كنند. ضمن اين‌كه رييس فدراسيون فوتبال آنها «دكتر چون»، انديشه‌هاي نويي را به فوتبال كره منتقل كرده است.
     او مردي متفكر است و صاحب انديشه‌هاي جديد كه از كره يك فوتبال بين‌المللي ساخته است. سعي او اين بوده كه هميشه كره در جام‌جهاني با تمام قوا حضور داشته باشد و در جام ملت‌هاي آسيا با تركيبي جوان‌تر روانه رقابت‌ها ‌شود، يعني هميشه اين‌طور بوده است. ضمن اين‌كه پول خوبي را هم به فوتبال كره تزريق كرده است.»
    
     بازگشت پس از سي سال
    «از سال 1356 كه از ايران خارج شدم، ديگر به ايران نيامدم تا سال 1386، درست سي سال. البته قرار بود پارسال با كره براي رقابت‌هاي مقدماتي جام‌جهاني به ايران بيايم، اما از آن‌جا كه پاسپورت ايراني نداشتم، نتوانستم به ايران بيايم.»
    از قطبي مي‌پرسيم پس از علي پروين كه از او در ورزشگاه‌ها با نام «سلطان» ياد مي‌كردند، ديگر طي اين سال‌ها هيچ مربي نتوانست به مانند شما در دل هواداران پرطرفدارترين تيم ايران، جايگاهي براي خود به دست بياورد اما طرفداران پرسپوليس از شما به عنوان «امپراطور» ياد مي‌كنند. دليلش چه بود؟ «اولا كه آنها متوجه شدند من پس از سي سال به خاطر پول به ايران نيامدم. با توجه به گذشته‌اي كه از خودم گفتم، دلتنگي‌ نسبت به سرزمين مادري باعث شد به ايران بيايم. من ايران و ايراني‌ها را دوست دارم، ضمن اين‌كه از معدود مربيان ايراني بودم كه توانستم در ميادين بين‌المللي موفق باشم و در سه جام‌جهاني حضور داشته باشم و همچنين اخلاق و رفتارم طوري بود كه توانستم در دل هواداران جاي بگيرم... من همينم كه مي‌بينيد، رك و صريح و حرفم را به راحتي مي‌زنم؛ بدون رودربايستي و آخرين دليلش هم نتيجه‌هاي اخير پرسپوليس بود.»
    به هر حال پس از سي سال جرقه‌اي به ذهن‌تان رسيد كه به ايران بياييد. از آن لحظه براي‌مان بگوييد. «من دوستي ايراني در لس‌آنجلس دارم كه به فوتبال ايران علاقه زيادي دارد. او دائم به من مي‌گفت كه تو مي‌تواني به فوتبال ايران كمك كني. چرا به ايران نمي‌روي؟ از طرفي هرچه كه سن آدم بيشتر مي‌شود، دوست دارد به وطنش بازگردد؛ به جايي كه به دنيا آمده و دوست دارد پيش اقوامش برگردد. به هر حال جرقه اصلي‌ را دوستم داريوش زد كه تشويقم كرد به ايران بيايم.
    همچنين دلم مي‌خواست با توجه به تجربياتم به ايران بيايم و از لحاظ سازماندهي به فوتبال ايران كمك كنم. اميدوارم كه بتوانم چنين كاري را انجام دهم، گرچه به زمان نياز دارم. از روزي كه به ايران آمدم، خونم گرم شده، نفسم گرم شده، احساس مردم ايران را در هيچ جاي دنيا نمي‌توانيد ببينيد، ميوه‌هاي ايراني، غذاهاي ايراني. دلم براي همه آنها تنگ شده بود.»
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم آذر 1386  |
 اشوب گر منچستر
 (كريستيانو رونالدو دوس سانتوس آويرا) متولد پنجم فوريه سال 1985 كه بيشتر با نام (كريستيانو رونالدو) معروف مي‌باشد، يك فوتباليست پرتغالي در رده حرفه‌اي است كه در تيم‌هاي (منچستريونايتد) و (ملي پرتغال) بازي مي‌كند. او يكي از بهترين بازيكنان دنيا و يكي از بهترين استعدادهاي امروز فوتبال است.
    
    زندگينامه

    (كريستيانو رونالدو) در شهر (فانچال) در منطقه (ماديرا) در كشور پرتغال به دنيا آمد. مادرش (ماريا دولورس داس آويرا) و پدرش (خوزه دينيس آويرا) بود. او يك برادر به نام (هوگو) و دو خواهر به نام‌هاي (الما) و (كاتيا) دارد. نام رونالدو در كشور پرتغال نام رايجي نيست ولي پدر و مادرش به خاطر (رونالد ريگان) رييس‌جمهور آمريكا نام او را رونالدو گذاشتند زيرا ريگان هنرپيشه مورد علاقه پدر رونالدو بود. او تاكيد مي‌كند اين نامگذاري اصلا دلايل سياسي نداشته است.
    وقتي سه ساله بود ضربه زدن به توپ را آغاز كرد. وقتي در شش سالگي به مدرسه رفت ديگر علاقه‌اش به ورزش كاملا نمايان شده بود. او در آن زمان عاشق تيم (بنفيكا) بود و جالب است كه بعدها به تيم رقيب آن يعني (اسپورتينگ) پيوست. او ابتدا با يك تيم آماتور به نام (آندورنيا) بازي مي‌كرد زيرا پدرش در آن باشگاه شاغل بود. در آن زمان رونالدو تنها هشت سال داشت. در سال 1995 يعني در ده سالگي (كريستيانو رونالدو) كم‌كم در پرتغال كسب شهرت مي‌كرد و آهسته آهسته نامي آشنا در ورزش فوتبال مي‌شد. به طوري كه دو تيم برتر شهر ماديرا در پي امضاي قرارداد با او بودند.
    كريس رونالدو با بازي در مسابقات زير هفده سال يوفا براي تيم (اسپورتينگ ليسبون) مورد توجه (جرارد هولر) سرپرست وقت تيم ليورپول قرار گرفت. در آن زمان او تنها شانزده سال داشت و به همين خاطر ليورپول از خريد او صرف نظر كرد ولي همين موضوع سبب شد به چشم (سرالكس فرگوسن) بيايد. در تابستان 2003 او در بازي برابر تيم منچستريونايتد به خوبي توانايي‌هاي خود را در معرض تماشا قرار داد و نشان داد كه مي‌تواند در دو جناح بازي كند. پس از بازي، اعضاي تيم منچستريونايتد همگي از يك استعداد درخشان سخن مي‌گفتند. آنها معتقد بودند بهتر است در آينده در كنار اين جوان باشند تا مقابل او.
    
    در منچستريونايتد
    فرگوسن اين جوان را مي‌خواست. او مي‌خواست از رونالدو به جاي ديويد بكام كه به تازگي به رئال مادريد پيوسته بود بهره ببرد و بدين ترتيب كريستيانو با قيمت 12/24 ميليون پوند رهسپار تيم منچستريونايتد شد. رونالدو در ابتدا با پيراهن شماره هفت ظاهر شد ولي با وجود تمام مهارت‌ها و حمله‌هايش دوست نداشت تحت فشار انتظارات مردم باشد. انتظاراتي كه از شماره پيراهن او نشات مي‌گرفت. او ترجيح مي‌داد پيراهن شماره 27 را بپوشد زيرا در اسپورتينگ نيز همين شماره را مي‌پوشيد. رونالدو هميشه متهم به خودخواه بودن و تكروي است، با اين وجود فرگوسن تمام حيثيت كاري خود را بر روي او گذاشته و مجددا با او قراردادي تا پايان سال 2010 به امضا رسانده است. رونالدو در مصاحبه‌اي با نشريه (ايونينگ نيوز) گفت: (منچستريونايتد هميشه براي كمك به من حاضر است و هميشه از من حمايت مي‌كند. من بايد اين را تلافي كنم.)ولي رونالدو اغلب در بازي‌ها، مشكل عصبي پيدا مي‌كند. او نمي‌تواند اعصاب خود را كنترل كند و زود از كوره در مي‌رود. او يك بار به خاطر رفتار خشونت‌بار و انگشت تكان دادن به نشانه تهديد به سوي تماشاچيان از بازي اخراج و از يك مسابقه نيز محروم شد. (فيليپ اسكولاري) مربي تيم ملي پرتغال نيز به او هشدار داد در مسابقات جام‌جهاني رفتار خودش را كنترل كند.
    كريستيانو رونالدو در سال 2005 به (بازيكن جوان ويژه فيليپو) معروف شد و از سوي فيفا بيستمين بازيكن برتر تاريخ فوتبال لقب گرفت. او با وجود اخلاق تندش محبوب طرفداران منچستريونايتد باقي ماند. به همين خاطر دوست ندارد هرگز تيم منچستريونايتد را ترك كند. او در بازي‌هاي جام‌جهاني اولين گل خود را با ضربه پنالتي به تيم ملي ايران زد.
    
    زندگي خصوصي

    پدر رونالدو كه (دينيس آويرا) نام داشت هفتم سپتامبر 2005 و در زمان بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني از دنيا رفت. رونالدو چند ساعت پس از شنيدن اين خبر مجبور بود برابر تيم روسيه بازي كند و اين براي او بسيار سخت بود ولي مي‌دانست امكان ندارد در بازي غايب باشد. پس از بازي، سرالكس فرگوسن خود، رونالدو را مشايعت كرد و به كشورش فرستاد.در اكتبر سال 2005 او به همراه مرد ديگري به اتهام آزار جنسي دستگير و مورد بازجويي قرارگرفت. رونالدو كه به گفته خودش از همه جا بي‌خبر بود اين اتهام را تكذيب كرده و آن را توطئه‌اي براي بد نام كردن خود دانست. پليس نيز كه مدرك لازم و كافي براي اين موضوع نداشت او را آزاد كرد.رونالدو پيش از اين با زني به نام (مرچه رومرو) مجري اسپانيايي تلويزيون پرتغال رابطه داشت. هر چند اصليت اسپانيايي دارد ولي در پرتغال به دنيا آمده و رشد كرده است. او با آشنايي خود با رونالدو تنفر خيلي‌ها را برانگيخت زيرا بسياري از طرفداران رونالدو او را شايسته نامزدي فوتباليست محبوب خود نمي‌دانستند و سايت‌هاي اينترنتي عليه او ايجاد كردند. (مرچه) نه سال از كريستيانو بزرگ‌تر بود و از همسر اولش طلاق گرفته بود. او براي نخستين بار در نشريات پرتغال اعتراف كرد كه با كريستيانو رابطه دارد ولي رونالدو با وجود عكس‌هاي زيادي كه از آن دو گرفته شده بود، هرگز اين حرف را تاييد نكرد. او هميشه دوست دارد زندگي خصوصي خود را به معناي واقعي آن خصوصي نگه دارد و معتقد است زندگي خانوادگي از زندگي حرفه‌اي جداست. ولي چندي پيش اعلام كردند كه اين رابطه بالاخره به پايان رسيده است. ولي نه (مرچه) از اين موضوع حرفي به ميان آورد و نه رونالدو. تنها يكي از دوستان آنها به خبرنگاران گفت: ارتباط آنها به جدايي انجاميده و مرچه از اين اتفاق بي‌نهايت ناراحت است. سرانجام در بيستم سپتامبر ( 2006مرچه) هم تاييد كرد كه ديگر رابطه‌اي با كريستيانو رونالدو ندارد.
    
    رونالدو و كار خير
    او هزينه سفر (مارتونيز) پسربچه يازده ساله اندونزيايي و پدرش كه از بازماندگان سونامي بودند را پرداخت تا آنها بتوانند به خاطر علاقه پسرك براي ديدن بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني به اروپا بروند. ديگر هم‌تيمي‌هاي رونالدو پس از ملاقات اين پدر و پسر تقبل كردند كه با كمك يكديگر هزينه خريد يك خانه جديد در اندونزي را براي آنها فراهم آورند. پس از پايان بازي‌هاي مقدماتي، رونالدو به اندونزي رفت تا از سرزمين‌هاي مصيبت‌زده آن ديدن و براي آنها كمك‌هاي خيريه جمع‌آوري كند. او در اين سفر با (يوسف كالا) رييس‌جمهور اندونزي نيز ديدار كرد و توانست با به حراج گذاشتن وسايل ورزشي خود در جاكاراتا پايتخت اندونزي، 120 هزار دلار آمريكا كمك جمع كند.
    رونالدو هم اكنون يك خانه دو ميليون پوندي در (وود فورد) واقع در انگليس دارد. پس از حضور كريستيانو در تيم ملي كشور پرتغال و بازي مقابل تيم انگليس در مسابقات جام‌جهاني آلمان، طرفداران تيم انگليس به نشانه خشم خود شيشه‌هاي خانه گران‌قيمت كريستيانو را شكستند. رونالدو نيز از اين عكس‌العمل غيرمنطقي مردم ناراحت شد و اعلام كرد منچستر را ترك مي‌كند و آينده او در اسپانياست. مرچه سي ساله كه در آن زمان هنوز با كريستيانو رابطه داشت گفت: اگر كريستيانو قبل از اين‌كه خشم مردم فرو بنشيند به انگليس بازگردد، كار احمقانه‌اي كرده است. او حتي از ستاره منچستريونايتد تقاضا كرد براي بردن وسايلش هم به آن جا بازنگردد.
    
    يك نامزد جديد
    شايعه رابطه كريستيانو رونالدو با دختري به نام (جمااتكينسون) به تازگي بر سر زبان‌ها افتاده است. با اين وجود نامزد قبلي كريستيانو پيام تبريك خود را براي او فرستاد. (مرچه رومرو) كه در سال 2005 از كريستيانو جدا شد بهترين آرزوهايش را نثار اين زوج كرده است. گفته مي‌شود (جما) نيز به تازگي از نامزد سابقش كه اتفاقا او نيز يك فوتباليست بوده، جدا شده است. رابطه كريستيانو و (جمااتكينسون) ناگهان تيتر درشت صفحه اول تمام نشريات پرتغال شد. (جمااتكينسون) هنرپيشه نوپاي شبكه ITV خود اظهار داشته كه با كريستيانو رونالدو آشنا شده است.
     او نخستين بار كريستيانو را همين اواخر در يك مهماني ملاقات و اعتراف كرد از اين آشنايي بسيار خوشحال است. وي اظهار داشت: (كريستيانو مرد خيلي خوبي است. شنيده‌ام خيلي‌ها به من حسادت مي‌كنند. اين موضوع براي من اصلا عجيب نيست.) اين هنرپيشه 22 ساله كه پيش از اين با (ماركوس بنت) بازيكن تيم (چارلتون) آشنا بود، گفت: (من به فوتبال علاقه خاصي ندارم و اگر با كريستيانو آشنا شده‌ام به خاطر شخصيت اوست. اصولا فوتباليست‌ها همه آدم‌هاي خوبي هستند. در ضمن دلم نمي‌خواهد زياد درباره اين موضوع صحبت كنم چون نامزدي من با ماركوس به خاطر مصاحبه‌ام با خبرنگارها به هم خورد. نمي‌خواهم اين موضوع دوباره تكرار شود.) ظاهرا از اين پس يك زن به جرگه زنان خبرساز فوتباليست‌هاي انگليس افزوده شده است.
    
    محبوب فرگوسن
    سرالكس فرگوسن هميشه از كريستيانو رونالدو به عنوان يك بازيكن برتر نام مي‌برد. او در يك مصاحبه مطبوعاتي در جواب به اين سوال كه آيا رونالدو بازيكن سال مي‌شود يا نه، اظهار داشت: (مطمئنم نام او در ليست است. او 21 سال دارد و به نظر من بهتر از اين هم مي‌شود. او به بلوغ لازم رسيده و اميدوارم بازيكنان جوان ما مثل او خود را نشان دهند. خيلي كم هستند كساني كه مانند كريستيانو مي‌توانند برابر بازيكنان هجومي بايستند. مدافعان نمي‌توانند اين جور بازيكنان را كنترل نمايند؛ به همين خاطر است كه همه به او به چشم يك (خطر بزرگ) نگاه مي‌كنند.)
    
    كوتاه از كريستيانو
    _ او در بازي‌هاي يورو 2004 و جام‌جهاني 2006 به عنوان جذاب‌ترين بازيكن شناخته شد.
    _ در كودكي با نام مستعار (كلويورت) ناميده مي‌شد.
    _ او از سهام‌داران (نايك)، (پيپ جينز)، (اكسترا جاس( )نوشيدني انرژي‌زاي اندونزي) و اتومبيل سوزوكي است هر چند كه خود يك اتومبيل بي‌‌ام‌و مشكي دارد.
    _ تيم محبوب كودكي او (بنفيكا) بود.
    _ قهرمان كودكي رونالدو (مارادونا) بود.
    _ قهرمان كنوني او (لوييس فيگو) و (تيه ري‌آنري) هستند.
    _ رونالدو كه در ليسبون بزرگ شده است هميشه به خاطر لهجه (ماديرايي)‌اش مورد تمسخر بچه‌ها قرار مي‌گرفت.
    _ رونالدو با (آلبرتو جارديم) فرماندار زادگاه خود دوست صميمي است.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 مارادونای جدید
 <ليونل مسي> متولد 24 ژوئن 1987 در شهر <روزاريو> از كشور آرژانتين يك بازيكن بين المللي فوتبال مي‌باشد كه در حال حاضر در تيم بارسلونا فعاليت مي‌كند. مطبوعات اغلب او را مارادوناي جديد لقب مي‌دهند. <مارادونا> هم او را جانشين خود ناميده است و بسياري از مفسران فوتبال مسي را بهترين فوتباليست جوان دنيا مي‌دانند.
    
    آغاز كار
    ليونل مسي در استان <سانتافا> ديده به جهان گشود. پدرش <جورج مسي> و مادرش<سليا> نام داشت. او سه برادر به نام‌هاي ماريسول، ماتياس و رودريگو دارد. وي در پنج سالگي شروع به بازي فوتبال حرفه‌اي كرد. او در آن سن براي باشگاه <گراندلي> كه پدرش مربي آن بود، بازي مي‌كرد. درسال 1995 مسي به باشگاه ديگري به نام <نولز اولدبويز> رفت. وقتي يازده سال داشت پزشكان تشخيص دادند كه او مبتلا به بيماري كمبود هورمون رشد است و اين موضوع او و خانواده‌اش را به شدت نگران كرد. باشگاه <ريورپلات> به پيشرفت‌هاي مسي علاقه نشان مي‌داد، ولي از نظر اقتصادي شرايط مناسبي نداشت و نمي‌توانست هزينه درمان مسي كه مبلغ ماهانه هزار دلار تخمين زده شده بود را تقبل كند. پدرش جورج نيز كه كارگر ساده كارخانه ريخته‌گري بود، از عهده اين كار برنمي‌آمد، در همان اوضاع بحراني <ركساچ> كه سرپرست تيم بارسلونا بود نيز از استعداد مسي باخبر شد و پس از مشاهده بازي او از نزديك، پيشنهاد داد كه اگر مسي مايل باشد زندگي جديدي را در اسپانيا آغاز كند، هزينه‌هاي درمان او را خواهد پرداخت و بدين ترتيب مسي با باشگاه بارسلونا قرارداد بست و خانواده مسي تصميم گرفتند به اروپا نقل مكان كنند و مسي ستاره تيم جوانان بارسلونا شد و خيلي زود با تيم دوم بارسلونا قرارداد بست. در آن زمان او به طور متوسط درهر بازي يك گل مي‌زند. در اكتبر سال 2004، ليونل مسي براي نخستين بار براي تيم <اف ‌سي بارسلونا> بازي ‌كرد و با حضور در برابر تيم < اسپانو> مقام سوم جوان‌ترين بازيكن طول تاريخ بارسلونا را به خود اختصاص داد. او در آن زمان تنها هفده سال داشت.
    
    آرژانتين، سرزمين مادري
    <مسي> فرصت اين را داشت كه به تيم ملي كشور اسپانيا بپيوندد ولي با اين وجود ترجيح داد اين پيشنهاد را نپذيرد و
در انتظار پيشنهادي از سوي تيم ملي سرزمين مادري‌اش آرژانتين بماند. بالاخره در ژوئن سال 2004 انتظار به پايان رسيد و اين شانس به او روي آورد و <مسي> در تيم ملي زير بيست سال آرژانتين در برابر تيم كشور پاراگوئه پا به ميدان نهاد. در ژوئن سال 2005 در بازي تيم ملي جوانان آرژانتين در كشور هلند او با به ثمر رساندن شش گل در مسابقات قهرماني جوانان دنيا برنده <كفش طلايي> به عنوان بهترين گلزن و <توپ‌طلايي> به عنوان بهترين بازيكن شد. او با وجود كم‌سن و سال بودن از همان زمان با ديه‌گو مارادونا يكي از بزرگ‌ترين فوتباليست‌هاي دنيا مقايسه مي‌شد. مسي تا سال 2010 با تيم بارسلونا قرارداد دارد و در اسپانيا خواهد ماند. قيمت قرارداد او سي ميليون پزو بيشتر از هم‌‌ تيمي‌ سرشناسش، رونالدينيو است.
    
    مارادونا و مسي
    ديه‌گو مارادونا اسطوره فوتبال دنيا، ليونل مسي بازيكن تيم بارسلونا را جانشين هجده ساله خود در فوتبال لقب داده است. او مي‌گويد: <من بازيكني را ديده‌ام كه جاي مرا در فوتبال آرژانتين گرفته است. نام او ليونل مسي است. بازي ليونل مسي ديدني است. همانطور بازي مي‌كند كه من در پيراهن سفيد و آبي‌‌ام بازي مي‌كردم. او يك رهبر است و فوتبال را به زيبايي بازي مي‌كند. او با همه فوتباليست‌هاي سراسر دنيا تفاوت دارد. وي در ادامه مي‌افزايد: <مسي و رونالدينيو بهترين‌هاي فوتبال حال حاضر دنيا هستند. به نظر من مسي خيلي به من شبيه است. فكر مي‌كنم دليل مهم اين‌كه بارسلونا اين روزها نتايج خوبي به‌دست مي‌آورد، اوست. اين پسر مي‌تواند تمام استاديوم را به خود مشغول كند.>
    
    او يك تكه جواهر است
    <خوزه پكرمن> مربي تيم آرژانتين در ابتدا نمي‌خواست از مسي براي تيم ملي استفاده كند اما تحت تاثير فشار مردم كه مسي را از او مي‌خواستند، مجبور به اين كار شد ولي پس از پيروزي آرژانتين مقابل پرو به بازي درخشان ليونل اعتراف كرد. او پس از اتمام بازي به خبرنگاران گفت: <او يك پديده و يك جواهر است. احساس مي‌كنم كسي را پيدا كرده‌ام كه مي‌تواند شادكاميهاي بسياري را نصيب ما كند. او تا به حال بازي‌هاي درخشاني داشته و اين اميد ما را براي آينده بيشتر مي‌كند.>
    <هرنان كرسپو> مهاجم ديگر آرژانتين كه 12 سال از مسي بزرگ‌تر است درباره او مي‌گويد: ليونل رويايي است كه به حقيقت پيوسته. بازي در يك استاديوم ورزشي تاريخي و بزرگ، آن هم وقتي پر از جمعيت مي‌شود واقعا سخت است ولي ليونل خيلي خوب از عهده اين كار برآمد. مسي بازيكني معمولي نيست. اين بازيكن چپ پا بسيار فعال مي‌باشد و مي‌تواند به راحتي از سد مدافعان عبور نمايد. هر چند قد كوتاهي دارد، اما بسيار تيز و سريع عمل مي‌كند و متخصص گلكردن توپ‌هاي مرده است.
    
    مسي تاريخ‌ساز
    وقتي مسي ستاره تيم ملي آرژانتين شد تنها چند روز از تولد هجده سالگي‌اش گذشته بود. او با گلهايي كه زد تيم اميد كشورش را در سال 2005 به مقام پنجمي جهان رساند. <فرانسيسكو فرارو> مربي آرژانتيني او مي‌گويد: ليونل پيش از اين هم فوتباليست قابلي بوده است.
    كاري كه او در جام جهاني 2006 انجام داد، فوق‌العاده بود ولي براي اين‌كه در بازي‌اش باز هم پيشرفت داشته باشد بايد با ديگران همكاري كند. قبلا بسياري از فوتبال‌دوستان آرژانتين با ترديد به او نگاه مي‌كردند زيرا او سالهاست كه دور از وطن به سر مي‌برد ولي در حال‌حاضر تب مسي همه را فرا گرفته است و بسياري از طرفداران حتي او را <ديه‌گو مارادوناي جوان> مي‌نامند. در حقيقت ديه‌گو مارادونا نيز به اين جوان خوش‌‌فكر توجه دارد. او شخصا به مسي تلفن زد تا به او به‌خاطر بازي خوبش تبريك بگويد و او را تشويق كند. وقتي بزرگ‌ترين فوتباليست دنيا تعريف كسي را بكند واقعا احساس خوبي به انسان دست مي‌دهد و انگيزه پيدا مي‌كند تا آموزشها را بهتر و دقيق‌‌تر پشت سر بگذارد و بيشتر تلاش كند. او تهديدي هميشگي براي مدافعان تيم مخالف است و اين مدافعان ظاهرا در برابر تهاجم‌ها و فرار‌هاي سريع او كاملا ناتوان هستند.
    وقتي خانواده مسي‌ آرژانتين را به قصد اسپانيا ترك كردند تا از بحران‌هاي اقتصادي‌شان فرار كنند، او تنها سيزده سال داشت. <ركساچ> مربي ‌تيم بارسلونا مي‌گويد: <وقتي بازي‌اش را ديدم بلافاصله او را قاپيدم. آن‌قدر عجله داشتم كه قرارداد او را پشت يك دستمال سفره نوشتم و او امضا كرد.>ولي مسي با قد 140 سانتي‌متري خود نسبت به سنش بسيار كوچك به نظر مي‌رسيد و به همين خاطر باشگاه اقدامات لازم را براي درمان كوتاهي هورموني قد او به عمل آورد. سه سال بعد وقتي مسي از نظر ظاهري و حرفه‌اي به پيشرفت‌هاي چشمگيري رسيد، تازه تيم ملي آرژانتين متوجه او شد و از او براي حضور در تيم ملي زير 20 سال خود دعوت به عمل آورد. او هم ‌اكنون 65 كيلوگرم وزن و 169 سانتي‌متر قد دارد كه با وجود نقص مادرزادي كه از دوران طفوليت داشته در نوع خود كم‌نظير مي‌باشد.
    موقعيت كنوني او به‌عنوان بهترين بازيكن جوان نسل خود، توجه رسانه‌ها و مطبوعات را به سوي خود جلب كرده است و اين چيزي است كه اين فوتباليست هنوز نتوانسته خود را با آن وفق دهد. وقتي از مسي پرسيدند تيتر درشت مطبوعات بودن چه مزه‌اي دارد، او پاسخ داد: <سعي مي‌كنم خودم را آهسته آهسته به آن عادت دهم و در سكوت از پس آن برآيم، ولي تنها چيزي كه براي من اهميت دارد فوتبال بازي كردن و ضربه زدن به توپ است.>
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 اسطوره محبوبیت سرخ های انفیلد
  (استيون جورج جرارد) يك فوتباليست خوب جهاني است كه در حال حاضر در تيم ليورپول بازي مي‌كند. جرارد پيراهن شماره هشت ليورپول را بر تن دارد و كاپيتان تيم است. همچنين او كاپيتان دوم تيم ملي انگليس نيز محسوب مي‌شود استيون جرارد هافبك مياني تيم خود است ولي اغلب در جناح راست زمين بازي مي‌كند.
    استيون جرارد روز سي‌ام ماه مي‌ سال 1980 در (ويستون) واقع در (مرسي سايد) ديده به جهان گشود. اين شهر در هشت كيلومتري شرق ليورپول قرار دارد. او در شهر (هويتون) بزرگ شد و دوران كودكي خود را در آن شهر گذراند. جرارد يا به قول دوستانش (استيوي جي) بازيكني است كه عاشق دويدن‌هاي تيز از مركز به سوي خط حمله مي‌باشد و فرارهاي طولاني مدت و شوت زدن در كنار توانايي خوب در تكل نمودن سبب شده است كه او به بازيكني بدل شود كه هر مربي‌اي آرزوي داشتن آن را دارد.

    وقتي جرارد نه سال داشت براي نخستين بار وارد تيم (ويستون جونيورز) شد و پس از آن به تيم جوانان ليورپول پيوست. او در سال 1997 يعني در هفده سالگي عضو تيم فوتبال مدرسه (قرمزپوشان) شد. جرارد در دبيرستان كاتوليك كاردينال هينان در (وست دربي) واقع در ليورپول تحصيل كرد. برخلاف مايكل اوون، رابي فولر، جيمي كاراگر و ديگر بازيكنان معروف ليورپول كه از كودكي عاشق اورتون بودند، جرارد از بچگي تنها به ليورپول فكر مي‌كرد و از همان زمان به اين تيم پيوست. در آن سال‌ها او خيلي كم بازي مي‌كرد به طوري كه بين 14 تا 16 سالگي در بيست بازي حضور داشت. وقتي چهارده سال داشت در تيم‌هاي مختلفي از جمله منچستر يونايتد حاضر شد. او در زندگينامه خود مي‌نويسد: مي‌خواستم ليورپول را تحت فشار بگذارم تا با من قرارداد دائمي ببندد. در همان زمان‌ بود كه به شدت مصدوم شد به طوري كه نزديك بود انگشت پايش را از دست بدهد. جرارد نخستين قرارداد حرفه‌اي خود با ليورپول را روز پنجم نوامبر سال 1997 به امضا رساند و در نخستين بازي رسمي خود برابر (بلك‌برن) حاضر شد. او با بازي درخشان خود در مقاطع مختلف براي تيم ليورپول توانست عنوان بازيكن جوان سال را به خود اختصاص دهد و در اكتبر سال 2003 كاپيتان تيم خود شد. جرارد بازيكن سخت‌گيري بود و هم‌تيمي‌هايش اميدوار بودند او با كاپيتان‌شدنش مقداري از اين فشار را از روي آنها بردارد. (مايكل اوون)، هم‌تيمي آن زمان جرارد در زندگينامه خود مي‌نويسد كه چقدر از اين‌كه جرارد كاپيتان شد خوشحال شد زيرا فكر مي‌كرد بدين ترتيب كمتر او را تحت فشار قرار خواهد داد.
    
    زندگي خصوصي
    جرارد چند سال پيش با (الكس كوران) نامزد شد و مدتي بعد زندگي مشترك آنها آغاز شد. اين زوج دو دختر به نام‌هاي (ليلي الا) متولد 23 فوريه2004 و (لكسي) متولد 9 مي2006 ‌ دارند. جرارد روز اول سپتامبر سال 2006 نخستين كتاب زندگينامه خود را به چاپ رساند. نام اين كتاب (جرارد، زندگي من) نام دارد كه در آن مشروحي از زندگي خصوصي و خانوادگي و همچنين زندگي حرفه‌اي و بازي در تيم‌هاي ليورپول و ملي را بيان داشته است.
    استيون جرارد براي ميليون‌ها نفر از فوتبال‌دوستان دنيا يك قهرمان است ولي در كنار همسر و دخترانش بسيار نرم و ملايم رفتار مي‌كند. او از كمترين زمان فراغت خود براي بودن در كنار فرزندان دلبندش استفاده مي‌كند و از ديدن آنها لذت مي‌برد. وقتي براي بازي‌هاي جام‌جهاني در (بادن بادن) به سر مي‌برد همسر و دخترانش به آنجا رفته بودند و دخترها پدرشان را از نزديك ملاقات مي‌كردند. آنها در روزهاي آفتابي با هم به خيابان‌هاي بادن بادن، محل اردوي تيم ملي انگليس مي‌رفتند و استيو دختر كوچولويش ليلي را در بغل مي‌گرفت و مناظر زيباي شهر را به او نشان مي‌داد. او در اين باره مي‌گويد: (زندگي ما هم بايد طبيعي و معمولي باشد. مربي‌ها بايد وقتي هم به ما بدهند تا خانواده‌هايمان را ببينيم و خستگي تمرين‌هاي مداوم را از بدن خارج ‌كنيم. يك وقت‌هايي واقعا لذت‌بخش است كه انسان از محيط فوتبال خارج شود و با همسر و فرزندانش گپي بزند. اين خيلي مهم است.)
    (الكساندرا كوران) معروف به (الكس كوران23 ) ساله متولد 23 سپتامبر 1982 در ليورپول همسر استيون جرارد است او يك مادر تمام وقت نيز مي‌باشد و دو دختر كوچك دارد ولي با اين وجود باز هم وقت اضافي روزانه براي خريد كردن و تماشاي ويترين فروشگاه‌هاي مختلف لباس‌فروشي را دارد. او با زنان فوتباليست‌هاي ديگر روابط نزديك دارد و درصدر اين زنان (كالين مك لالگين) نامزد ولخرج وين روني است كه هميشه با او به سر مي‌برد. نام ستون ويژه (الكس كوران) در نشريه (ويكي ميرور) با (الكس كوران به خريد برويد) نام دارد كه هر هفته به چاپ مي‌رسد.
    
    دستگيري همسر عصباني

    ماه دسامبر سال 2006 الكس كوران همسر استيون جرارد به خاطر توهين به يك دختر دستگير شد. گفته مي‌شود روز جمعه هشتم دسامبر، الكس بيرون يك رستوران چيني در ليورپول به دختر هجده ساله‌اي حمله برد و با كيف دستي خود ضربه محكمي به او زد. دختر كه از ناحيه چشم زخمي شده بود مي‌گويد الكس كوران با يك شيشه نوشابه به صورت او زده است. شاهدين گفتند كه اين دعوا پس از يك سري طعنه و متلك از سوي دخترك آغاز شد. الكس كوران 23 ساله پس از اين حادثه خود به اداره پليس رفت و كيف دستي خود را براي انجام تحقيقات لازم به آنها تحويل داد. او به جرم حمله و توهين دستگير شد و به سوالات مختلف پليس پاسخ داد و سپس با قيد وثيقه آزاد شد. قبل از حادثه استيون جرارد هم به همراه همسرش در رستوران بود و ناهار را با هم خوردند ولي او براي استراحت به خانه برگشت و الكس به همراه دوستانش در آنجا ماند. سخنگوي او اطلاعات بيشتري در اين مورد به خبرنگاران نداد و فقط گفت اين موضوعي است كه پليس بايد به آن رسيدگي نمايد ولي چيزي كه مشخص است اينكه الكس كوران يكي از چهره‌هاي خبرساز انگليس است و از جمله زنان فوتباليست‌هايي است كه هميشه در نشريات و سايت‌هاي مختلف نام او به چشم مي‌خورد.
    
    عنوان‌هاي جرارد
    جرارد تاكنون جوايز بسياري را از آن خود كرده است: بازيكن جوان سال 2001، باارزش‌ترين بازيكن ليگ قهرماني 2004 و 2005 و بازيكن سال ( 2006او اين جايزه را از سرشناساني همچون فرانك لامپارد و تيه‌ري هانري گرفت) او در سال 2005 در يك نظرسنجي پس از رونالدينيو و لامپارد بهترين فوتباليست سال اروپا شد.
    مهارت‌هاي جرارد ستايش بسياري از دست‌اندركاران فوتبال را برانگيخته است. سرالكس فرگوسن زماني در مصاحبه با ساندي تايمز درباره او گفت: (او تاثيرگذارترين فوتباليست جزيره است. نه اين‌كه بگويم ويه‌را عيب و نقصي دارد، نه. ولي جرارد بهتر از اوست.)
    روز سيزدهم دسامبر سال 2006 اعضاي شوراي شهر (نوزلي) عنوان افتخاري (شهروند) را به جرارد اعطا كردند. يكي از كساني كه اين عنوان را به دست آورد (لرد ويلسون) نخست‌وزير سابق حزب كارگر در سال 1988 بود. مراسم رسمي اعطاي اين عنوان قرار است در سال 2007 برگزار گردد.
    
    استيون مي‌گويد:
    _ تا وقتي ما پيروز شويم برايم مهم نيست چه كسي گل مي‌زند.
    _ كسي كه برنده خوبي است، بازنده بدي است و من بازنده بدي هستم. بعد از باخت كسي از من خوشش نمي‌آيد.
    _ فوتبال يعني برنده شدن يك تيم ولي بردن جوايز فردي هم خيلي لذت‌بخش است.
    _ گاهي شانس مي‌آوريم ولي من شخصا به خرافات اعتقادي ندارم.
    _ در راه خانه به پيام‌هاي تلفني‌ام گوش مي‌دهم و مي‌دانم مردم چه احساسي دارند.
    _ گاهي من هم مثل مردم نااميد مي‌شوم و وقتي نتيجه بدي داشته باشيم درست مثل آنها سرافكنده‌ام.
    _ به نظرم همه بازيكن‌ها به هنگام بازي گوششان تيز است كه ببينند مردم اسمشان را صدا مي‌زنند يا نه وقتي من نامم را مي‌شنوم واقعا لذت مي‌برم و انرژي مي‌گيرم.
    _ اصلا ميل ندارم به باشگاه ديگري بروم.
    _ بازي فينال جام‌جهاني را به اتفاق خانواده و پدر و مادرم تا آخر نگاه كردم و براي ايتاليا هورا كشيدم.
    _ (قرمز) رنگ ماست.
http://ksabz.net/منبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 کلوزه امید المان ها
(ميروسلاو كلوزه) با نام اصلي (ميروسلاو ماريان كلوزه) در روز نهم ژوئن سال 1978 در (اوپلن) واقع در (سيلسيا)ي لهستان به دنيا آمد. او يك فوتباليست مهاجم آلماني است كه در حال حاضر براي تيم (وردربرمن) و در (بوندسليگا) بازي مي‌‌كند و البته از اعضاي مهم تيم ملي فوتبال كشور آلمان نيز مي‌‌باشد. كلوزه بهترين گلزن و برنده (كفش طلايي) جام جهاني 2006 آلمان شد. او در آن بازي‌ها پنج گل به ثمر رساند. او در نخستين جام‌جهاني كه در آن حضور يافت يعني در جام‌جهاني سال 2002 به ميزباني كره و ژاپن نيز پنج گل زد بنابراين در كل در اين سري بازي‌ها ده گل به نام خود به ثبت رسانده است.

     او نخستين فوتباليستي است كه پس از اتحاد دو آلمان آقاي گل جام‌جهاني شده و تنها بازيكني مي‌‌باشد كه در دو جام متوالي پنج گل به ثمر رسانده است.
    
    
    زندگي
    (ميروسلاو كلوزه) در خانواده‌اي ورزشكار پرورش يافت. مادرش باربارا عضو تيم ملي هندبال لهستان (كه در 82 بازي ملي حضور داشت) و پدرش (يوزف كلوزه) فوتباليست بود و به تيم ملي لهستان نيز رسيد. در سال 1981 خانواده كلوزه از كشور كمونيست لهستان فرار كردند و ابتدا به فرانسه و سپس در سال 1987 به (كوسل) در آلمان نقل مكان كردند. پدر ميروسلاو كلوزه از يك خانواده اصيل آلماني مي‌‌باشد به همين‌خاطر آنها با نام خانوادگي (رشيدلر) در آلمان اقامت گرفتند. كمي پس از سكني گزيدن در آلمان پدر ميروسلاو دوباره نام خود را به كلوزه برگرداند زيرا كلوزه نام فاميل پدربزرگ آلماني او (اروين كلوزه) بود كه در سال 1910 در (سيلسياي عليا) به دنيا آمد. وقتي در مدرسه‌اي در آلمان ثبت‌نام كرد، روزهاي سختي را پشت سر مي‌‌گذاشت. شروع درس براي او اصلا آسان نبود. ميرو‌سلاو هشت ساله كه بايد در كلاس چهارم درس مي‌‌خواند، دو سال عقب رفت و تحصيلات را از كلاس دوم ادامه داد زيرا با زبان و فرهنگ آلماني آشنايي كافي نداشت. آن روزها، روزهاي سختي بودند ولي همين مشكلات در آينده او را قوي‌تر ساخت.

    كلوزه فوتبال را در يك باشگاه روستايي فراگرفت. باشگاهي به نام (بلاباخ ديل‌كوف.) او پس از يك فصل بازي در تيم هامبورگ بدون هيچ مقدمه و به سرعت جذب تيم آماتوري (كايزر سلاترن) شد. او عادت داشت به هنگام بازي هم‌تيمي‌هايش بايستد و تشويق تماشاچيان را تماشا كند. يك سال بعد از ملحق شدن به اين باشگاه به سرعت ترقي كرد و وارد تيم اول (كايزر سلاترن) شد. او در 67 بازي نخست خود 33 گل زد. تداوم در گل زدن باعث شد اولين كاپ بين‌المللي خود را به دست آورد و در نخستين بازي بين‌المللي در مارس 2001 برابر تيم آلباني ظاهر شد. در آن بازي آلمان دو بر يك آلباني را شكست داد و زننده دومين گل آلمان كسي نبود جز ميروسلاو كلوزه، در جام‌جهاني 2002 در كره و ژاپن، كلوزه سه شوت خود را روانه دروازه كرد و يكي از برترين‌هاي آن شد. اودر سال 2004 با قيمت پنج ميليون يورو به تيم (وردربرمن) انتقال يافت و پس از يك شروع بد در آن تيم، ناگهان سير صعودي پيمود و به همراه (يوهان ميكو) هافبك فرانسوي تيم و (ايوان كلاسنيچ) فوروارد اهل كرواسي يك مثلث قدرتمند حمله تشكيل داده و تاثيرات شگرفي بر روي بازي گذاشتند. اين سه در بوندسليگا پانزده گل به ثمر رساندند. كلوزه با وجود ظاهر نسبتا نحيف، يكي از بهترين سرزنان بوندسليگاست. او توانايي‌هاي تكنيكي بسيار بالايي دارد و وقتي پا به توپ شود ديگر كسي حريفش نيست. او در سال 2005 يكي از بهترين فوروارد‌هاي آلمان و شايد بهترين آنها بود. او دربازي‌هاي فصل 2005 و 2006 در بيست و شش بازي بيست و پنج گل زد و در به ثمر رسيدن 16 گل ديگر نيز تاثير غيرمستقيم داشت.
    كلوزه يكي از اعضاي تيم ملي آلمان در جام‌جهاني 2006 بود. اولين بازي تيم كشور آلمان در برابر كاستاريكا، مصادف بود با روز تولد كلوزه. او در اين بازي به مناسبت تولدش دو گل به ثمر رساند. كلوزه تاكنون 33 گل ملي را روانه دروازه حريفان خود كرده است و اين برابر با تعداد گل‌هاي ملي (فريتز والتر) فوتباليست محبوب و الگوي اوست. او هم‌اكنون هفتمين گلزن تاريخ آلمان محسوب مي‌‌شود.
    
    
    كلوزه نجار

    كلوزه در سال 1998 يعني زماني كه به تيم هامبورگ پيوست دوست داشت در كنار فوتبال يك حرفه هم بياموز. پدر و مادرش هم در اين زمينه به او كمك فكري مي‌‌رساندند و مشوق او بودند. بنابراين ميروسلاو به كلاس‌هاي كارآموزي نجاري رفت و اين دوره را با موفقيت پشت سرگذاشت. او در اين‌باره مي‌‌گويد (من به اين خاطر نجار شدم كه از بلندي نمي‌‌ترسيدم. وقتي روي پاهايم در ارتفاعات بلند مثل شيرواني‌ها مي‌‌ايستم احساس امنيت مي‌‌كنم.) او پس از پيوستن به تيم كايزرسلاترن اين حرفه را كنار گذاشت.
    كلوزه در منطقه زيباي (بلاباخ) خانه‌اي براي خود ساخت. او مي‌‌گويد (من از زندگي در محيطي آرام و ساكت در خارج از شهر لذت مي‌‌برم.) ولي كلوزه فرصت زيادي براي زندگي در اين خانه رويايي ندارد زيرا بايد بيشتر وقت خود را در شهر و در كنار هم‌تيمي‌هايش سپري نمايد. او تنها در مواقعي خاص و براي استراحت به خانه‌اش در بلاباخ مي‌‌رود و اوقاتي را در آن‌جا سر مي‌‌كند.
    
    
    پدر دوقلوها
    (ميروسلاو كلوزه) متاهل است. همسرش (سيلويا) روز سي‌ام ژانويه 2005 در بيمارستان (يوزف) دو پسر دوقلو به دنيا آورد. آن روز اين پدر جديد كه در پوست خود نميگنجيد به خبرنگاران گفت(ما هيجان‌زده هستيم. فكر مي‌‌كنم همه خوشحال هستيم. اين بزرگ‌ترين اتفاق زندگي من است. خوشحالم كه در كنار سيلويا هستم. اين يك لحظه بي‌‌‌نهايت مهم و موثر در زندگي ماست. با تولد اين دوقلوهاي زيبا يك شب آشفته و پر از نگراني براي خانواده كلوزه به صبحي شاد و توام با احساس خوشبختي ختم شد.)
    آن شب خاطره جالبي براي ميروسلاو به به شمار مي‌‌رود. در آن شب به يادماندني ميروسلاو براي تيم وردربرمن و برابر (هانزاروستوك) در حال بازي بوده و سه بر دو از آنها جلو بودند. سيلويا در جايگاه شخصيت‌هاي استاديوم نشسته بود و همسرش را تشويق مي‌‌كرد ولي در اواسط نيمه اول با تعجب دريافت كه وضعيت بحراني است و اطرافيان بلافاصله او را به بيمارستان رساندند.ميروسلاو در فاصله بين دو نيمه موضوع را فهميد ولي مجبور بود تا آخر بازي در استاديوم بماند. آن روز ميروسلاو كلوزه در حالي كه پس از اتمام بازي سعي داشت به سرعت خود را به بيمارستان برساند، مجبور بود هر چند قدم به چند قدم به هواداران پروپا قرصش امضا بدهد. كلوزه و همسرش نام دوقلوهاي خود را (لوآن) و (نوآ) گذاشتند. (لوآن) به هنگام تولد دو كيلو و چهارصد گرم و نوا دو كيلو و ششصد گرم بودند. بيمارستان يوزف تاكنون محل تولد بسياري از فرزندان فوتباليست‌ها بوده است. از جمله اين فوتباليست‌ها (رودي فولر)، (ماركوبود)، (اوليور استرين)، (ديتر ايلتز) و (كلوديو پيزارو) مي‌‌باشند.
    
    
    كوتاه از كلوزه
    در ژانويه ( 2001يرژيانگل) مربي ‌‌وقت تيم ملي لهستان سفري به آلمان كرد تا كلوزه را كه هنوز مليت لهستاني داشت تشويق به پيوستن به تيم ملي آن كشور كند. ولي كلوزه دعوت او را رد كرده و گفت(من گذرنامه آلماني دارم و تا وقتي اوضاع به اين منوال است فرصت آن را دارم كه زيرنظر (رودي فولر) بازي كنم.وقتي كلوزه گل مي‌‌زند از خوشحالي پشتك مي‌‌زند. او در جام‌جهاني پنج بار اين عمل را تكرار كرد و از همان زمان طرفدارانش به او لقب (سالتو كلوزه) يعني (كلوزه پشتك‌زن) را دادند.
    معروف است كه كلوزه بازيكني منصف است. در فصل بازي‌هاي 2005، 2006 در مسابقه بين (وردربرمن) و (آرمينيا بيلفيلد) در حالي‌كه هر دو تيم صفر - صفر مساوي بودند، داور به خاطر (فول) دروازه‌بان بر روي كلوزه اعلام پنالتي به نفع وردربرمن كرد ولي كلوزه جلو رفت و براي داور توضيح داد دروازه‌بان هيچ (فولي) بر روي او انجام نداده است. غذاي مورد علاقه كلوزه شنيسل بوقلمون با سيب‌زميني سرخ كرده است. او مهم‌ترين گل خود را گلي مي‌‌داند كه در بازي‌هاي جام يوفا به تيم (گلاسكو رنجرز) زد و با اين گل تيم او يك برهيچ بازي را برد. خانواده براي كلوزه اهميت زيادي دارد و درباره همه چيز با خانواده‌اش صحبت مي‌‌كند.او يك سگ خانگي از نوع سگ‌هاي پاسبان آلماني دارد و مي‌‌گويد (خودم كه خطرناك نيستم، لااقل سگم خطرناك باشد.) نام سگ او (كريش) است.كلوزه عاشق تنيس و تنيس روي ميز است و در اوقات فراغت به اين ورزش‌هاي مفرح مي‌‌پردازد.از نظر كلوزه بهترين نقطه قوت او بردباري اوست و مي‌‌گويد من در اكثر مواقع ساكت مي‌‌مانم.او محل تولد خود يعني شهر زيباي اوپلن در لهستان را خيلي دوست دارد و هميشه ميل دارد به آن‌جا برود.
http://ksabz.net
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 پسر بازیگوش میلان
  فيليپو يا پيپو اينزاگي در نهم آگوست 1973 در پياچنزاي ايتاليا چشم به جهان گشود. مادرش ماريا خانه‌دار و پدرش گياكارلو تاجر است. او در خانواده‌اي تقريبا متمول به دنيا آمد و از كودكي علاقه زيادي به بازي فوتبال داشت. البته تحت تاثير برادر بزرگش سيمونه اينزاگي قرار گرفته بود زيرا برادرش يك بازيكن فوتبال در تيم لازيو بود.

    البته مادر و پدر آرزو داشتند دو فرزندشان وقت بيشتري براي تحصيل علم بگذارند تا اين‌كه به فوتبال بپردازند اما پيپو دنباله‌روي برادرش سيمونه شد. آن دو در حياط بزرگ منزلشان بخشي را به بازي فوتبال اختصاص داده بودند. زمين را چمن كرده بودند و هر روز وقتي از مدرسه به خانه مي‌‌آمدند مدتهاي طولاني تا شب هنگام به بازي مي‌پرداختند. سيمونه و پيپو هم برادر يكديگر بودند و هم دو دوست صميمي. مادر علاقه بيشتري به سيمونه داشت زيرا او پسري با انضباط و ساكت و آرام بود اما پيپو بسيار بازيگوش و سربه هوا بود. البته در سن يازده سالگي گويي به خود آمد و پسري حرف شنو، موقر و درس‌خوان شد و در مطالعه دروسش غفلت نمي‌كرد و هميشه با يك برنامه‌ريزي صحيح هم به تحصيل مي‌پرداخت و هم وقت اضافي مي‌آورد و فوتبال بازي مي‌كرد. او تصميم گرفت در رشته حسابداري به تحصيل بپردازد. عصرها نيز به باشگاه ليفه در پياچنزا مي‌رفت و با جديت تمام به تعليم و تمرين فوتبال مي‌پرداخت.
     در سال 1992 تا 1993 دراين باشگاه، 21 بازي كرد و 13 گل به ثمر رساند. سپس به باشگاه ورونا رفت و در آن‌جا هم سيزده گل برايشان به ارمغان آورد. مهمترين و موثرترين كاري كه انجام داد حركت به‌سوي يوونتوس بود در آنجا تحت تعليم مارچلو ليپي يكي از بهترين مربيان يوونتوس قرار گرفت.
    
    دوستي با دل پيرو و زيدان
    
    دوستي و آشنايي او با الساندرو دل پيرو و زين‌الدين زيدان يكي از افتخارات او به شمار مي‌رود. او از اين دو دوستش تجربيات زيادي كسب كرد. در سال 1997 تا 1998 در يوونتوس نيز خوش درخشيد و از 31 بازي 18 گل خلق كرد. او تا سال 2001 در يوونتوس بود. سال‌هاي درخشاني را پشت سر گذاشت و با 57 گل به ثمر رسيده در 120 بازي راهي آث‌ميلان شد. ديويد ترزگه علاقه زيادي به او داشت و يكي از مشوقان او به شمار مي‌رفت. پيپو از او اطلاعات و تجربيات جامعي دريافت كرد و به نوعي مديون او بود. زماني كه به آث‌ميلان پا گذاشت با آندره شوچنكو دوست شد و از اين‌كه دوستش اسطوره فوتبال بود به خود مي‌باليد.
    متاسفانه زانويش در حين يكي از بازي‌ها صدمه ديد و يك فصل را به استراحت پرداخت.
    
    حمايت ميلان

    پيپو اينزاگي در مصاحبه‌اي با شبكه 1VT ايتاليا از رابطه‌‌ اش با ميلان چنين گفته بود: اين باشگاه بعد از اينكه مصدوميت من بهبود يافت به‌طور غيرقابل توصيفي از من حمايت كرد. مسئولين باشگاه طبق برنامه قرارداد من را يك روز بعد از انجام جراحي‌ام تمديد كردند و اعتراف مي‌كنم اين‌گونه نظم و ترتيب و برنامه‌ريزي در باشگاه‌هاي ديگر وجود ندارد.
    من هيچ‌گاه همراهي هم تيمي‌هايم و همچنين مديران باشگاه و هواداران را در مدت مصدوميتم فراموش نخواهم كرد و مرهون محبت‌هايشان هستم.
    اينزاگي به پيپو شهرت دارد و لقب سوپرپيپو را براي خود برگزيده است. سوپر پيپو يك نام ايتاليايي از شخصيت‌هاي كارتون‌هاي والت ديسني است. در واقع همان سوپر گوف مي‌باشد.
    
    افتخار خانواده
    به گفته والدينش، شايد او به دنبال تحصيل علم نرفت اما سبب مباهات خانواده شد. لازم به ذكر است كه سيمونه برادرش نيز دست كمي از او ندارد اما شهرت و محبوبيت پيپو زبانزد خاص و عام است.
    كارنامه ورزشي
     اولين بازي ملي او در مقابل برزيل در سال 1997 انجام شد.
     در سال9991 سوپركاپ ايتاليا را همراه تيم يوونتوس گرفت.
     در سال‌هاي 2003 و 2007 به همراه تيم آث‌ميلان ليگ قهرمانان اروپا را جزو ليست افتخارات خود قرار داد.
     كسب مقام قهرماني سري يك با تيم ميلان در سال 2004.
     مهم‌ترين افتخار پيپو با پيراهن تيم ملي ايتاليا قهرماني جام‌جهاني 2006 آلمان بود.
    
    ويژگي‌هاي شخصي
     او علاقه زيادي به خوراك قارچ دارد. ماهيگيري را يكي از بهترين و سالم‌ترين تفريحات مي‌داند.
     در ايام تعطيلات به همراه دوستانش «كريستين ويري»، «فابيو كاناوارو» و «الساندر دل‌پيرو» به سواحل ايتاليا مي‌روند و ماهيگيري مي‌كنند.
     بازيكن محبوب او «ماركو فان‌باستن» هلندي كه در حال حاضر مربي تيم ملي هلند است، مي باشد.
     او از اين‌كه در باشگاه پردرآمد و ثروتمند آث‌ميلان بازي مي‌كند بسيار خوشحال است.
     معتقد است يك بازيكن خوب و وظيفه‌شناس فوتبال بايد با قلبش بازي كند نه با پاهايش.
     همه به او، عنوان شكارچي توپ را داده‌اند.
     سرالكس فرگوسن سرمربي منچستر يونايتد معتقد است او براي هر تيمي يك نعمت است.
     مادر و پدرش به او افتخار مي‌كنند و از داشتن چنين فرزندي به خود مي‌بالند.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هفدهم آذر 1386  |
 زندگینامه دیدیه دروگبا
 «ديديه يوز دروگبا تبيلي» فوتباليستي اهل ساحل عاج است كه در حال حاضر در تيم چلسي بازي مي‌كند. نام دروگبا به زبان محلي در كشورش به معناي «يك پارچ نوشيدني انرژي‌زا» است كه اشاره به پاهاي قدرتمند و نيروي او در ضربه زدن به توپ دارد. دروگبا يكي از بهترين فوتباليست‌هاي آفريقايي دنياست كه به خاطر هنر كنترل توپش معروف است. فرم بدني و توانايي‌هاي عالي ديديه او را تبديل به يك مهاجم پرقدرت ساخته است.

    ديديه روز يازدهم مارس 1978 در شهر «ابيجال» در ساحل عاج به دنيا آمد. او دوران كودكي را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تيتو» صدا مي‌زدند. تيتو در پنج سالگي كشورش را ترك كرد و به شهر «برست» در بريتاني رفت. دروگبا بيشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بيشترين زماني كه يك جا زندگي كرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتداي زندگي‌اش در ساحل عاج مي‌باشد. از آن زمان تاكنون بيش از چهارده شهر عوض كرده است. او تمام اين چهارده شهر را به ياد دارد ولي هيچ يك از اين نقل و انتقالات براي او به يادماندني‌تر از اولين سفرش به فرانسه نيست.
    والدين دروگبا به خاطر مشكلات مالي نمي‌توانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر كنند. دروگبا در حالي كه از پنجره به هواي باراني چلسي نگاه مي‌كند آن روز آفتابي غم گرفته را به خاطر مي‌آورد و مي‌گويد: كاملا يادم هست. مجبور بودم تنها سفر كنم. فقط پنج سالم بود يادم مي‌آيد يك پلاكارد كه اسمم روي آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت مي‌كرد. خيلي‌خيلي سخت بود. وقتي به فرانسه رسيدم هر روز گريه مي‌كردم. نه به خاطر اين‌كه در فرانسه بودم بلكه به اين خاطر كه آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برايشان خيلي تنگ شده بود.
    ديديه سه فصل به همراه عمويش از باشگاهي به باشگاه ديگر مي‌رفت و در كنار فوتبال به درس و مدرسه‌اش هم مي‌رسيد. او پس از سه سال دوري از كشور در هشت سالگي به آغوش خانواده‌اش برگشت. ديديه سه سال متمادي پدر و مادرش را نديده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستان قديمي‌اش را دوباره ديد. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتيب مي‌دادند و در يك محوطه پاركينگ در نزديكي خانه‌شان بازي مي‌كردند. سه سال ديگر هم گذشت و در سال 1989 كشور گرفتار بحران اقتصادي شديدي شد. پدر و مادر ديديه قربانيان اين بحران شدند و كار خود را از دست دادند. آنها تصميم گرفتند به خاطر آينده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زيرنظر عمو ميچل اميچل گوبا كه يك فوتباليست حرفه‌اي بود به تمرينات فوتبال بپردازد و ديديه بار ديگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود كه ديديه به نخستين باشگاه حقيقي خود پيوست. اوايل در دفاع راست بازي مي‌كرد ولي عمويش از اين موقعيت راضي نبود. ميچل گوبا به ديديه مي‌گفت: «تو آن عقب چه كار مي‌تواني بكني؟ مردم فقط به مهاجم‌ها نگاه مي‌كنند.» ديديه جوان به توصيه عمو گوش كرد و از آن پس مهاجم وسط تيم شد.
    او اول در ابويل و بعد در توركوئين بازي مي‌كرد و هر جا عمويش مي‌رفت او هم به اجبار با او مي‌رفت. در سال 1991 در حالي كه تيتو ديديه سيزده سال داشت به بريتاني برگشت. در همان سال بود كه پدر و مادر ديديه هم تصميم گرفتند به فرانسه نقل مكان كنند. ديديه كه در آن زمان به سن نوجواني رسيده بود بدون اين‌كه بداند، نظم زندگي‌اش را فراموش كرد و ناگهان دريافت او كه زماني شاگرد اول كلاس بود حالا يك سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عكس‌العمل نشان دادند و يك سال او را از بازي فوتبال محروم كردند. در سال 1993 به شهري در نزديكي پاريس رفتند و او به همراه شش خواهر و برادرش در يك خانه سكني گزيدند. ديديه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود كه با باشگاه siolaveL پيوست و پس از امضاي قرارداد با اين باشگاه در حومه پاريس بود كه كم‌كم ديديه دروگباي جوان توانست نام خود را به گوش دنياي فوتبال برساند.
    
    آغاز بازي حرفه‌اي

    ديديه در siolaveL خيلي زود تحت نظر و تعليم «سربنكو رپسيس» مربي سابق اهل يوگسلاوي كه مربي فني باشگاه بود قرار گرفت و از همان ابتدا خيلي خوب ظاهر شد. رپسيس درباره او مي‌گويد: «او مثل هم‌تيمي‌هاي ديگرش شب‌ها به كلوپ‌هاي شبانه نمي‌رفت. خيلي عاقل بود. با استعداد هم بود.» مرد جوان ساحل عاجي خيلي زود توجه پاريس را به خود جلب كرد. او ستاره تيم فوتبال زير هفده سال با مربيگري كريستين پورنين شد. اين مهاجم سياه‌پوست در دو فصل متوالي سي گل به ثمر رساند و آن‌قدر خوب كار كرد و حس اعتماد مربيان را برانگيخت كه سال بعد او را عضو تيم اول باشگاه كردند.
    
    مهاجم خوش‌تكنيك
    ديديه همچنان شاگردي مي‌كرد و به ويژه مي‌آموخت كه صبور و پرحوصله باشد و به تصميمات مربي احترام بگذارد. با اين‌كه از نظر «رپسيس» بهترين بازيكن تيم بود ولي مربي جديدش به او اعتماد كافي نداشت و بيشتر اوقات بايد روي نيمكت ذخيره‌ها مي‌نشست. او در يك بازي فقط ده دقيقه وارد زمين شد ولي در همان مدت كوتاه يك گل روانه دروازه كرد. با اين‌كه زمان كمي را در زمين مي‌گذراند و كمتر فرصت داشت هنرهاي خود را به نمايش بگذارد ولي باز هم علاقه و توجه باشگاه‌هايي مثل «گوينگام»، «لمنس»، «لنس» و «پاري سن ژرمن» را جلب كرد. در همان زمان براي نخستين بار به طور جدي مصدوم شد. در يكي از بازي‌ها پاي ديديه شكست و در گچ رفت اما اين شكستگي پا باشگاه لمنس را از خريد او منصرف نكرد و آنها با وجود مصدوميت، خواهان اين مهاجم بودند. بدين ترتيب بود كه ديديه چمدان‌هايش را بست و به منطقه «سارت» فرانسه رفت و در نوزده سالگي يك فوتباليست حرفه‌اي شد.
    دروگبا در تيم‌هاي «لمنس»، «گوينگام» و «المپيك مارسي» بازي حرفه‌اي كرد و سرانجام در سال 2004 به تيم مطرح چلسي راه يافت. او در اواخر فصل بازي‌هاي آن سال با قيمت 24 ميليون پوند كه در زمان خود بيشترين قيمت محسوب مي‌شد به چلسي پيوست و پس از آن بود كه شوچنكو با سي ميليون پوند به اين باشگاه رفت و ركورد دروگبا را شكست. دروگبا هنوز هم در مارسي طرفداران بسياري دارد. تماشاچيان فوتبال‌دوست آن باشگاه هنوز هم نام او را فرياد مي‌زنند و پيراهنش در سالن باشگاه مارسي بر ديوار است.
    
    يك فوتباليست محبوب
    مردم ساحل عاج عاشق دروگبا هستند هر بار كه به وطنش باز مي‌گردد، خبرنگاران و مردم او را محاصره مي‌كنند و خبر رسيدن او اولين اخبار راديو و تلويزيون مي‌شود. «دروگبا سايت» كه به معناي «دروگبا شدن» است يك پديده فرهنگي است كه به خاطر او ساخته شده است. او مي‌گويد: «دروگبا سايت! آن موسيقي درباره من است. درباره موفقيت‌هاي من در چهار سال گذشته يعني از زمان اولين حضورم در تيم ملي. ارتباط خاصي بين موسيقي و فوتبال وجود دارد. موسيقي دروگبا سايت هنوز هم محبوب است. من هم آن را خيلي دوست دارم و به آن احتياج دارم. به خصوص قبل از مسابقات مهم حتما به آن گوش مي‌دهم. در چلسي هميشه قبل از شروع بازي در اتاق رختكن به آن گوش مي‌دهم.» ديديه دروگبا يكي از خريداران عمده پيراهن چلسي است. او مي‌گويد: «از فروشگاه‌هاي چلسي بپرسيد آنها به شما مي‌گويند كه من همه پيراهن‌هايشان را مي‌خرم! هر وقت به ساحل عاج برمي‌گردم هميشه بايد يك عالمه پيراهن با خودم ببرم چون تمام دوستان و اقوامم از من پيراهن چلسي را مي‌خواهند.»
    
    زندگي خصوصي
    سال 1999 سال بزرگي براي دروگبا بود. در آن سال او و همسرش «الا» زني اهل «مالي» كه دروگبا اولين بار او را در پاريس ديد با يكديگر ازدواج كردند. او مي‌گويد: تولد پسرم «ايزاك» نقطه عطفي در زندگي من بود كه به من قدرت داد. دروگبا اكنون سه فرزند دارد و مايل نيست كه آنها هم مثل او هميشه در حال تغيير مكان از شهري به شهر ديگر باشند. انگليس كشور محبوب دروگباست. او تمايل دارد پس از پايان فوتبال حرفه‌اي در انگليس بماند. به نظر او هيچ جايي بهتر از انگليس نيست و در اين رابطه مي‌گويد: «وقتي از شهري خوشم بيايد ديگر دوست ندارم از آن جا بروم. بچه‌هايم هم انگليس را دوست دارند.»

    پسرش ايزاك طرفدار تيم آرسنال است چون تيه‌ري آنري بازيكن محبوب او در آن بازي مي‌كرد. دروگبا به فرزندانش علاقه زيادي دارد و مي‌گويد: وقتي هر روز صبح بيدار مي‌شوم و صداي بچه‌هايم را مي‌شنوم كه دور و برم به زبان انگليسي حرف مي‌زنند لذت مي‌برم. بايد اعتراف كنم انگليسي حرف زدن آنها از من خيلي بهتر است. امروزه چندين فوتباليست معروف، كتاب زندگي خود را منتشر كرده‌اند ولي آيا زندگينامه دروگبا هم چاپ مي‌شود؟ دروگبا پاسخ مي‌دهد: «بله، من به اين كتاب فكر مي‌كنم. خيلي چيزها دارم كه در آن بنويسم. از ساحل عاج تا انگليس خيلي اتفاقات براي من افتاده است ولي مطمئن نيستم چه وقت اين كار را مي‌كنم. شايد اين كتاب را بعدها يعني وقتي فوتبال را كنار گذاشتم بنويسم.»
    دروگبا پس از خداحافظي از فوتبال چه خواهد كرد؟ پاسخ دروگبا به اين سوال هم، چنين است: «در اين مورد هم خيلي فكر كرده‌ام. نمي‌خواهم تا سي و چهار سالگي صبر كنم و بعد تازه به فكر آينده خود و خانواده‌ام بيفتم. اگر بشود مي‌خواهم مربي شوم ولي مي‌دانم كه همسرم زياد با اين تصميم من موافق نيست اما خودم دوست دارم.»
    دروگبا محبوبيت زيادي دارد. او سفير افتخاري سازمان ملل هم هست و مشكلات و وضعيت زندگي مردم كشورش را به گوش مسئولان مي‌رساند. ديديه دروگبا دوستان قديمي خودش را هنوز فراموش نكرده و هر وقت فرصتي پيدا كند و به ساحل عاج برود سري هم به آنها مي‌زند و دلشان را شاد مي‌كند. او مسيري سخت و طولاني را سپري كرده است. مسيري از ساحل عاج، اين كشور فقير آفريقايي كه پدر و مادرش در آن كارمند ساده بانك بودند تا انگليس كه خود هم اكنون در آن يك سوپراستار ميدان فوتبال است. او به خودش قول داده است كه نه تنها در عالم فوتبال بلكه در دنياي كوچك خانواده خودش هم سوپراستار باشد و آنها را تنها نگذارد.
    
    
    مارادونا و تمجيد از مالديني
    اين دو اسطوره فوتبال جهان را همه مي‌شناسند، ديه‌گو مارادونا فوتباليست افسانه‌اي آرژانتين و پائولو مالديني بازيكن خوش اخلاق تيم ملي ايتاليا كه كوله‌باري از تجارب و افتخارات را با خود به همراه دارد. اخيرا ديه‌گو مارادونا كه بازي‌هاي بسيار زيادي در سطح ملي و باشگاهي داشته و در سه جام‌جهاني حضور به هم رسانده، اعلام كرده است، بازي در نيمه‌نهايي جام‌جهاني 90 ايتاليا، مقابل ايتاليا و پائولو مالديني بهترين بازي عمرم بود، شايد خيلي‌ها بگويند كه بهترين بازي‌هاي من در جام‌جهاني 86 و بازي مقابل انگليس، بلژيك و آلمان بوده اما اين نظر مردم است، به اين خاطر مي‌گويم بازي مقابل ايتاليا كه در آن ديدار حساس و مقابل ديدگان ايتاليايي‌هاي ميزبان، با اين‌كه ايتاليا در آستانه حذف قرار داشت اما هيچ‌گاه مالديني ناجوانمردانه مقابل من بازي نكرد و ساق‌هايم را نشانه نگرفت، او بهترين مدافع تاريخ جهان است و دنيا ديگر مانند او را به خود نخواهد ديد.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه شانزدهم آذر 1386  |
 ستاره لندن
 «آرسن ونگر» كمي پس از امضاي قرارداد با «رابين ون‌پرسي» در تابستان 2004 گفت: «او عالي است. يك بازيكن عالي و كلاس بالا.» او پس از آن روز اين حرف مربي آرسنال را اثبات كرد. او يكي از استعدادهاي درخشان فوتبال اروپاست كه با آن پاي قدرتمند مي‌تواند در يك لحظه معجزه كند و نتيجه بازي را به سود تيم خود تغيير دهد. ضربه‌هاي آزاد او ديدني است و حال با نبودن تيه‌ري آنري عرصه بازي در زير گام‌هاي جادوگر جديد آرسنال قرار دارد.
    «رابين ون‌پرسي» مهاجم باشگاه آرسنال متولد ششم آگوست 1983 در شهر «روتردام» هلند است ولي علاوه بر اين پست مي‌تواند در جناحين زمين هم بازي كند و در هلند هميشه اين پست را داشته است. او متخصص ضربه‌هاي آزاد است.
    زندگينامه

    رابين در منطقه «كرالينگن» در شرق روتردام بزرگ شد. مادرش آموزگار و پدرش يك هنرمند مجسمه‌ساز بود ولي پدرش پس از جدايي از همسر او را به تنهايي بزرگ كرد. او اصليت بوسنيايي دارد.
    رابين در منطقه خشن و شلوغ كرالينگن بزرگ شد و به همين خاطر ناهنجاري‌هاي رفتاري متعددي از خود بروز مي‌داد. آن موقع رابين 14 سال داشت و تقريبا هر روز از كلاس اخراج مي‌شد و بايد در راهروي مدرسه مي‌ايستاد. در آن زمان‌ بود كه با «موش» سرايدار مدرسه كه چهل و چند سال داشت دوست شد. آنها اختلاف سني زيادي داشتند ولي خيلي خوب يكديگر را درك مي‌كردند. ون‌پرسي مي‌‌گويد: «موش به من مي‌گفت بچه‌ها در سن چهارده يا پانزده سالگي دوست دارند از همه چيز سر در بياورند و به كلوپ‌‌ بروند. من اين را درك مي‌كنم ولي اين جور جاها، جاهاي بدي هستند. من به او اعتماد داشتم. او خيلي باهوش بود از همان زمان بود كه به فوتبال روي آوردم و وضعيت تحصيلي‌ام بهتر شد. ديگر معلم‌ها مرا به خاطر بددهني و شلوغ‌كاري از كلاس بيرون نمي‌انداختند. عاقل شده بودم و احترام معلم‌ها را نگه مي‌داشتم.»
    ون‌پرسي الان هم آدم پرخاشگري نيست ولي هر ازگاهي كارت زرد مي‌گيرد. در يكي از بازي‌هاي آرسنال، ونگر كه از رفتار او عصباني شده بود در فاصله بين دو نيمه به رابين چيزي گفت كه رويه او را تغيير داد. او خود مي‌گويد: «ونگر سرم داد نكشيد. حرف بدي هم به من نزد فقط يك جمله به من گفت. او گفت: اگر مي‌خواهي به اوج برسي بايد چيزي را در خودت تغيير بدهي. گفتم باشد. چه چيزي را بايد عوض كنم؟ او جواب داد: من نمي‌گويم، خودت جواب را پيدا كن. آن روز خيلي در اين مورد فكر كردم. با خود گفتم من از فوتبال چه مي‌خواهم؟ ونگر خيلي باهوش است. او مي‌دانست اگر خودش جواب را مي‌گفت، ظرف يك هفته من آن را فراموش مي‌كردم ولي با اين كار باعث شد تا آخر عمرم حرفش را از ياد نبرم. از همان زمان تصميم گرفتم براي موفقيت هر كار مثبتي را انجام بدهم. ديگر بيشتر سر تمرين مي‌رفتم و با دقت به بازي بازيكنان قديمي‌تر نگاه مي‌كردم و سعي مي‌‌كردم تحملم را بالا ببرم. همين كار باعث شد خيلي بيشتر از قبل حرفه‌اي شوم.»
    «رابين ون‌پرسي» در سال 2005 با «بشرا» يك دختر هلندي مراكشي‌تبار ازدواج كرد. «بشرا» همواره پشتيبان رابين بوده است و در كنار او زندگي شيريني را مي‌گذراند. آنها در روز 16 نوامبر 2006 صاحب پسري به نام «شاكوييل» شدند. «شاك» به گفته رابين معنا و مفهوم زندگي است. اين كوچولوي ده ماهه، شيريني زندگي مشترك او و همسرش را صد چندان كرده است.
    رابين خانه‌اي در «همستد» در نزديكي لندن دارد. «همستد» با «كرالينگن» خيلي متفاوت است ولي «ون‌پرسي» به همراه همسر و پسرش در آن جا زندگي مي‌كنند و خانه‌اي هم در همان نزديكي دارد تا هر وقت پدرش به ديدنشان آمد در آن جا ساكن شود. رابين مي‌‌گويد: «روش آرسنال در مراقبت از بازيكنانش باورنكردني است. آنها مراقب خانواده بازيكنان هم هستند. مواظب هستند محل زندگي آنها امن و بي‌دردسر باشد و هميشه چند نفر به طور نامحسوس مراقب آنها هستند.» او قبلا خيلي تنقلات و غذاهاي آماده مي‌خورد ولي حالا مي‌گويد: «همسرم ديگر كيك نمي‌‌خورد چون مي‌‌داند ونگر با اين چيزها مخالف است. همبرگر كه اصلا حرفش را نزن. فكر نمي‌كنم تا وقتي در آرسنال هستم چشمم به يك همبرگر بخورد ولي من هميشه عاشق اين چيزها بوده‌ام. با اين حال راضي هستم. در اين باشگاه هر كسي مي‌داند بايد بيشتر از باشگاه سابقش تلاش كند. من فكر مي‌كردم در بهترين باشگاه دنيا هستم. هم‌تيمي‌هاي ديگرم هم همين فكر را مي‌كردند ولي حالا همه‌مان مي‌دانيم كه آرسنال از تمام باشگاه‌ها بهتر است.»

    ون‌پرسي و همسرش زندگي آرامي دارند ولي در سال 2005 اخبار تكان‌دهنده رسانه‌ها و مطبوعات سعي در متلاشي ساختن اين كانون كرد. داستان از وقتي آغاز شد كه ملكه زيبايي كشور هلند از ون‌پرسي شكايت كرد و فرداي آن روز نام او در تمام مطبوعات معروف و گمنام هلند ديده مي‌شد.
    
    تقصير ربه‌كا لوس است
    همسر ون‌پرسي به همه ثابت كرد به هيچ قيمتي پشت شوهرش را خالي نمي‌كند. او درباره اتهام همسرش گفت: اين هم درست مثل همان بازي «ربه‌كا لوس» است.
    او اين بازي را اختراع كرد. با وجود تمام اخبار ضد و نقيض درباره «ساندرا بوما» 21 ساله به وسيله رابين ون‌پرسي و زنداني شدن او به خاطر شكايت ملكه زيبايي هلند، «بشرا» همسر ون‌پرسي از شوهرش به شدت حمايت كرد و گفت: «من و رابين عميقا عاشق يكديگر هستيم و اين شايعات تغييري در احساسمان ايجاد نمي‌كند. اين حرف‌ها بي‌معني است.
    من به رابين گفتم اصلا نگران نباشد چون اگر تمام دنيا هم او را متهم بدانند من باز هم به او اعتماد كامل دارم.»
    او در ادامه مصاحبه‌اش با «ميرور» افزود: «تمام اينها شايعه است. من به اين حرفم اعتماد دارم. هيچ چيز و هيچ‌كس نمي‌تواند زندگي مشتركمان را ويران كند. ربه‌كا لوس مي‌گفت با ديويد بكام هم رابطه داشته ولي كاپيتان انگليس هميشه اين ادعا را رد كرده است. اين يك بازي براي اخاذي و مشهور شدن است و حالا نوبت شوهر من رسيده است. فقط مي‌گويم به رابين دويست درصد اعتماد دارم. من اين زن را نمي‌شناسم و نمي‌خواهم چيزي درباره او بدانم.»
    «بشرا» در ادامه مصاحبه اظهار داشت: «آن شب رابين به رستوران رفته بود. من مي‌دانم محيط رستوران‌هاي شبانه چگونه است. هر وقت من و او با هم به چنين جاهايي مي‌رويم، مردم دنبال رابين راه مي‌افتند و دخترها دورش جمع مي‌شوند و اصلا برايشان مهم نيست من همراه او هستم. رابين هميشه به اين وضعيت مي‌خنديد و حلقه ازدواجش را به آنها نشان مي‌داد.»
    ون‌پرسي خيلي زود تبرئه شد و به خاطر عدم وجود هيچ‌گونه مدرك جرم قابل استنادي آزاد شد.
    
    اول فاينورد، بعد آرسنال
    ون‌پرسي فوتبال حرفه‌اي را در باشگاه «فاينورد» هلند آغاز كرد. او در آن باشگاه در جناحين زمين بازي مي‌كرد و بسيار موفق ظاهر مي‌شد. رابين ون‌پرسي با وجود استعداد زيادي كه از خود نشان مي‌داد رابطه خوبي با «برت ون مارويك» مربي «فاينورد» نداشت. «مارويك» مربي خيلي سخت‌گيري بود و حتي يك‌بار درست قبل از بازي تيمش برابر رئال مادريد در بازي‌هاي جام اروپا، ون‌پرسي را به خانه فرستاد. همين رابطه تيره نشان مي‌داد پس از پايان قرارداد با باشگاه فاينورد اميدي به تمديد آن نيست.

    در همان زمان بود كه آرسن ونگر متوجه ون‌پرسي شد. البته باشگاه‌هاي «آيندهوون»، «وردربرمن» و «سه‌ويا» هم به انتقال و خريد او علاقه زيادي نشان دادند ولي آرسنال باشگاه‌هاي ديگر را كنار زد و با مبلغ سه ميليون پوند با او قرارداد بست. پس از ورود «ون‌پرسي» به آرسنال او مهاجم باشگاه شد و خيلي خوب استعداد خود را به همگان نشان داد.
    تا وقتي تيه‌ري آنري در آرسنال بود ون‌پرسي اغلب روي نيمكت ذخيره مي‌نشست ولي پس از جدايي آنري از آرسنال در فصل بازي‌هاي 2008-2007 ون‌پرسي مهاجم اول تيم شد و گل‌هاي به يادماندني‌ را به ثمر رساند.
    در بازي‌هاي مقدماتي 2008 اروپا ون‌پرسي تاثير خوبي در بازي‌هاي مقابل لوگزامبورگ و بلاروس داشت و با دو گل خود سبب شد تيم ملي هلند سه بر هيچ بازي را ببرد. او اين روند را در بازي‌هاي بعدي هم ادامه داد و گل‌هاي بيشتري به ثمر رساند. او تاكنون در كل بازي‌هايش در 184 مسابقه فوتبال، 51 گل را روانه تور دروازه‌ها كرده است.
    
    رابين مرد ونگر
    ون‌پرسي 32 ساله مدتي به خاطر شكستگي شست پا در استراحت به سر مي‌برد ولي با بازگشت خود قبل از بازي‌هاي ليگ دل‌ونگر را شاد كرد. ونگر در مصاحبه‌اي گفت: «ون‌پرسي خيلي سخت كار مي‌كند و موقعيت گل‌هاي بسياري را در بازي ايجاد مي‌كند. سبك بازي او عالي است و خيلي به موقع تصميم مي‌گيرد به نظر من او خيلي پيشرفت كرده و بالغ شده است.
    رابين در هفده بازي يازده گل زد وتيه‌ري در شانزده بازي، ده گل. آنها در يك سطح هستند با اين تفاوت كه مطبوعات تيه‌ري را بيشتر شناخته‌اند. معلوم نيست يك بازيكن چه موقع به يك ستاره تبديل مي‌شود ولي به نظر من رابين ون‌پرسي يك ستاره است.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه شانزدهم آذر 1386  |
 دیوانه دوست داشتنی(زندگینامه خوسه مورینیو)
«خوزه ماريو داوس سانتوس مورينيو فليكس» معروف به «خوزه مورينيو» متولد 26 ژانويه 1963 در «ستوبال» يك مربي پرتغالي فوتبال است. او مدت‌ها مربي باشگاه چلسي بود ولي روز بيستم سپتامبر 2007 اين باشگاه را ترك كرد و پس از آنها در هيچ باشگاهي كار نكرده است و هنوز بركناري او در پرده‌اي از ابهام است.
    مورينيو در چهار ليگ متوالي (دو ليگ در پورتو و دو ليگ در چلسي) توانست تيم خود را در صدر باشگاه‌ها قرار دهد و در دو سال متوالي (2005-2004) از سوي فدراسيون بين‌المللي فوتبال لقب بهترين مربي دنيا را از آن خود كرد.
    
    خانواده فوتباليست

    پدر مورينيو «فليكس مورينيو» يك دروازه‌بان و مربي پرتغالي بود و مادرش «ماريا جوليا» در مدرسه تدريس مي‌كرد. خانواده مورينيو همگي به فوتبال علاقه‌اي خاص داشتند. پدر خوانده ثروتمند خوزه، رييس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران كودكي در مديريت و برنامه‌ريزي استاد بود و برنامه‌ بازي‌هاي تيم پدرش را ترتيب مي‌داد.
    پس از پايان تحصيلات به مدرسه آمادگي جسماني ليسبون رفت ولي مدتي بعد مادرش كه از توانايي مديريت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مديريت ثبت‌نام كرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نيامد و دوباره در مدرسه آمادگي جسماني شركت كرد و پنج سال بعد از آن‌جا مدرك گرفت.
    مورينيو دوره مربيگري خود را در اسكاتلند گذراند و سپس به پرتغال برگشت و مربي ورزش يك دبيرستان شد. او مدتي در باشگاه‌هاي كوچك و متوسط پرتغال بازي و در همان زمان تحصيل نيز مي‌كرد. اما در زمينه بازي توفيق چنداني نيافت. در دهه نود مدتي را به مربي‌گري پرداخت و پس از آن با لقب «تراديوتور» (مترجم) معروف شد چون مترجم يا مفسر «سر بابي رابسون در باشگاه‌هاي «اسپورتينگ» و «پورتو» بود. در سال 1996 به همراه رابسون به بارسلونا رفت و همچنان مترجم او بود. پس از رفتن رابسون او همچنان در بارسلونا ماند و با جانشين هلندي رابسون يعني «لوييس ون‌گال» كار كرد. مورينيو انساني بي‌نهايت بااعتماد به نفس و باشخصيت بود و همين موضوع باعث شد پيشرفت چشمگيري كند. او در كلاس‌هاي مربيگري و مديريت شركت مي‌كرد و ناگهان همه شنيدند كه او مربي تيم دوم بارسلونا شده است.
    روياي او براي سرمربي شدن سرانجام در سال 2000 تحقق يافت و او مربي بنفيكا شد ولي با تغيير سرپرستي باشگاه و روي كار آمدن سرپرست جديد، مورينيو در تاريخ پنجم دسامبر 2000 بركنار شد و مربي يك تيم سطح پايين شد.
    در سال 2002 مورينيو مربي باشگاه «پورتو» شد. باشگاهي كه بسيار ضعيف كار مي‌كرد در آن سال و تحت مربيگري مورينيو تيم سوم كشور شد و مورينيو قول داد سال آينده آن تيم را تيم اول سازد و خود تشكيل يك تيم قهرماني بدهد و همين كار را هم كرد تا جايي كه قهرمان جام باشگاه‌هاي اروپا شد. قبل از قبول پيشنهاد چلسي براي عنوان مربيگري آن تيم، مورينيو باشگاه ليورپول را كه آن تيم هم خواستار اين مربي بود ترجيح مي‌داد و مي‌گفت: «ليورپول تيمي است كه علاقه همه را برمي‌انگيزد ولي من به چلسي علاقه چنداني ندارم چون چلسي يك پروژه جديد با سرمايه‌گذاري بالاست. فكر مي‌كنم در چلسي اگر يك مربي برنده نشود، آبراموويچ فورا او را بركنار مي‌كند. به همين دليل كار در آن جا يك شغل مطمئن نيست.»
    ولي سرانجام مورينيو در ژوئن سال 2004 با حقوق سالانه 2/4 ميليون يورو كه در سال 2005 به 2/5 ميليون يورو افزايش يافت به باشگاه چلسي پيوست و عنوان گران‌ترين مربي فوتبال را به خود اختصاص داد.روز بيستم سپتامبر 2007 و با موافقت دو جانبه، مورينيو باشگاه چلسي را ترك كرد. كمي قبل از ترك مورينيو باشگاه تشكيل جلسه داده و به اين نتيجه رسيده بود كه وقت آن است كه مربي خود را تعويض كنند. اين اقدام چلسي خشم هواداران اين تيم را برانگيخت. فرداي آن روز چلسي اعلام كرد «اورام گرنت» جايگزين مورينيو شده است. در طول چهار فصل حضور او در چلسي، او در هيچ يك از بازي‌هاي داخلي تيمش شكست نخورد.

    
     روابط تيره
    سايت بي‌بي‌سي دليل جدايي غيرمنتظره مورينيو از باشگاه چلسي را روابط تيره بين او و رومن آبراموويچ مي‌داند و در اين مورد مي‌نويسد: هر دو طرف موافق اين جدايي بودند، آنها روابط خوبي با هم نداشتند ولي در ظاهر اين موضوع را نشان نمي‌دادند. آبراموويچ و مسئولان باشگاه از نوع بازي و تاكتيك تيم راضي نبودند و يك فوتبال مدرن مي‌خواستند. آنها فوتبالي مي‌خواستند كه در دنيا تك باشد و مورينيو نمي‌توانست آنها را به اين هدفشان برساند. مورينيو هم از دخالت آنها ناراحت مي‌شد و نمي‌توانست كاري را كه آنها مي‌خواهند انجام دهد.
    كاملا مشخص بود كه از مدت‌ها پيش روابط بين آنها مثل گذشته نبود. گراهام تيلور مربي سابق انگليس نيز مي‌‌گويد: شروع پايان كار مورينيو زماني بود كه برخلاف ميل او و به دستور مسئولان ميشائيل بالاك و شوچنكو را خريداري كردند.
    
    زندگي خانوادگي
    خوزه مورينيو و همسرش «تمي» از نوجواني به يكديگر علاقه داشتند. در آن زمان تمي 14 ساله و خوزه 17 ساله بود. بعدها تمي در رشته فلسفه تحصيل كرد و خوزه به فوتبال روي آورد و سرانجام آنها در سال 1989 با يكديگر ازدواج كردند. آنها در خانه‌اي اجاره‌اي و چهار طبقه در لندن زندگي مي‌كنند و مي‌گويند مارگارت تاچر نخست‌وزير سابق انگليس همسايه آنهاست ولي خوزه باخنده مي‌گويد: فكر نمي‌كنم اين حرف درست باشد چون در آن صورت من او را مي‌ديدم من همه همسايه‌هايمان را مي‌شناسم و باور كنيد هيچ كدام از آنها شبيه به مارگارت تاچر نيست.»
    خوزه و همسرش دو فرزند به نام‌هاي «ماتيلد» و «خوزه جونيور» دارند.

    خوزه تمام وقت خود را صرف فوتبال نمي‌كند و به زندگي خانوادگي‌اش هم مي‌رسد. او با اشتياق مي‌گويد: «چند وقت پيش با بچه‌ها به ديسني لند رفتيم، من يك كلاه سرم گذاشته بودم و آن را تا گوش‌هايم پايين كشيده بودم كه كسي مرا نشناسد آن روز خيلي خوش گذشت چون فقط من بودم و خانواده‌ام. من هم چند تا از بازي‌ها را سوار شدم خيلي خوب بود احساس مي‌كردم مثل بوروس ويليس شده‌ام. وقتي در شهر هستيم به اتفاق خانواده به پارك مي‌رويم. بچه‌ها دوچرخه‌سواري مي‌كنند و من و همسرم به اردك‌ها غذا مي‌دهيم. ولي جدايي از فوتبال و وقت گذاشتن براي خانواده براي من كار سختي است و زياد چنين فرصت‌هايي برايم پيش نمي‌آيد. من هميشه به بازيكنانم فكر مي‌كنم.يكي از سرگرمي‌هاي محبوب بچه‌هاي مورينيو اين است كه «ارنج» تيم پدرشان را در بازي‌هاي كامپيوتري عوض كنند. مورينيو مي‌گويد: «من بازي‌هاي كامپيوتري بلد نيستم ولي بچه‌هايم در اين زمينه حسابي مهارت دارند. آن وقت‌ها كه من بچه بودم اوقات فراغتم را با تماشاي فيلم و كارتون پر مي‌كردم ولي اين روزها معمولا مجبورم فيلم «هربي» يا چهار شگفت‌انگيز را تماشا كنم.مورينيو علاقه چنداني به پول ندارد، او مي‌گويد: پول داشتن خوب است. آدم مي‌تواند بچه‌هايش را به مدارس خيلي خوب بفرستد، خانه و لباس مناسب براي آنها تهيه كند و بهترين تعطيلات را داشته باشد. ولي من اهل تجملات نيستم و تنها يك اتومبيل برايم كافي است.
    
     راز برملا شده
    خبري كه به تازگي از «خوزه مورينيو» در سايت‌هاي اينترنتي منتشر شده است تعجب و حيرت همگان را برانگيخت زيرا همه به صداقت، جديت و درستكاري او اعتقاد داشتند و او را يك انسان تمام و كمال مي‌دانستند. خبر از اين قرار بود كه: «مربي سابق باشگاه چلسي به مدت دو سال بدون اطلاع همسرش با يك زن ديگر زندگي مي‌كرد.»
    در طول مدت اين دو سال مورينيو محبوب موطلايي‌اش را تنها زن زندگي و پرنسس خود خطاب مي‌كرد و انواع و اقسام هدايا را برايش مي‌خريد. مورينيو اين زن را كه «السا سوسا» نام دارد از زمان كار به عنوان مربي در زادگاهش پرتغال مي‌شناخت و از همان زمان با او آشنايي داشت و حتي به گفته نشريات مختلف او را در مجامع كاري و نزد بازيكنان فوتبال همسر خود معرفي كرده بود. «السا» و وكيلش چندي پيش به دفتر نشريه nuS ehT رفتند تا درباره اين موضوع و آشنايي‌شان صحبت كنند. وكيل السا در اين باره گفت: «او به السا بد كرد چون به او قول ازدواج داده بود و السا مطمئن بود زماني با خوزه ازدواج خواهد كرد. مورينيو جلوي همه طوري با السا رفتار مي‌كرد كه گويي همسر واقعي‌اش است و همه همين تصور را داشتند ولي به قولش عمل نكرد و او را رها كرد.» السا از اين رفتار خوزه مورينيو آن‌قدر عصباني است كه تصميم دارد از اين رابطه استفاده كرده و كتاب زندگي خود را بنويسد و به ناشران بفروشد.
    
     نكته‌هايي از زبان خوزه

    در اين قسمت گفته‌هاي‌ مختلف خوزه مورينيو را به مناسبت‌هاي مختلف بخوانيد:
     لطفا به من لقب متكبر ندهيد ولي من قهرمان اروپا هستم و فكر مي‌كنم انسان خاصي باشم.
     اگر مي‌خواستم شغل راحتي داشته باشم در پورتو مي‌ماندم.
     به مدل موهايم نگاه كنيد، من آماده جنگ هستم.
     (درباره مصدوميت بازيكنان) درست مثل يك پتو است كه براي تختتان كوچك باشد. پتو را بالا مي‌كشيد تا سينه‌تان گرم بشود ولي پاهايتان يخ مي‌كند، نمي‌توانيد پتوي ديگري بخريد چون فروشگاه بسته است ولي همين پتو هم خيلي ارزش دارد چون جنسش كشميري است.
     بازيكنان جوان مثل هندوانه هستند، فقط وقتي مي‌شود مزه‌شان را فهميد كه باز شوند.
     سبك بازي خيلي مهم است ولي موضوع تخم‌مرغ و املت هم در ميان است، وقتي تخم‌مرغي نباشد، املتي هم در كار نيست. هر چه تخم‌مرغ بهتري خريداري بشود املت بهتري هم درست مي‌شود. بعضي تخم‌مرغ‌ها درجه يك هستند، برخي درجه دو و برخي درجه سه. بعضي‌ها گران‌تر از بقيه هستند و املتشان هم خوشمزه‌تر است ولي وقتي تخم‌مرغ درجه يك در فروشگاهي باشد كه نتواني بروي و بخري آن وقت است كه مشكل ايجاد مي‌شود. (مي‌گويند همين حرف باعث ناراحتي آبراموويچ و جدايي آنها شد)
     (در مخالفت با خريد يك مدافع به قيمت بيش از عرف) من عاشق اتومبيل «استون مارتين» هستم ولي اگر براي يك اتومبيل استون مارتين از من يك ميليون پوند بخواهيد مي‌گويم حتما ديوانه‌ايد چون استون مارتين فقط 250 هزار يورو مي‌ارزد.
     (درباره همسرش) ديدن يك مسابقه فوتبال از تلويزيون بستگي به همسرم دارد. اگر خانه باشم مسابقه را مي‌بينم ولي اگر همسرم بخواهد جايي برود، من دوست دارم فوتبال تماشا كنم ولي ديگر اجازه ندارم.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه شانزدهم آذر 1386  |
 زندگینامه کارلوس ته وز
 «كارلوس آلبرتو توز» پنج فوريه 1984 در «سيدا ولا» واقع در حوالي «بوينس آيرس»، متولد شد او يك فوتباليست مطرح آرژانتيني است كه با بازي در باشگاه‌هاي برتري همچون «بوكا جونيورزآرژانتين» «كورينتيانس» در برزيل و «وستهام‌يوناتيد» انگليس، نام و آوازه خود را به گوش مردم سراسر دنيا رسانده است. او در حال حاضر با يك قرارداد دو ساله براي منچستريونايتد توپ مي‌‌زند. «توز» يكي از پرآتيه‌ترين فوتباليست‌هاي آرژانتين محسوب مي‌‌شود همچون هموطن ديگر خود«ليونل مسي»، «مارادوناي جديد» ناميده مي‌‌شود. ديه‌گومارادونا خود زماني او را «فرستاده آرژانتين در قرن بيست و يكم» ناميد.
    
    كودكي

    توز با نام «كارلوس آلبرتو مارتينز» به دنيا آمد و در منطقه‌اي محقر و فقيرنشين كه به «فورته آپاچي» معروف است، بزرگ شد. از همان جا بود كه نام مستعار «آپاچي» را روي او گذاشتند. بعد از اين‌كه بين باشگاه زمان كودكي او و باشگاه «بوكاجونيورز» درگيري‌هايي بر سر او صورت گرفت پدر و مادرش نام فاميل او را به «توز» كه نام فاميل مادرش بود تغيير دادند.
    
    بوكاجونيورز
    توز در سيزده سالگي به باشگاه بوكاجونيورز پيوست و اولين بازي حرفه‌اي خود را با اين تيم در روز 21 اكتبر سال 2001 انجام داد. او تا پايان سال 2004 با همين باشگاه همكاري مي‌‌كرد و خاطرات و افتخارات بسياري از آن باشگاه دارد او در سال 2003 به‌خاطر موفقيت‌هاي فردي خود در بازي‌هاي المپيك از سوي نشريه «فاكس اسپورت» عنوان «قابل توجه‌ترين فوتباليست آمريكاي‌لاتين» را دريافت نمود. به‌علاوه نويسندگان ورزشي فوتبال آرژانتين نام «فوتباليست سال» و مرد ورزش سال 2004 را به او دادند.
    
    كورينتيانس
    در ماه دسامبر سال 2004 «توز» با قيمت 20 ميليون دلار و با يك قرارداد پنج ساله به ارزش ده ميليون دلار به باشگاه ورزشي «كورينتيانس» منتقل شد. اين قرارداد گران‌ترين قرارداد آن زمان آمريكاي جنوبي بود. طرفداران و هواداران «كورينتيانس» ابتدا استقبال گرمي از توز نكردند ولي در سال 2005 او كاپيتان و ستاره باشگاه در ليگ برزيل و محبوب‌ترين بازيكن هواداران «كورينتيانس» از جمله «لولا» رييس‌جمهور آن كشور شد. پس از پايان ليگ برزيل جايزه بهترين بازيكن تورنمنت از سوي فدراسيون فوتبال برزيل به او اهدا گشت و توز بعد از سال 1976 نخستين برنده غيربرزيلي اين جايزه شد.
    
    وستهام‌يونايتد
    روز 23 آگوست سال 2006 نشريه «اسكاي اسپورت» فاش كرد كه كارلوس توز ديگر براي باشگاه كورينتيانس بازي نمي‌‌كند و احتمالا به زودي به يكي از باشگاه‌هاي اروپايي منتقل خواهد شد. اين نشريه عنوان كرد كه چلسي و منچستريونايتد هر دو خواهان اين فوتباليست آرژانتيني هستند و احتمالا او به يكي از اين دو باشگاه برتر انگليس خواهد رفت. ولي در روز 31 آگوست همان سال كارلوس توز در وب‌سايت اختصاصي خود نوشت كه در حال امضاي قرارداد با وستهام‌يونايتد است و قيمت او دراين قرارداد 12 ميليون پوند خواهد بود.پس از ورود توز به وستهام، اين تيم در نه بازي باخت و اين تصور در اذهان ايجاد شد كه اين باختها در نتيجه ورود توز است به‌طوري كه حتي «آلفيو باسيله» مربي تيم ملي آرژانتين از او خواست از وستهام بيرون بيايد ولي حقيقت اين بود كه توز در اكثر آن مسابقات جزو نفرات اصلي تيم نبود. سرانجام در اواخر اكتبر 2006 و در بازي مقابل «تاتنهام» اين طلسم شكسته شد و وستهام يك بر صفر بازي را برد و پس از آن توز همواره در اوج آمادگي خود به سر مي‌‌برد.
    
    منچستريونايتد

    روز دهم آگوست 2007 قرارداد موقت توز با منچستريونايتد قطعي و او به آن باشگاه منتقل شد. در باشگاه منچستريونايتد هم همچون وستهام شماره 32 به او داده شد. شماره‌اي كه از نظر توز بسيار خوش يمن است زيرا اعداد آن همان اعداد شماره پيراهن «مايكل جوردن» بسكتباليست معروف است كه يكي از الگوهاي محبوب توز مي‌‌باشد.
    
    جاي سوختگي
    «كارلوس توز» يك جاي سوختگي مشخص از گوش راست تا گردن و سينه خود دارد. اين اثر سوختگي يادگاري تلخي از دوران كودكي اوست. وقتي توز تنها ده ماه داشت يك روز به دنبال پيدا كردن مادرش به آشپزخانه رفت. مادر آن‌جا نبود ولي يك كتري پر از آب جوش، توجه او را جلب كرد. بچه به سمت كتري رفت و آن را به سمت خود كشيد. آب در حال جوش روي بدن او ريخت و دچار سوختگي درجه سه شد. اين اتفاق باعث شد كه توز مدت دو ماه در بخش UCI بستري شود. امروز اين اثر سوختگي هنوز روي گردن او به چشم مي‌‌خورد و ظاهر بدي به او داده است ولي همين ظاهر غيرمعمول سبب شناخته شدن بهتر و بيشتر او شده است. توز علاقه‌اي به ترميم اين اثر ندارد. باشگاه بوكاجونيورز زماني به او پيشنهاد كرد جراحي پلاستيك انجام دهد ولي توز اين پيشنهاد را رد كرد زيرا معتقد بود اين اثر سوختگي بخشي از گذشته و تاثير‌گذار در زندگي حال اوست.
    
    مردي با القاب بسيار
     كارلوس توز 23 ساله داراي لقب‌‌هاي مختلفي است و مردم به مناسبت‌هاي گوناگون اسامي و لقب‌هاي جديدي روي او گذاشته‌اند. يكي از لقب‌هاي او «مانچادو» به معناي «داغ خورده يا لك شده» است. اين لقب به‌خاطر جاي سوختگي عميق روي گردن اوست كه از ديد هيچكس پنهان نمي‌‌ماند. در حقيقت اين اثر سوختگي نوعي امضا براي توز مي‌‌باشد. لقب ديگر او «آپاچي» است. اين نام به‌خاطر محل زندگي و زادگاهش در دوران كودكي به او داده شده است. «فورته آپاچي» يك منطقه شناخته شده در پايتخت آرژانتين است كه به‌خاطر حوادث خشونت‌بار، موادمخدر و فقر مشهور
مي‌‌باشد. زندگي در آن محله براي خانواده توز به راستي يك نبرد بود و مهم‌ترين خاطره آن دوران، گرسنگي و تنگدستي. پدر توز يك بنا بود و آوردن نان براي اهل خانه وظيفه سختي براي او به شمار مي‌‌آمد. او مجبور بود شكم همسر و پنج فرزندش را به گونه‌اي سير كند ولي هميشه هم در اين كار موفق نبود. شايد همين موضوع باعث شد كارلوس توز به دنبال راهي جديد براي پيدا كردن پول و ثروت باشد. او در كودكي در تيم‌هاي خياباني محل زندگي‌اش بازي مي‌‌كرد تا پول جمع كند و براي خودش ساندويچ و نوشابه بخرد. او درهمان بازيها تبديل به چهره‌اي آشنا و شناخته شده شد و مدتي بعد آوازه بازي خوب او به گوش صاحبان باشگاه «آل بويز» بوينس‌آيرس رسيد و در هشت سالگي وارد آن باشگاه حرفه‌اي شد.
    معروف‌ترين نام او «كارلوس توز» است. اين نام ساده در سال 2001 در جام قهرماني فيفا و با دو گل زيباي او بر سر زبانها افتاد و او را به مردم فوتبال‌دوست جهان شناساند. در حقيقت پيش از آن، مردم كشورش او را با نام «كارليتوزآلبرتو توز» مي‌‌شناختند. ديگر اسامي و القاب او «ري»، «كانترو ورسال»، «كارليتوز شماره ده»و «توز دونا» هستند كه هر كدام به مناسبت‌هاي مختلف توسط فوتبال‌ دوستان به او داده شده است.
    
    توز قرباني مطبوعات
    بعداز اين‌كه با بازي خوب توز در المپيك 2004 آتن، تيم ملي آرژانتين مدال طلاي مسابقات را به چنگ آورد و اين مدال بيش از هر چيز مديون شش گل او در هشت بازي بود، توز به شدت مورد توجه مطبوعات قرار گرفت. نشريات مختلف او را تحسين و تمجيد مي‌‌كردند و به عرش مي‌‌بردند ولي همين موضوع سبب شد كه مشكلات جانبي هم براي او ايجاد شود. زيرا او مورد توجه پاپاراتزي‌ها هم قرار گرفته بود. اوايل، اين اتفاق و اين شناخته شدن براي خودش هم شيرين و دلچسب بود و از لحظه به لحظه آن لذت مي‌‌برد. ولي وقتي پاپاراتزي‌ها او را رها نكردند و براي يافتن خبر تازه و جنجالي حتي از ديوار خانه‌اش بالا رفتند، ديگر صبر و طاقتش تمام شد. انتشار اخبار رابطه پنهاني او با مانكن و هنرپيشه‌اي به نام «ناتاليا فاسي» زماني تيتر درشت نشريات شد كه همسرش «وانسا» باردار بود. روزنامه‌ها و مجلات فقط براي فروش بيشتر نشريات خود به اين موضوع بال و پر مي‌‌دادند و نام «ديو و دلبر» را به اين دو داده بودند و گاهي نيز آنها را بكام و ويكتورياي آرژانتين مي‌‌ناميدند همين اخبار سبب شد كه آرامش زندگي توز از بين برود و كار او و همسرش به مرحله جدايي و طلاق برسد. اعصاب او به حدي تحريك شده بود كه با كوچك‌ترين موضوع ناراحت كننده‌اي از كوره در مي‌‌رفت. رفتار خودمحور توز روي زندگي حرفه‌اي او هم تاثير منفي گذاشت. خوزه پكرمن مربي آرژانتين او را از تيم خود كنار گذاشت و باشگاه اتلتيكومادريد كه درصدد خريد او بود از تصميم خود منصرف شد. در همان زمان بود كه توز احساس مي‌‌كرد ملتش به او خيانت كرده‌ و بار سفر را بست و به برزيل رفت تا به باشگاه «كورينتيانس» بپيوندد.
http://ksabz.netمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه شانزدهم آذر 1386  |
 زندگینامه مارادونا اسطوره فوتبال جهان

نام ديه گو مارادونا در دنياي فوتبال بيش از آنکه به خاطر نبوغ و خلاقيت و بازي هاي استثنايي او بيايد، به دليل جنجال ها و اخباري است که از زمان بازيگري او در ناپل ايتاليا همواره حول و حوش اين بازيکن شاخص آرژانتيني بوده است.

ديه گو يکي از بااستعدادترين بازيکنان نسل فوتبال جهان است که در خانواده يي فقير و پرجمعيت به دنيا آمد. فوتبال را در باشگاه آرجنتينوس جونيورز آغاز کرد و 15ساله بود که به تيم اول باشگاه پيوست. در حالي که تنها 17سال داشت به تيم ملي آرژانتين دعوت شد و در برابر مجارستان يک نيمه بازي کرد.

قدرت بازي سازي، پاس هاي بلند و کوتاه ميليمتري، قدرت حفظ توپ و هوش سرشار رهبري تيم در ميانه ميدان، ضربه هاي ناگهاني و حياتي، حفظ تعادل و قدرت پا به توپ عالي و بسياري از خصوصيات ديگر يک فوتباليست طراز اول در مارادونا جمع شده بود و اگر از نظر شخصيتي در حد مطلوبي بود بي ترديد در کنار بزرگان فوتبال دنيا يکي از ده مرد برتر فوتبال جهان نام مي گرفت.

پس از آن که «سزار منوتي» مربي بزرگ تيم ملي آرژانتين ديه گو را به دليل اخلاق و رفتار ناپايدارش و ناپختگي دوران جواني از تيم ملي کنار گذاشت و نام او را براي جام جهاني 78 در ليست تيم نياورد، مارادونا جام جهاني جوانان 79 توکيو را ميدان تاخت و تاز خود قرار داد و تيم ملي کشورش را به مقام قهرماني جهان رساند.

وقتي مارادونا در تيم باشگاهي آرجنتينوس جونيورز، در 166 بازي 116 گل به ثمر رساند، باشگاه معروف بوکاجونيورز حاضر شد براي خريد او پول خوبي پرداخت کند. اين بار رکورد او بهتر شد و در 28بازي، 40 گل زد و در سال 1981 با بوکاجونيورز قهرمان آرژانتين شد. کم کم نام جوان با استعداد آرژانتيني بر سر زبان ها افتاد و بارسلون با پرداخت بالاترين مبلغ، او را به ايالت کاتالونيا برد. از سال 1982 تا 1984 بارسلون محل بروز استعدادها و بازي هاي ديه گو بود. هافبک پرتوان آمريکاي جنوبي قهرماني سال 83 اسپانيا را براي بارسلون به ارمغان آورد.

حال تيم ناپل ايتاليا خواهان او بود و مبلغ بسيار بالايي به او پيشنهاد کرد تا در سال 84 به شهر ناپل مهاجرت کند. مارادونا هفت سال در ناپل ماند و در سال 1991که از ايتاليا به آرژانتين برگشت، معروف ترين و محبوب ترين ورزشکار شهر ناپل بود.

او يک تنه ناپل را به دو مقام قهرماني در سال 1987 و 1990 رساند. پس از بازگشت مارادونا به وطنش، تيم ناپل ديگر نتوانست قامت راست کند و حتي به دسته دوم بازي ها سقوط کرد. در سال 9119 مارادونا به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر، از ايتاليا اخراج شد و به کشورش بازگشت و از آن سال به طور مرتب باشگاه خود را عوض کرد. معروف ترين باشگاهي که بعد از جام جهاني 94 در آن توپ زد، بوکاجونيورز بود که در سال هاي 9619 و 9719 در آن بازي کرد.

مارادونا چندي نيز مربي راسينگ بود که به دليل عدم موفقيت از کار برکنار شد.

در عرصه بازي هاي ملي موفقيت مارادونا بسيار چشمگير بود، بازيکني با قد کوتاه، اما با استارت هاي انفجاري؛ در هر لحظه يي که ديه گو اراده مي کرد قادر بود خط دفاعي حريف را به هم بريزد و با پاسي ناگهاني مهاجمان تيمش را صاحب موقعيت گل کند.

بازيکن برجسته يي مثل او همواره در زمين بازي، هدف تکل هاي خشن مدافعان حريف بود. قدرت بدني مرد کوچک آرژانتيني در سال هايي که هنوز به مواد غير مجاز روي نياورده بود غيرقابل تصور مي نمود. در ضربه هاي آزاد يک استاد به تمام معنا بود. ضربات پاي چپ او از پشت محوطه جريمه، کمتر خطا مي رفت. در جام جهاني اسپانيا و به هنگام ديدار با برزيل به دليل خطاي غيرورزشي از زمين اخراج شد تا باعث حذف آرژانتين شود؛ اما جام جهاني 86 مکزيک ميداني ديگر براي او بود. در آن سال او به قله شهرت و تکامل در عامل بازيگري رسيد و در راس يک تيم خوب و آرماني به رهبري دکتر کارلوس بيلاردو، اجازه نداد جام قهرماني از قاره آمريکا خارج شود. بازي هاي اعجاب انگيز مارادونا در مسابقات مقدماتي سبب شد مربيان تيم هاي حريف همواره چند بازيکن را مامور يارگيري مارادونا کند.

اما يارگيريها و خطاهاي متعدد نيز مانع بازي سازي و ارسال پاس هاي زيبا و به واقع استثنايي او نبود. او در بازي با انگلستان با زيرکي بسيار و با ضربه دست توپ را وارد دروازه حريف کرد تا اين گل به عنوان يک گل تاريخي در جام هاي جهاني ثبت شود. پس از آن با گلي ديگر بلژيک را از رسيدن به ديدار نهايي محروم کرد تا آرژانتين در برابر آلمان برگزارکننده ديدار پاياني جام جهاني مکزيک باشد. درخشش او سبب شد در پايان، بازي سه بر دو به سود آرژانتين خاتمه يابد و براي بار دوم جام جهاني نصيب آرژانتين شود. مارادونا در جام جهاني مکزيک به عنوان بهترين بازيکن شناخته شد. چهار سال بعد در جام جهاني ايتاليا، ستاره اقبال آرژانتين بلند بود که مارادونا يک بازي زيبا و تحسين برانگيز مقابل برزيل انجام داد تا تيم پر مهره رقيب را از دور رقابت ها حذف کند.

دو تيم آلمان و آرژانتين برگزار کننده ديدارنهايي بودند. پس از آنکه تيم آرژانتين به علت اخراج دو بازيکن خود 9 نفره بازي مي کرد، ضربه پنالتي «آندرياس بره مه» تيري بر قلب مارادونا بود تا تيم آرژانتين به مقام نايب قهرماني جهان بسنده کند. سال 1994 و جام جهاني آمريکا پايان کار ديه گو مارادونا در سطح ملي بود. مارادوناي 34 ساله به قدر کافي پخته بود که با وجود اضافه وزن، تيمش را رهبري کند؛ اما يک اشتباه اخلاقي و دوپينگ او در جريان بازي ها موجب شد تا او از بازي ها اخراج شود و 15 ماه از بازيهاي بين المللي محروم شود. پس از اخراج مارادونا تيم ملي آرژانتين ديگر کمر راست نکرد و خيلي زود از دور رقابت ها حذف شد. مارادونا با اين کار غيراخلاقي، مانع از اين شد که به عنوان اسطوره يي در جهان فوتبال نامش جاودانه شود و در کنار بزرگاني چون دي استفانو، پله، کرايف، و بکن باوئر قرار گيرد. آخرين دسته گل مارادونا، تيراندازي به سوي خبرنگاراني بود که سعي داشتند در زمان محروميت او از بازي هاي بين المللي، از او عکسبرداري کنند. او همچنان قصد داشت در فوتبال حرفه يي به مربيگري بپردازد و حاضر نيست با دنياي توپ گرد وداع کند.

ديه گو مارادونا- DIEGO MARADONA

مليت: آرژانتين

متولد: 30 اکتبر1960 در بوئنوس آيرس

پست: هافبک مياني- هافبک چپ

تعداد بازي هاي ملي: 90 بازي از سال 1977 تا 1994 ميلادي

افتخارات ملي: کسب مقام قهرماني جام جهاني 86 مکزيک و نايب قهرماني جام جهاني 90 ايتاليا، قهرماني جوانان جهان 79 منبعhttp://fifa.blogtak.com

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386  |
 زندگینامه امپراطور رم فرنچسکو توتی
فرانچسکو توتی متولد 27 سپتامبر 1976 در شهر رم می باشد . در حال حاضر در تیم آ.س رم در سری آ ایتالیا بازی می کند . او توانایی بازی در پست های حمله و یا مدافع میانی رو به جلو را دارد . و بهترین زمانی که استعداد و توانایی او بطور کامل مورد استفاده قرار می گیرد هنگامی است که او بین بازیکنان میانی و حمله نقش رابط را داشته باشد . به همان خوبی که او یک گلزن است یک بازیکن خلاقو بازی ساز برای تیم ملی ایتالیا و همچنین باشگاه خود به حساب می رود . توتی در تیم ملی ایتالیا بعنوان یک مهره اصلی و اسطوره ایی به حساب می رود که در زمان های حساس با خلاقیت خود به کمک تیم آمده است و خیلی از کارشناسان عقیده دارند که او پدیده فوتبال اینالیا در سالهای اخیر است . او همچنین سمبل باشگاه و شهر رم هم به حساب می آید زیرا که هیچ وقت این شهر را با وجود پیشنهاداتی به مراتب بهتر ترک نکرده است و بهترین گلزن تاریخ باشگاه رم به حساب می آید .
دوران کودکی
او در شهر رم متولد شد و رشد کرد . پدر و مادرش – انزو و فیورلا – توتی هستند . بر خلاف همه کودکان که دوست دارند برنامه های کودک و کارتون ببینند او همیشه علاقه داشت که مسابقات فوتبال را تماشا کند . و از همان ابتدا با پسران بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کرد . مادرش علاقه بسیار زیادی داشت که او به باشگاه معروف میلان بپیوندد ولی او تیم محبوب خود یعنی آ.س رم را انتخاب کرد. و او در سال 1989 به باشگاه میلان پیوست .
تیم ملی
توتی جوان و با استعداد در فینال مسابقات جام یوفا زیر هجده سال 4 گل برای تیم ایتالیا در مقابل اسپانیا در جولای 1995 به ارمغان آورد . و در فینال مسابقات زیر 21 سال او توانست گل تساوی تیمش را مقابل اسپانیا قبل کشیدن بازی به ضربات پنالتی وارد دروازه کند . او در مسابقات یورو 2000 شرکت کرد و یکی از کلیدی ترین بازیکنان تیم ایتالیا در این مسابقات بود . حتی در فینال که لاجوردی پوشان بازی را به فرانسوی ها باختنند او بهترین بازیکن میدان شد . و این ناکامی ها در مسابقات جام جهانی 2002 هم ادامه داشت و تیم ایتالیا با تمام شایستگی هایی که داشت به کره جنوبی میزبان بازی را واگذار کرد و قربانی شد
در یورو 2004 او چهره ایی کاملا منفی و خشن داشت و با حرکتی که نسبت به کریستین پاولسن دانمارکی انجام داد شانس حضور در ادامه مسابقات رو از دست داد .
در مسابقات جام جهانی 2006 آلمان با وجودی که توتی از بند مصدومیت بطور کامل رها نشده بود و احتمال مصدوم شدن را داشت خودش را ه تیم ملی و آلمان رساند . در حالیکه در حالت ایده آل خود قرار نداشت . در مقابل استرالیا او یک پنالتی حساس در دقایق پایانی را تبدیل به گل کرد و ایتالیا به مرحله بعد رساند . بعد از گل او انگشت شست خود را مانند پسرش مکید و جشن پیروزی ایتالیا را گرفت . بعد از آن تیم ایتالیا به مصاف با تیم های اوکراین و آلمان رفت و با شکست دادن این تیم ها به فینال رسید . که مجدد با تیم فرانسه روبرو شد ولی اینبار نوبت توتی و یارانش بود که جشن پیروزی بگیرند و قهرمان جهان شوند . بعد از این مسابقه توتی بعنوان یکی از اعضای تیم ستارگان جهان انتخاب شد
در حال حاضر او میان ماندن یا رفتن مردد است . از طرفی او می گوید که می خواهد از فوتبال ملی خداحافظی کند و فقط برای تیم باشگاهش بازی کند و از طرفی کادر تیم ملی امیدوارند که بتوانند او متقاعد کنند که به تیم ملی برگردد . دونادونی سر مربی تیم ملی ایتالیا حتی این امکان را برای او بوجود آورده است که فقط در مسابقات رسمی تیم ملی ایتالیا بازی کند . و تا این لحظه همه چیز بطور مساوی و 50 – 50 پیش می رود .
توتی و باشگاه آ.س رم
توتی فقط شانزده داشت که برای تیم آ.س رم به میدان رفت . او در آن سال 4 گل در 21 مسابقه به ثمر رساند . او لقب بهترین بازیکن ایتالیا را در سال 2000 و 2003 بدست آورد . او در فصل 1/2000 نقش به سرایی در قهرمانی تیم رم داشت و بهترین گلزن سری آ شد . در فصل 2/2001 سری آ با قهرمانی یونتوس به پایان رسید ولی توتی باز هم بهترین بازیکن سری آ شد با 14 گل زده .
4/2003 نقش کلیدی تر و موثر تری را نسبت سالهای قبل داشت و تیم رم با 20 گل زده توتی در رده دوم بعد از تیم میلان قرار گرفت
5/2004 یک فصل کاملا نا امید کننده بود. در این فصل تیم رم چهار مربی عوض کرد و در این سال او فقط 14 گل به ثمر رساند . که در تاریخ 19 دسامبر 2004 او به رکورد جاودانه 107 گل در باشگاه رم دست یافت . گل 107 رو در مقابل تیم پارما به ثمر رساند . رکورد قبلی در اختیار روبرتو پروزو بود .
6/2005 در این فصل او در بازی مقابل امپولی دچار مصدومیت شد و تا 11 می 2006 از میادین فوتبال دور بود. در این فصل تیم رم در رده دوم بعد از تیم اینتر قرار گرفت .
توتی از نگاه آمار در باشگاه آ.س رم
زندگی شخصی توتی
توتی با ایلاری بلاسی یکی از زیباترین مدل های ایتالیا که در حال حاضر مجری چند برنامه پر طرفدار در شبکه سراسری ایتالیا است ازدواج کرد . اولین فرزند این زوج (پسر ) به نام کریستین در ششم نوامبر 2005 بدنیا آمد. و اکنون بعد از مسابقات جام جهانی همسر او برای دومین باری باردار است و آنها 9 ماه آینده فرزند دومشان را در کانون خانوادگی شان خواهند داشت .
توتی یک مدرسه فوتبال به نام '' شماره 10 '' دایر کرده است و همچنین صاحب یک باشگاه موتور سواری به نام ''توتی تاپ اسپورت '' است .
بهترین دوستش برادرش ریکارد است . او همیشه می گوید که برادرش در زمان کودکی بازیکن بهتری بوده است ولی شانس خوبی برای پیشرفت در این مسیر را نداشته است . ریکاردو در حال حاضر مدیر برنامه های توتی می باشد
او همچنین با مربی سابق خود فابیو کاپلو روابط بدی دارد به این دلیل که کاپلو بدون هیچ اخطار قبلی باشگاه رم را ترک کرد و شرایط بدی را برای این تیم بوجود آورد . بنا به رفتار تند و خشن توتی خیلی از بازیکنان از این تیم رفتنند و کمتر بازیکن جوانی است که او را الگوی خود قرار دهد چند ماه بعد از رفتارهای نا بهنجار او کاپلو ، امرسون برزیلی و یوناتان زبینا فرانسوی رم را به مقصد یونتوس ترک کردند . و تا امروز هم باشگاه رم و هم طرفدان این باشگاه این سه نفر را مرود غضب و توهین قرار می دهند .
توتی به عنوان سفیر صلح یونیسف دو کتاب جوک برای کودکان چاپ کرده است که به نفع خیریه های این سازمان به نفع کودکان به فروش رسانده است
او توسط پله جزو 125 بازیکن برت دنیا که اکنون در قید حیات می باشند انتخاب شد. بعضی از این لطیفه ها بصورت کلیپ های کوتاهی با حضور خود او و دل پیرو و بوفون و نستا و کاسانو درست شدند .
قهرمان دوران کودکی توتی جوزپه جیانینی کاپیتان سابق تیم رم بوده است و او همیشه آرزوی این را داشته که با او دست بدهد. سالها بعد او شانس این را داشت که در کنار جیانینی در یک بازی دوستانه برای تیم رم به میدان برود منبه وبلاگ ایران شهرفوتبالدربلاگفا
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386  |
 سیر تکوین قوانین ومقررات داوری فوتبال
تأسیس بورد بین المللی در لندن ، 1863
 
پیش از تأسیس این مجمع، قوانینی در مورد فوتبال وضع شده بود. اما تعداد آنها زیاد و غالباً نارسا بودند. فوتبال مدرن در مبدا خود بریتانیا و به خصوص در انگلیس، در شهرها و روستاها انجام می‌شد که غالباً مسابقات جنجالی از آب در می‌آمد. در آن مسابقات هدف کلی بازی، رساندن توپ به نقطه‌ای بود که به عنوان نقطه پایان مشخص شده بود و تفاوت دو تیم براساس تعداد استفاده از دست برای حمل توپ و تعداد از دست دادن آن تعیین می‌شد.
از اوایل قرن 19 بازی فوتبال در زمینهای مشخص و فضاهای ورزشی مدارس انگلستان انجام می‌شد. اما روش بازی در دو مدرسه مختلف تفاوتهای زیادی داشت.
چند دانشجوی ناراضی، در دانشگاه کمبریج در اواسط دهه 1840 تلاش کردند تا قوانینی را برای فوتبال تنظیم و معرفی کنند. قوانین موردنظر آنها سرانجام در 26 اکتبر 1863 به عنوان اولین قوانین هماهنگ فوتبال تایید شد. در سالن اجتماعات مرکز فری‌میسون شهر لندن، نمایندگان 12 باشگاه و مدرسه گردهم آمدند و برای شماره‌گذاری قوانین بازی به بحث و تبادل‌نظر پرداختند. در این میان مدرسه بلک‌هیس از قبول قانون hacking (ضربه زدن با اعضای زیر زانو) امتناع کرد و از مجمع خارج شد ولی در نهایت 11 باشگاه دیگر توافق کردند تا اتحادیه فوتبال تاسیس شود. «ابنزرکوب مورلی» رییس اتحادیه شناخته شد و در نهایت 14 قانون نوشته و تایید شد.

اولین نشست بورد بین‌المللی فوتبال - 1886 ، IFAB
 
با وجود اینکه اتحادیه فوتبال در سال 1863 تاسیس شد و قوانینی برای فوتبال نوشته شده بود، باشگاههای منطقه شفیلد که در سال 1857 قوانین را بر طبق نظر و ایده خود طراحی کرده بودند تا دهه 1870 بر این قوانین پافشاری می‌کردند. اما سرانجام با تاسیس نهادی به نام «بورد بین‌المللی فوتبال» به تمام اختلافات خاتمه داده شد. تصمیماتی چون انجام بازیها در تعطیلات روز شنبه، منع خشونت و خونریزی در فوتبال، اعمال سیستم‌های معقول و پیوسته و برگزاری مسابقات و برنامه‌هایی برای رشد کیفی فوتبال، باعث شکل‌گیری و صاحب روح و جاذبه شدن فوتبال گردید و محبوبیت و استقبال عمومی از این رشته رفته رفته بیشتر شد.
این تصمیمات نشان داد که وجود سازمان و بدنه‌ای که از قوانین محافظت کرده و تغییراتی براساس زمان به آنها بدهد، یک نیاز اساسی برای فوتبال است. به این ترتیب دو اتحادیه فوتبال دیگر در بریتانیا یعنی اتحادیه فوتبال ولز در سال 1876 و اتحادیه فوتبال ایرلند در 1880 تاسیس شدند.
اولین جلسه بورد بین‌المللی فوتبال در 2 ژوئن 1886 تشکیل شد تا قوانین فوتبال را کاملاً نهادینه کند و بنابراین شد که این بورد هر 25 سال برای بررسی پیشنهادها و اعمال تغییرات لازم، تشکیل جلسه بدهد.

داوران ، پنالتی‌ و تورها ، 1891
 
تا سال 1891 در مسابقات فوتبال چیزی به نام «پنالتی» وجود نداشت. ذهنیت این قانون در حقیقت در مدرسه «ویکتورین» انگلیس متولد شد و این شعار که «یک مرد جنتلمن و با شرافت هرگز خطا نمی‌کند» ایده اولیه پنالتی را به وجود آورد.
تصویب قانون پنالتی که در آن زمان لقب «ضربه مرگ» را به خود گرفت کمک کرد که به اصول بازی جوانمردانه کمک شود و در عین حال احتمال کسب نتیجه‌ای غیر از تساوی را افزایش داد.
پنالتی یکی از تغییرات بنیادی فوتبال محسوب می‌شود که چهره فوتبال را تغییر داد. پنالتی که در حقیقت توسط یک شخص پیشنهاد شد توسط اتحادیه فوتبال ایرلند تایید شد. پس از آن به داور اجازه داده شد تا کار قضاوت را در زمین فوتبال دنبال کند. تا قبل از آن داور روی خط زمین می‌ایستاد و زمان را محاسبه می‌کرد. دو آمپایر (داورانی که در ورزش تنیس و کریکت مورد استفاده قرار می‌گرفتند)، هر کدام برای یک تیم قضاوت می‌کردند. آنها هرگاه دچار اختلاف‌نظر می‌شدند  از داور نظر می‌خواستند اما این وضعیت باعث افزایش اعتراضات و تاخیر در روند بازی می‌شد.
از آن زمان یک نفر به عنوان داور با قدرت اعلام ضربه پنالتی و آزاد و بیرون کردن بازیکنان از زمین، بدون توجه به اعتراضات عنان‌ کار را به دست گرفت. دو آمپایر که به آنها کمک داور یا خط‌نگهدار گفته می‌شد نیز او را کمک می‌کردند.
همچنین در این نشست استفاده از تور دروازه به جای نوار که قبلاً مورد استفاده بود، تصویب شد و باعث شد گل معنای ملموس‌تری پیدا کند.

شکل گیری زمین فوتبال ، 1902
 
فوتبال از زمین‌های مسطح دهکده‌ها آغاز شد و بعدها به پارک و سپس به زمین‌های کریکت منتقل شد. طی این سالها زمین فوتبال به شکل قابل توجهی کوچکتر شده بود.
در ابتدا زمین فوتبال هیچ خط و نشانه‌ای نداشت، اما با مطرح شدن قوانین و ساختن استادیوم‌های ویژه فوتبال، خطوط سفید نیز کم‌کم نمایان شد.
برای شروع بازی به یک نقطه مشخص نیاز بود و تصویب قانونی که بازیکنان را ملزم می‌کرد در لحظه شروع ده یارد از نقطه شروع دور باشند باعث پیدایش دایره میانی شد.
تقسیم شدن زمین به دو نیمه موجب پیدایش خط وسط شد. قانون پرتاب اوت با دو دست از پشت خطوط کناری در سال 1882 وضع گردید. قانون ضربه دروازه در سال 1869 و کرنر در سال 1873 تصویب شد و در نهایت ربع دایره کرنر در چهار گوشه زمین کشیده شد.
برای قانون پنالتی که در سال 1891 ایجاد شد تا سال 1902 نقطه خاصی تعریف نشده بود و ضربه از روی خط 12 یارد و از نقطه انجام خطا زده می‌شد. در سال 1902 تصمیم اعلام ضربه پنالتی برای خطاهایی که در محدوده فاصله 18 یاردی از خط دروازه و به عرض 44 یارد انجام می‌شد، باعث معرفی محوطه جریمه و نقطه پنالتی شد.
محوطه دروازه یا «شش قدم» به فاصله شش یاردی خط دروازه و عرض 20 یارد، جایگزین نیم دایره دروازه شد. اما آخرین خط زمین فوتبال 35 سال بعد معرفی شد. کمان محوطه جریمه که به این منظور کشیده شد که زننده ضربه پنالتی بهتر و بیشتر دورخیز کند.

تکمیل قانون آفساید ، 1925
 
کلمه آفساید نیز مانند اصطلاحاتی چون حمله، دفاع، بال، مهاجم و شوت، ریشه نظامی دارد. قانون آفساید در سال 1863 به مجموعه قوانین فوتبال پیوست.
در سیستم‌های تاکتیکی اولیه تیم‌ها معمولاً با 8 مهاجم به میدان می‌آمدند و تنها شیوه پیشروی با توپ، در بیل‌زنی و جنگ بدنی به شمار می‌رفتند. اما شفیلدها با این شیوه مخالف بودند. در دهه 1860 بورد بین‌المللی فوتبال با یک تصمیم به موقع به اختلافات پایان داد و قانون 3 بازیکن را تصویب کرد. به این ترتیب، وقتی یک مهاجم در آفساید به حساب می‌آمد که در جلوی سومین و آخرین مدافع قرار می‌گرفت. بدین ترتیب پاس به عنوان یک قسمت ضروری در فوتبال مطرح شد و اینگونه شد که «بازی زیبا» متولد شد.
به کمک تصویب قانون منع استفاده دروازه‌بانها از دست در خارج از محوطه جریمه در سال 1912 و قانون دیگری که آفساید در مورد پرتاب اوت به اجرا گذاشته نمی‌شد در سال 1920، تعداد گلها در مسابقات افزایش یافت. در سال 1925 قانون آفساید از 3 بازیکن به 2 بازیکن تغییر کرد. این تصمیم هم برای هجومی‌تر شدن فوتبال کمک قابل توجهی کرد.

رفع اشکالات قوانین ، 1938 و 1977
 
قوانین اولیه فوتبال به زبان انگلیسی به رشته تحریر درآمد اما در طول نیم قرن بعدی دستخوش تغییرات و اصلاحاتی شد. در سال 1937 بار دیگر این احساس به وجود آمد که مجموع قوانین فوتبال که تعداد آنها به 17 قانون رسیده بود، نیاز به بازنگری دارد.
«استنلی راس» عضو بورد بین‌المللی و یکی از کسانی که در تعریف قانون داوری نقش بسزایی داشت به عنوان بهترین فرد برای این وظیفه مهم، شناخته شد.
راس که بعدها در سال 1961 به ریاست فیفا رسید، شروع به تصحیح قوانین کرد. راس و همکارانش تا حدی این وظیفه را بدون نقص و دقیق انجام دادند که تا 60 سال بعد یعنی تا 1997 نیازی به بازنگری قوانین احساس نشد. در سال 1997 هم تنها قوانین در حدود 30 درصد ساده‌تر شد و در واقع به زبان مدرن و امروزی درآمد.

«برای بهتر شدن بازی» ، دهه 1990
 
می توان گفت  از ابتدای تاریخ فوتبال، در دهه 80 بود که فوتبال محبوبیت واقعی خود را نشان داد. طرفداری و رقابت سرسختانه و احساسات ملی گرایانه از پیامدهای توجه عمومی و جهانی به فوتبال بود. این مسئله و همچنین درآمدهای نسبتاً بالای فوتبال، این ورزش را به حرفه‌ای‌گری سوق داد و به این ترتیب، فوتبال به سمتی پیش رفت که نتیجه‌گیری در زمین فوتبال بیشتر از پیش اهمیت پیدا کند. تاکتیکهای دفاعی در اولویت بالاتری قرار گرفت و جذابیت فدای نتیجه شد. در اواخر دهه 1980 توافق شد که با توجه به تحولات انجام شده قوانین نیز تا حدی مطابق با این مسئله بازسازی شود. این تغییرات مختصر با شعار «برای بهتر شدن بازی» و به جهت توجه دوباره به بازی هجومی انجام شد.
اوین تغییر در سال 1990 و در مورد قانون آفساید بود که مزیت آن به تیم مهاجم داده شد. بنابر آن اگر مهاجم با مدافع آخر در یک خط قرار گرفته باشد و پاس ارسال شود، آفساید محسوب نمی‌شود. در همان سال برای «خطای حرفه‌ای» یعنی خطا کردن برای از بین بردن موقعیت گلزنی حریف، مجازات اخراج در نظر گرفته شد. با این همه در جام جهانی 1990 احساس شد که در مورد مسائل تاکتیکی باید تمهیدات بیشتری در نظر گرفته شود. دو سال بعد IFAB (بورد بین‌المللی)،‌ استفاده از دست را برای دروازه‌بانها هنگام پاسهای رو به عقب ممنوع کرد. این قانون در ابتدا با ابهامات و تردیدهایی همراه بود ولی در دراز مدت به عنوان یک حرکت مثبت‌ای سوی قانون‌گذاران شناخته شد و یک مهار قابل توجه برای مقابله با بازی منفی به شمار آمد. در سال 98 داوران اجازه پیدا کردند که در برابر فریبکاری و تمارض بازیکنان از کارت زرد استفاده کنند و تکل‌های خشن از پشت مستحق کارت قرمز شناخته شد.
حال با توجه به اینکه فوتبال رفته رفته وارد دوره جدیدی می‌شود، بورد بین‌المللی با تصویب قوانین تازه‌ای که مهمترین آنها حذف گل طلایی و نقره‌ای و استفاده از چمن مصنوعی به صورت قانونی بوده است، تلاش دوباره‌ای را آغاز کرد، تا در قرن 21 فوتبال همچنان همان ورزش محسوب و مردمی باقی بماند.
 درقسمت های بعد قوانین داوری را کامل می ذارم برای علاقه مندان
http://parssport.irمبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386  |
 اسطوره ها1(پله)

پله
  (برزیل)
 

 بیست و سوم اکتبر 1940 تولد:
 ترس کوراکوس - برزیل محل تولد:
 سانتوس ، نیویورک کاسموس باشگاهها:
 برترین ورزشکار قرن بیستم به انتخاب کمیته بین المللی المپیک ، برترین فوتبالیست قرن بیستم، قهرمان جام جهانی 1958، 1962 و 1970، بهترین بازیکن جام جهانی 1970، مرد سال فوتبال آمریکای جنوبی 1973، قهرمان جام بین قاره ای با سانتوس 1962 و 1963، رکورددار گلزنی در بازی های رسمی با 1281 گل مهمترین افتخارات:
92 بازی، 77 گل تیم ملی برزیل:
 چهار دوره (1958، 1962، 1966 و 1970) - 14 بازی، 12 گل حضور در جام جهانی:

"من متولد شدم برای فوتبال همان طور که بتهوون برای موسیقی متولد شد." بی تردید این جمله ای برازنده برای برترین فوتبالیست تاریخ است. بازیکنی که تمام قله های افتخار را در این ورزش فتح کرد و نقشی فراوان در عالم گیر کردن آن به عنوان ورزشی زیبا و هیجان انگیز داشت.
ادسون آرانتس دوناسیمنتو ملقب به پله در اکتبر 1940 در ترس کوراکوس کشوربرزیل متولد شد. پدرش یک فوتبالیست آماتور بود و ادسون کوچک در یازده سالگی توسط والد ماردی برتو یکی از مربیان استعدادیاب برزیل کشف شد. در 15 سالگی به باشگاه سانتوس پیوست و در سپتامبر 1956 نخستین بازی خود را مقابل کورینتیانس به انجام رساند و اولین گل خود را در دروازه این تیم جای داد. در سال 1957 در لیگ ایالت سائوپائولو با تیم سانتوس به مقام دوم رسید و با 36 گل زده آقای گل شد تا صاحب پیراهن شماره 10 برزیل در جام جهانی 1958 سوئد شود جایی که او را به عنوان یک نابغه به جهانیان شناسانده شد. مثلث طلایی پله، واوا و منه گارینشا تیم ها را مقهور هنر فوتبال برزیل کرد و در بازی سوم برزیل در جام در برابر شوروی پای پله 17 ساله به گل زنی باز شد. پس از پیروزی بر فرانسه قدرتمند در نیمه نهایی، دیدار فینال با درخشش فوق العاده پله در برابر سوئد با نتیجه 5-2 به سود برزیل به پایان رسید تا این تیم برای نخستین بار فاتح جام جهانی شود.
چهار سال بعد در شیلی، پله در نخستین دیدار آسیب دید تا از روی نیمکت شاهد درخشش هم تیمی هایش و قهرمانی دوباره برزیل باشد. در همین سال او به همراه سانتوس قهرمان برزیل، جام لیبرتادورس و فاتح جام بین قاره ای شد، عناوینی که در سال بعد هم با گلزنی های او برای سانتوس تکرار گردید.
در جام جهانی 1966 پله آسیب دید و تیم برزیل هم از دور مسابقات حذف شد تا چهار سال بعد در مکزیک تلاشی دوباره برای فتح جام جهانی توسط برزیلی ها شکل گیرد. تیم های برزیل، ایتالیا و اروگوئه هر کدام دو بار قهرمان جام جهانی شده بودند و هر کدام که قهرمان جام جهانی 1970 می شدند طبق توافق اولیه فیفا فاتح همیشگی جام ژوله ریمه می شدند.
برزیل با حضور پله، کارلوس آلبرتو، توستائو، جرزینهو، ریوه لینو و ... پس از غلبه بر انگلیس مدافع عنوان قهرمانی شکست ناپذیر می نمود و ایتالیا هم موفق شد با درخشش ریوا، سینا، ماتزولا و فاکتی تا نیمه نهایی پیش رود. در این مرحله برزیل اروگوئه را خرد کرد و ایتالیا در ماراتنی نفس گیر آلمان غربی را مغلوب نمود. در دیدار پایانی، پله با ضربه سری دیدنی گل اول برزیل را زد و با هنرمندی تمام کنترل میانه میدان را در دست گرفت تا پایه گذار پیروزی تاریخی 4-1 تیمش بر ایتالیا و تصاحب همیشگی جام ژوله ریمه شود.
پس از 17 سال حضور در سانتوس، پله در سال 1975 راهی نیویورک شد و سه فصل در تیم کاسموس بازی کرد و در طی 64 دیدار برای این تیم 37 گل هم به ثمر رساند.
در پایان قرن بیستم، چهره افسانه ای فوتبال برزیل عنوان بهترین فوتبالیست و بهترین ورزشکار قرن را تصاحب نمود.دوران پرشکوه بازیکنی که زمین سبزتابه حال به خود ندیده است در کاسموس به پایان رسید.وی مدتی هم به عنوان وزیر ورزش کشور برزیل در خدمت مردم فقیر کشورش بور.http://parssport.irمنبع

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه سیزدهم آذر 1386  |
 تاریخچه ورزش فوتبال
از امروز هر چند روز تاریخچه ای از ورزش فوتبال رو می ذارم اما امروز تاریخچه خود ورزش فوتبال رو می ذارم و در اینده اسطوره ها.جام جهانی و...

تاریخچه فوتبال
 

واژه فوتبال ترکیبی از دو جزء (پا foot) و (توپ ball) می باشد. دو تیم یازده نفر در یک زمین با اندازه های معین، درصدد رساندن توپ به دروازه مقابل اند و هیچ یک از افراد، جز دروازه بانها حق استفاده از دست را ندارند. فوتبالی که امروزه شاهد آن هستیم تاریخی چند هزار ساله دارد. چین، یونان، مصر و روم باستان زادگاه های اولیه فوتبال بوده اند. تحقیقات نشان می دهد که ملل مختلف هزاران سال قبل از میلاد بازیهای  شبیه فوتبال داشته اند. کشیشی به نام اشپانوت از اهالی آلمان، پژوهشهایی درباره فوتبال به عمل آورده است. او می گوید: « طبق نوشته های هومر -نویسنده و شاعر یونانی- در قاره گمشده آتلانتیس، ورزشگاه عظیمی بوده که تماشاگران زیادی جهت تماشای توپ گرد در آن جمع می شدند.»


فوتبال در چین باستان

تحقیقات باستان شناسان نشان می دهد که بین سالهای 200 تا 220 قبل از میلاد، هوانگ تین، امپراتور چین مبتکر بازی «تی-سو-چو» (T-So-Cho) بوده است. تی-سو در زبان چینی همان لگد زدن و با پا زدن است و چو، به معنی توپ می باشد. وی، تی-سو-چو را به این منظور ابداع کرد که سربازانش با هم مبارزه کنند و به رقابت بپردازند. پس از چندی این بازی از محدوده سربازخانه ها به میان مردم راه یافت. چو یا همان توپی که در آن زمان مورد استفاده قرار می گرفت، هشت تکه ای و از جنس چرم بود. این چرم را به هم می دوختند و درون آن را از پر، پشم و یا پنبه پر می کردند. بازی تی-سو-چو با فوتبال امروزی وجوه اشتراک فراوانی داشته است. دروازه ها از پایه هایی از جنس چوب بامبو تشکیل می شد که بلندی آن به حدود 5 متر می رسید. این دروازه ها، دقیقاً بسان دروازه های امروزی بازی فوتبال، با تور پوشش داده می شد و جالب تر آن که نوشتارهای بدست آمده، حاکی از آن است که استفاده از شکم، سر، پا و سینه برای حمل توپ، مجاز ولی استفاده از دست، غیرمجاز بوده است. البته در پایان بازی تی-سو-چو، برنده بی نصیب از جایزه و بازنده بی بهره از مجازات نبود. جایزه برندگان، تنها کف زدن و هورا کشیدن بود، اما گروه بازنده باید بی دفاع در جای خود می ایستادند و کتک می خوردند.


فوتبال در ژاپن

در سال 587 میلادی، فوتبال از چین به ژاپن راه یافت و این حرکت با تحولات جدید و تکامل نسبی همراه بود. «کوماری» واژه ای است که ژاپنی ها به فوتبال اطلاق می کردند. در کتیبه های بدست آمده از آن دوران، فوتبال، عملی مذهبی و جزو آداب دینی شمرده می شده است. طبق اسناد معتبر، امپراتور وقت ژاپن، تنیشی-تنو که در سالهای 617 تا 621 سلطنت می کرد، علاقه فراوانی به این آئین داشت، چون خودش در زمان ولیعهدی، از بازیکنان زبده کوماری بود. به محض آنکه تنیشی-تنو به بازی فوتبال مبادرت ورزید، آئین ژاپنی سین توئیزم که برای امپراتورها شرف خدایی بود، کوماری را از ارج و قرب بالایی برخوردار کرد.
    هر ساله در فصل پائیز، تشریفات و مراسمی به مناسبت بازی کوماری برگزار می شد.  قبل از مراسم، توپ را برای تبرک نزد روحانی اعظم می بردند و او با خواندن دعا از درگاه خدایان برای سرزمین آفتاب، آرامش و برکت آرزو می کرد. سپس نجیب زادگان و بزرگان با لباسهای فاخر، در گوشه هایی از میدان مستقر می شدند. میدان بازی به شکل مربع بود و در هر گوشه میدان، درختی کاشته شده بود: کاج در شمال غربی، سرو در جنوب غربی، بید در جنوب شرقی و آلبالو در شمال شرقی. توپ 24 سانتی متر قطر داشت و زمان بازی در هر نیمه، حدود بیست دقیقه بود. کوماری در ژاپن برخلاف تی-سو-چو در چین، یک بازی اشرافی، آرام و بدون خشونت و برخورد بود. اگر بازیکن، کوچکترین حرکت خشنی  از خود نشان می داد، از بازی اخراج می شد. کافی بود بازیکنی به بازیکن دیگر تنه بزند تا فوراً از زمین اخراج شود، البته اگر حریف، طرف مقابل را می بخشید، بازیکن در زمین می ماند و اخراج نمی شد. سالها بعد در اوایل قرن دهم میلادی، فوتبال از حالت اشرافیت خارج و همگانی شد.


فوتبال در روم و یونا

رومی ها نوعی بازی به نام "Harp Stum" (هارپ استوم) داشتند که در آن، دو گروه در دو سوی زمین قرار می گرفتند و زمین هر تیمی با خط کشی معین شده بود. برای بازی، از نوعی توپ استفاده می شد که رویه ای چرمی داشت. میان دو زمین، فاصله ای وجود داشت که با دوخط دیگر تعیین شده بود و بازی در میان این فاصله انجام می شد و هر تیم باید توپ را از خط مرزی عبور داده و به زمین حریف برده و تا به انتهای آن می رساند. در مرز هر زمین، همه می توانستند توپ را روی هوا با دست مانند دروازه بان امروزی بگیرند و مانع از ورود توپ به زمین خود شوند. این بازی در روم، بازی خاص سربازان بود و هر تیم فرمانده خود را به عنوان مربی انتخاب می کرد. در این بازی هل دادن، گلاویز شدن و کشیدن حریف امری عادی به شمار می رفت. در هر تیم، یازده بازیکن حضور داشتند که در سه خط دفاع، میانی و حمله قرار می گرفتند. بعدها دو خط میانی که منطقه مرزی را مشخص می کرد، از میان رفته و تنها یک خط، نیمه زمین را معین می کرد. این بازی تا به آنجا در میان سربازان ومردم رواج یافت که شکل قانونی به خود گرفت و هر سرباز رومی می بایست در آن شرکت می کرد. هنگامی که سربازان ژولیوس سزار، در قرن سوم به بریتانیا پا نهادند، باعث گسترش بازی در آنجا نیز شدند. پس از خروج سربازهای روم در سال 217 بعد از میلاد از ولز، بازی یی به نام «تراک» در آنجا شکل گرفت که منشاء اولیه بازی فوتبال در انگلستان بود.
    در یونان هم بازی یی به نام «اسفروناشیا» که بسیارشبیه هارپ استوم بود، انجام می شد. افلاطون در مورد این بازی می گوید: «اسفروناشیا، سودمندترین تمرین نظامی است که یک سرباز را می سازد.»


سیر تکوینی فوتبال

از قرنهای اولیه پس از میلاد تا قرن هجدهم میلادی، ورزش فوتبال به شکل قانونی و غیرقانونی به اشکال مختلفی در کشورهای گوناگون انجام گرفت. بازی دسته جمعی با توپ، هرچند در دوره هایی توأم با خشونت بود و گاه به تعطیلی آن در برخی کشورها انجامید؛ ولی علاقه مردم به آن کم نگردید. در سالهای 1130 تا 1180، بازی فوتبال با نام «لاسول» در فرانسه رایج شد و در میان شاهان فرانسه، لوئی هفتم که از 1140 تا 1173 فرمانروایی نمود؛ به گسترش این ورزش همت گمارد. او جوانان بسیاری را به این ورزش تشویق نمود و تیمهای فراوانی را بوجود آورد. در طی سالیان پس از آن، این بازی خشن که گاهی با مرگ بازیکنان هم همراه بود، توسط بریتانیایی ها شامل قوانین و مقرراتی گردید. در حقیقت، منشاء فوتبال امروزی، مناطقی از بریتانیا بوده است که برای این بازی قوانینی وضع نمودند و تلاش کردند ضمن کاستن خشونت از آن، جاذبه های آن را افزایش دهند.
    در سال 1681، در لندن بازی فوتبال با قوانین و مقررات خاصی دنبال می شد و حتی مسابقاتی هم در حضور پادشاه انگلستان برگزار گردید. تا سال 1832، بازی یی که به عنوان فوتبال در سراسر انگلستان رواج داشت، هیچ محدودیتی در استفاده از سر و پا و دست برای آن در نظر گرفته نشده بود و بیشتر شبیه راگبی امروزی بود. اما از این سال به بعد، فوتبال به سمت جدایی از راگبی پیش رفت و درنهایت در سال 1841، مقرر گردید که فوتبال بازی یی با پا و راگبی با دست و پا باشد. در نیمه دوم سال 1846، شاگردان سابق مدرسه «شرزبوری واتون» که دانشجویان دانشگاه کمبریج شده بودند، نخستین باشگاه فوتبال را تأسیس کردند و دو سال بعد، نخستین قوانین فوتبال را با همکاری سایر تیمهای دانشگاهی بنیان نهادند.
    درسال 1862، باشگاه فاتس کانتی در شهر ناتینگهام تأسیس شد که به عنوان قدیمی ترین باشگاه فوتبال در لیگ باشگاههای انگلیس، هنوز هم حضور دارد و امروزه با نام «ناتینگهام فارست» شناخته می شود.
    جام انگلیس (
FACup)، قدیمی ترین مسابقات فوتبال جهان است که در سال 1871 پایه ریزی شده است. در روز بیستم جولای 1871، هفت عضو اتحادیه فوتبال انگلیس به دفتر مجله « اسپورت من» وارد شدند که یک هفته نامه ورزشی بود و به دبیرآن پیشنهاد نمودند تا اعلامیه مسابقات فوتبال میان باشگاههای لندن را منتشر کند و مسئولیت آن را برعهده گیرد. براساس این اعلامیه، هر تیمی با یک شکست حذف می شد و هر تیمی که خواهان شرکت بود، باید «یک گنی» (واحد پول انگلستان در آن زمان که اندکی بیشتر از یک پوند بود) می پرداخت. این مسابقات به سرعت شکل گرفت و فاتح آن، تیم فوتبال واندرز لندن بود که با نتیجه یک بر صفر، تیم سلطنتی مهندسان را شکست داد.
    نخستین مسابقه بین المللی فوتبال، در روز شنبه 30 نوامبر 1872 بین دو تیم انگلیس و اسکاتلند در گلاسکو برگزار شد که با نتیجه بدون گل به پایان رسید.منبعhttp://parssport.ir

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه سیزدهم آذر 1386  |
 کاکا بهترین بازیکن اروپا شد.
ریکاردو کاکا هافبک برزیلی میلان که سال پیش با این تیم قهرمان اروپا شد به عنوان بهترین بازیکن اروپا توپ طلای این قاره را از مجله معتبر فرانتس فوتبال دریافت کرد. به همین بهانه ما هم تاریخچه کامل کسانی که این عنوان راتا به حال کسب کرده اند را می نویسیم.

مردان سال فوتبال اروپا


1956- استنلی ماتیوس (بلاکپول - انگلستان)
1957- آلفردو دی استفانو (رئال مادرید - اسپانیا)
1958- ریموند کوپا (رئال مادرید - فرانسه)
1959- آلفردو دی استفانو (رئال مادرید - اسپانیا)
1960- لوییس سوارز (بارسلونا - اسپانیا)
1961- عمر سیوری (یوونتوس - آرژانتین)
1962- ژوزف ماساپوست (دوکلاپراگ - چکسلواکی)
1963- لو یاشین (لوکوموتیو مسکو - شوروی)
1964- دنیس لاو (منچستر یونایتد - اسکاتلند)
1965- اوزه بیو (بنفیکا - پرتقال)
1966- بابی چارلتون (منچستریونایتد - انگلستان)
1967- فلوریان آلبرت (فرانس واروش - مجارستان)
1968- جورج بست (منچستریونایتد - ایرلند شمالی)
1969- جیانی ریورا (میلان - ایتالیا)
1970- گرد مولر (بایرن مونیخ - آلمان)
1971- یوهان کرایف (آژاکس - هلند)
1972- فرانس بکن باوئر (بایرن مونیخ - آلمان)
1973- یوهان کرایف (آژاکس - هلند)
1974- یوهان کرایف (آژاکس - هلند)
1975- اولگ بلوخین (دیناموکیف -شوروی)
1976- فرانس بکن باوئر (بایرن مونیخ - آلمان)
1977- آلن سیمونسن (مونشن گلادباخ - دانمارک)
1978- کوین کیگان (هامبورگ - انگلستان)
1979- کوین کیگان (هامبورگ - انگلستان)
1980- کارل هاینزرومنیگه (بایرن مونیخ - آلمان)
1981- کارل هاینزرومنیگه (بایرن مونیخ - آلمان)
1982- پائولو روسی (یوونتوس - ایتالیا)
1983- میشل پلاتینی (یوونتوس - فرانسه)
1984- میشل پلاتینی (یوونتوس - فرانسه)
1985- میشل پلاتینی (یوونتوس - فرانسه)
1986- ایگور بلانوف (دیناموکیف - شوروی)
1987- رود گولیت (میلان - هلند)
1988- مارکو فان باستن(میلان - هلند)
1989- مارکو فان باستن(میلان - هلند)
1990- لوتار ماتئوس (اینتر - آلمان)
1991- ژان پی یر پاپن (المپیک مارسی - فرانسه)
1992- مارکو فان باستن(میلان - هلند)
1993- روبرتو باجو (یوونتوس - ایتالیا)
1994- هریستو استویچکوف (بارسلونا - بلغارستان)
1995- ژرژوه آ (میلان - لیبریا)
1996- ماتیاس سامر (بوروسیا دورتموند - آلمان)
1997- رونالدو (اینتر - برزیل)
1998- زین الدین زیدان (یوونتوس - فرانسه)
1999- ریوالدو (بارسلونا - برزیل)
2000- لوییس فیگو (رئال مادرید - پرتقال)
2001- مایکل اوون (لیورپول - انگلستان)
2002- رونالدو (رئال مادرید - برزیل)
2003- پاول ندود (یوونتوس - جمهوری چک)
2004- آندری شوچنکو (میلان - اوکراین)
2005- رونالدینیو (بارسلونا - برزیل)
2006- فابیو کاناوارو (رئال مادرید - ایتالیا)
 http://parssport.irمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه دوازدهم آذر 1386  |
 گروه بندی جام ملتهای اروپا اعلام شد.

گروه اول:
سوييس
چك
پرتغال
تركيه

گروه دوم:
اتريش
كرواسي
آلمان
لهستان

گروه سوم:
هلند
ايتاليا
روماني
فرانسه

گروه چهارم:
يونان
سوئد
اسپانيا
روسيه

يوآخيم لوو، سرمربي تيم ملي فوتبال آلمان پس از برگزاري مراسم قرعه‌کشي و تعيين شدن گروه‌هاي دور نهايي اظهار كرد: خوشحالم که در گروه C قرار نداريم و به اين ترتيب با تيم‌هاي ايتاليا و فرانسه و هلند هم‌گروه نيستيم. در مجموع بايد بگويم که سه گروه ديگر نه دشوار هستند و نه آسان. در گروه ما بايد توجه داشته باشيم که کرواسي در دور مقدماتي، انگليس را حذف کرد. تيم ملي فوتبال لهستان نيز در دور اول مسابقات جام جهاني با ما هم‌گروه بود و به ياد بياوريم که پيروزي ما بر لهستان آنقدرها هم راحت نبود. طبيعي ‌است که پيکار ما با اتريش، يکي از ميزبان بازي ها نيز از اهميت و ويژگي خاصي برخوردار است.

سلاوان بيليچ، سرمربي تيم ملي فوتبال کرواسي نيز در ارتباط با گروه تيمش خاطرنشان ساخت: ما آلمان را تيمي بسيار پرتوان مي‌دانيم، اما تيم ما هم از کيفيت بسيار بالايي برخواردار است و قابليت آن را دارد که در مقابل هر تيمي از اروپا بازي خوبي از خود ارائه دهد.

يوزف هيکرزبرگر، سرمربي تيم ملي فوتبال اتريش نيز ضمن ابراز رضايت از گروهي که تيم ملي فوتبال اين کشور در آن قرار گرفته، گفت: ما اميدواريم که اتريش در سال آينده شاهد همان شور و هيجاني باشد که آلمان در سال گذشته در طي مسابقات جام جهاني فوتبال آن را تجربه کرد.

لئو بنهاکر، سرمربي ملي‌پوشان لهستان نيز اظهاركرد: براي ما افتخار بزرگي است که در مقابل تيم ميزبان به ميدان برويم، چرا که هميشه جو و فضاي خاصي بر استاديوم حاکم است. آلمان، در يکي از بهترين تيم‌هاي فوتبال در جهان محسوب مي‌شود و کرواسي هم در دور مقدماتي بازي‌هاي فوق‌العاده‌اي از خود نشان داد. طبيعتا پيکار با اين تيم‌ها چالشي بزرگ است اما، ما لهستاني‌ها عاشق تکاليف پيچيده و چالش هستيم.

دويچه‌وله نوشت: همانطور که در پيش اشاره شد، گروه C که در آن ايتاليا، فرانسه، هلند و روماني قرار دارند، سخت‌ترين گروه اين مسابقات محسوب مي‌شود و جاي تعجب نيست که صاحب‌نظران اين گروه را گروه مرگ نام گذاشته‌اند. جالب توجه آنکه تيم‌هاي ملي فوتبال فرانسه و ايتاليا در دور مقدماتي جام ملت‌هاي اروپا نيز هم‌گروه بودند و در لحظات آخر توانستند بليت ورود به دور نهايي را کسب کنند.

روبرتو دونادوني، سرمربي تيم ملي فوتبال ايتاليا پس از قرعه‌کشي گفت: حضور در رقابت‌هاي جام ملت‌هاي اروپا هيچگاه ساده نيست. ما نمي‌توانيم حريفانمان را خود انتخاب کنيم و به همين خاطر هم بايد قرعه‌اي را که به نام ما افتاده، بپذيريم.

مارکو فان باستن، سرمربي تيم ملي فوتبال هلند که چندان از حاصل قرعه‌کشي راضي نبود، اظهار داشت: ما در گروه سختي قرار داريم، هر چه باشد، دو فيناليست جام جهاني 2006 با ما هم‌گروه هستند و تيم‌هايي محسوب مي‌شوند که از تجربه زيادي برخوردارند.

در حالي‌که که نارضايتي سرمربيان ملي‌پوشان ايتاليا و هلند از نتيجه قرعه‌کشي به وضوح مشخص بود، ژان پيئر اسکالت، رييس فدراسيون فوتبال فرانسه خاطرنشان كرد: درست است که همه از گروه مرگ سخن مي‌گويند اما، فراموش نکنيم که ساير تيم‌ها نيز با انگيزه و انتظارات بالا قدم به ميدان مسابقات مي‌گذارند. به همين خاطر فرقي نمي‌کند که ما به مصاف چه حريفي مي‌رويم.
http://www.uefa.irمنبع

برنامه كامل اين مسابقات به شرح زير است:

* گروه نخست:
شنبه 17 خرداد87:
سوئيس- چك
پرتغال- تركيه

چهارشنبه 21 خرداد 87:
جمهوري چك- پرتغال
سوئيس- تركيه

يكشنبه 25خرداد 87:
سوئيس- پرتغال
تركيه- چك

* گروه دوم:
يكشنبه 18 خرداد 87 :
اتريش- كرواسي
آلمان- لهستان

پنجشنبه 22 خرداد 87:
كرواسي- آلمان
اتريش- كرواسي

دوشنبه 26 خرداد 87:
اتريش- آلمان
لهستان- كرواسي

* گروه سوم:
دوشنبه 19 خرداد 87:
روماني- فرانسه
هلند- ايتاليا

جمعه 23 خرداد 87:
ايتاليا- روماني
هلند- فرانسه

سه شنبه 27 خرداد 87:
هلند- روماني
فرانسه - ايتاليا

گروه چهارم:
سه شنبه 20 خرداد:
اسپانيا- روسيه
يونان- سوئد

شنبه 24 خرداد 87:
سوئد- اسپانيا
يونان- روسيه

چهارشنبه 28 خرداد 87:
يونان- اسپانيا
روسيه- سوئد
منبع خبرگزاری فارس

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه دوازدهم آذر 1386  |
 تاریخچه جام حذفی ایران
مسابقه های جام حذفی باشگاه های ایران

مسابقات فوتبال جام حذفی باشگاههای ایران برای نخستین بار از اواخر سال 1355 آغاز شد و تكلیف قهرمانی آن به سال 1356 كشیده شد و در نهایت ملوان انزلی به قهرمانی رسید. از آن زمان تاكنون هفده دوره از این مسابقات برگزار شده است كه استقلال تهران با كسب 4 عنوان قهرمانی پرافتخارترین تیم است.

سال برگزاری قهرمان نایب قهرمان
اولین دوره 1356 ملوان انزلی تراكتورسازی تبریز
دومین دوره 1357 استقلال تهران هما تهران
سومین دوره 1365 ملوان انزلی خیبر خرم آباد
چهارمین دوره 1366 پرسپولیس تهران ملوان انزلی
پنجمین دوره 1367 شاهین اهواز ملوان انزلی
ششمین دوره 1369 ملوان انزلی استقلال تهران
هفتمین دوره 1370 پرسپولیس تهران ملوان انزلی
هشتمین دوره 1372 سایپا تهران جنوب اهواز
نهمین دوره 1373 بهمن تهران تراكتور سازی تبریز
دهمین دوره 1374 استقلال تهران برق شیراز
یازدهمین دوره 1375 برق شیراز بهمن تهران
دوازدهمین دوره 1377 پرسپولیس تهران استقلال تهران
سیزدهمین دوره 1378 استقلال تهران بهمن تهران
چهاردهمین دوره 1379 فجرسپاسی شیراز ذوب آهن اصفهان
پانزدهمین دوره 1380 استقلال تهران فجر سپاسی شیراز
شانزدهمین دوره 1381 ذوب آهن اصفهان فجر سپاسی شیراز
هفدهمین دوره 83-1382 سپاهان اصفهان استقلال تهران
هجدهمین دوره 84-1383 صبا باتری ابومسلم خراسان
نوزدهمین دوره 85-1384 سپاهان اصفهان پرسپولیس تهران
بیستمین دوره 86-1385 سپاهان اصفهان صبا باتری
 http://www.parssport.irمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه یازدهم آذر 1386  |
 تاریخچه کامل لیگ برتر فوتبال ایران

مسابقات قهرمانی لیگ باشگاههای فوتبال ایران
 

فدراسیون فوتبال ایران در سال 1325 تأسیس گردید، ولی 14 سال طول کشید تا برای اولین بار مسابقات باشگاههای کشور برگزار گردد. اولین دوره این مسابقات در سال 1339 با تلاش تیمسار مکری، رئیس فدراسیون وقت برگزار شد. بنابر تصمیم فدراسیون در 6 منطقه ایران مسابقاتی به صورت مقدماتی برگزار شد و سپس 6 تیم برتر از 6 منطقه در رقابت‌های نهایی حضور یافتند و در نهایت تیم جم (شاهین) آبادان با 10 امتیاز از 5 مسابقه قهرمان ایران شد. با کنار رفتن مکری، مسابقات لیگ نیز به فرامیوشی سپرده شد و تا سال 1346 دیدارها به صورت منتخب استانها انجام می‌پذیرفت . در هیمن سال، یک دوره مسابقات شبیه به لیگ در کرمان انجام شد که پاس تهران عنوان قهرمانی را از آن خود کرد. از سال 1347 که مکری برای بار دوم رئیس فدراسیون فوتبال شد،‌فوتبال قهرمانی ایران دوباره شکل گرفت که در نهایت در این رقابت‌ها تیم پاس تهران به لطف پیروزی بر ملوان انزلی در تهران و توقف حریف در انزلی با بیشترین امتیاز برای دومین سال پیاپی قهرمان شد. در سال 1349 مسابقات شکل واقعی‌تری به خود گرفت. در این سال کشور به چهار منطقه تقسیم شد و 20 تیم با هم پیکار نمودند که در نهایت تیم‌های اول و دوم هر گروه به دور نهایی راه یافتند و  در پایان تیم تاج تهران با غلبه بر پاس تهران به مقام قهرمانی رسید، تا اینکه در سال 1352 اولین دوره مسابقات باشگهاههای ایران تحت عنوان جام تخت جمشید با حضور 12 تیم در روز جمعه 15 تیرماه آغاز گردید. مسابقات جام تخت جمشید به این شکل تا سال 1357 انجام شد که در این سال با پیروزی انقلاب اسلامی نیمه تمام رها شد. پس از پیروزی انقلاب، نخستنین دوره مسابقات لیگ در فصل 69-68 با عنوان لیگ سراسری قدس برگزار گردید که طی آن 22 تیم در دو گروه مقدماتی رقابت کردند و تیم های اول و دوم هر گروه به دور نیمه‌نهایی راه یافتند و در نهایت استقلال تهران با برتری مقابل تیم پرسپولیس به مقام قهرمانی رسید. مسابقات لیگ تا سال 1380 با عنوان جام آزادگان البته به شکلی نامرتب و بی‌نظم برگزار شد ولی از این سال به بعد مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران راه‌اندازی شد که تاکنون شش دوره از آن برگزار شده است.

جام باشگاههای ایران

سال (فصل) قهرمان نایب قهرمان سوم
1339 شاهین آبادان سپه تهران فرهنگ قزوین
1349 استقلال  پاس پرسپولیس
1350 پرسپولیس پاس  استقلال
1352 پرسپولیس استقلال پاس
1353 استقلال پرسپولیس هما تهران
1354 پرسپولیس هما تهران پاس
1355 پاس پرسپولیس شهباز تهران
1356 پاس پرسپولیس ملوان انزلی
1368 استقلال پرسپولیس ملوان انزلی - دارایی تهران
1370 پاس استقلال پرسپولیس
1371 پاس پرسپولیس تراکتورسازی تبریز- کشاورز
1372 سایپا پرسپولیس جنوب اهواز
1373 سایپا استقلال پرسپولیس- کشاورز
1374 پرسپولیس بهمن کرج استقلال
1375 پرسپولیس بهمن کرج سپاهان اصفهان
1376 استقلال پاس ذوب‌‌آهن اصفهان
1377 پرسپولیس استقلال سپاهان اصفهان
79-1378 پرسپولیس استقلال فجر سپاسی شیراز
80-1379 استقلال پرسپولیس سایپا
81-1380 پرسپولیس استقلال فولاد خوزستان
82-1381 سپاهان اصفهان پاس پرسپولیس
83-1382 پاس استقلال فولاد خوزستان
84-1383 فولاد خوزستان ذوب‌آهن اصفهان استقلال
85-1384 استقلال پاس سایپا
86-1385 سایپا استقلال اهواز پرسپولیس

رکوردهای قهرمانی

8 بار: پرسپولیس تهران
6 بار: استقلال تهران
5 بار: پاس تهران
3 بار: سایپا کرج
1 بار: شاهین آبادان - سپاهان اصفهان - فولاد خوزستان
http://www.parssport.irمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه یازدهم آذر 1386  |
 تاریخچه کامل جام باشگاه های اروپا

جام باشگاه های اروپا
 

مسابقات جام باشگاه های اروپا یا لیگ قهرمانان اروپا از سال 1955 (فصل 56-1955) به طور منظم هر ساله در قاره سبز برگزار شده است. این رقابت ها تا اوایل دهه ی 90 تنها با حضور قهرمانان لیگ های اروپایی برگزار می شد ولی به منظور گسترش این جام در حال حاضر برای هر یک از کشورها بر حسب امتیازدهی یوفا سهمیه ای در این جام درنظر گرفته شده است. باشگاه رئال مادرید با کسب 9 مقام قهرمانی پرافتخارترین تیم و فرانسیسکو پاکوجنتو کاپیتان رئال مادرید در دهه 50 و 60 با کسب 6 جام پرافتخارترین بازیکن تاریخ این رقابت ها هستند.

جام باشگاه های اروپا از آغاز تا امروز

فصل قهرمان   نایب قهرمان   نتیجه دیدار پایانی
56-1955 رئال مادرید اسپانیا استاد ریمس فرانسه 4-3
57-1956 رئال مادرید اسپانیا فیورنتینا ایتالیا 2-0
58-1957 رئال مادرید اسپانیا میلان ایتالیا 3-2
59-1958 رئال مادرید اسپانیا استاد دریمس فرانسه 2-0
60-1959 رئال مادرید اسپانیا اینتراخت فرانکفورت آلمان غربی 7-3
61-1960 بنفیکا لیسبون پرتقال بارسلونا اسپانیا 3-2
62-1961 بنفیکا لیسبون پرتقال رئال مادرید اسپانیا 5-3
63-1962 میلان ایتالیا بنفیکا لیسبون پرتقال 2-1
64-1963 اینتر ایتالیا رئال مادرید اسپانیا 3-1
65-1964 اینتر ایتالیا بنفیکا لیسبون پرتقال 1-0
66-1965 رئال مادرید اسپانیا پارتیزان بلگراد یوگسلاوی 2-1
67-1966 سلتیک گلاسگو اسکاتلند اینتر ایتالیا 2-1
68-1967 منچستریونایتد انگلیس بنفیکا لیسبون پرتقال 4-1
69-1968 میلان ایتالیا آژاکس هلند 4-1
70-1969 فاینورد هلند سلتیک گلاسگو اسکاتلند 2-1
71-1970 آژاکس هلند پاناتینایکوس یونان 2-0
72-1971 آژاکس هلند اینتر ایتالیا 2-0
73-1972 آژاکس هلند یوونتوس ایتالیا 1-0
74-1973 بایرن مونیخ آلمان غربی اتلتیکو مادرید اسپانیا 1-1 (4-0)
75-1974 بایرن مونیخ آلمان غربی لیدز یونایتد انگلیس 2-0
76-1975 بایرن مونیخ آلمان غربی سنت اتیین فرانسه 1-0
77-1976 لیورپول انگلیس بوروسیا مونشن گلادباخ آلمان غربی 3-1
78-1977 لیورپول انگلیس بروژ کلاب بلژیک 1-0
79-1978 ناتینگهام فارست انگلیس مالمو سوئد 1-0
80-1979 ناتینگهام فارست انگلیس هامبورگ آلمان غربی 1-0
81-1980 لیورپول انگلیس رئال مادرید اسپانیا 1-0
82-1981 آستون ویلا انگلیس بایرن مونیخ آلمان غربی 1-0
83-1982 هامبورگ آلمان غربی یوونتوس ایتالیا 1-0
84-1983 لیورپول انگلیس آ. اس. رم ایتالیا 1-1 (4-2 پنالتی)
85-1984 یوونتوس ایتالیا لیورپول انگلیس 1-0
86-1985 استه وا بخارست رومانی بارسلونا اسپانیا 0-0 (2-0 پنالتی)
87-1986 پورتو پرتقال بایرن مونیخ آلمان غربی 2-1
88-1987 آیندهوون هلند بنفیکا لیسبون پرتقال 0-0 (6-5 پنالتی)
89-1988 میلان ایتالیا استه وا بخارست رومانی 4-0
90-1989 میلان ایتالیا بنفیکا لیسبون پرتقال 1-0
91-1990 ستاره سرخ بلگراد یوگسلاوی المپیک مارسی فرانسه 0-0 (5-3 پنالتی)
92-1991 بارسلونا اسپانیا سامپدوریا ایتالیا 1-0
93-1992 المپیک مارسی فرانسه میلان ایتالیا 1-0
94-1993 میلان ایتالیا بارسلونا اسپانیا 4-0
95-1994 آژاکس هلند میلان ایتالیا 1-0
96-1995 یوونتوس ایتالیا آژاکس هلند 1-1 (4-2 پنالتی)
97-1996 بوروسیا دورتموند آلمان یوونتوس ایتالیا 3-1
98-1997 رئال مادرید اسپانیا یوونتوس ایتالیا 1-0
99-1998 منچستریونایتد انگلیس بایرن مونیخ آلمان 2-1
2000-1999 رئال مادرید اسپانیا والنسیا اسپانیا 3-0
01-2000 بایرن مونیخ آلمان والنسیا اسپانیا 1-1 (5-4 پنالتی)
02-2001 رئال مادرید اسپانیا بایر لورکوزن آلمان 2-1
03-2002 میلان ایتالیا یوونتوس ایتالیا 0-0 (3-2 پنالتی)
04-2003 پورتو پرتقال موناکو فرانسه 3-0
05-2004 لیورپول انگلیس میلان ایتالیا 3-3 (5-4 پنالتی)
06-2005 بارسلونا اسپانیا آرسنال انگلیس 2-1
07-2006 میلان ایتالیا لیورپول انگلیس 2-1


- رکورد داران قهرمانی
9- رئال مادرید
7- میلان
5- لیورپول
4- بایرن مونیخ، آژاکس
2- اینتر، یوونتوس، بارسلونا، منچستریونایتد، پورتو، ناتینگهام فارست و بنفیکا

برترین گلزنان جام باشگاه های اروپا

فصل آقای گل باشگاه تعداد گل ها
56-1955 میلوس میلوتینوویچ پارتیزان بلگراد 8
57-1956 دنیس ویولت منچستر یونایتد 9
58-1957 آلفردو دی استفانو رئال مادرید 10
59-1958 ژوست فونتین استاد دریمس 10
60-1959 فرانس پوشکاش مجارستان 12
61-1960 خوزه پینتو بنفیکا 11
62-1961 هاینز استرل نورنبرگ 8
63-1962 خوزه آلتافینی میلان 14
64-1963 فرانس پوشکاش رئال مادرید 7
  الساندرو ماتزولا اینتر 7
  ولادیمیر کوواچویچ پارتیزان بلگراد 7
65-1964 اوزه بیو بنفیکا 9
  خوزه کاستا بنفیکا 9
66-1965 اوزه بیو بنفیکا 7
  فلورین آلبرت فرانس واروش 7
  پل وان هیمست آندرلشت 6
  یورگن پیپن برگ فرانکفورت 6
68-1967 اوزه بیو بنفیکا 6
69-1968 دنیس لاو منچستر یونایتد 9
70-1969 مایکل جونز لیدز یونایتد 7
  اووه بنت کیندوال فاینورد 7
71-1970 آنتونیس آنتونیادیس پاناتینایکوس 10
72-1971 یوهان کرایف آژاکس 5
  لوئیجی ماکاری سلتیک 5
  سیلوستر تاکاچ استاندارد لیژ 5
73-1972 گرد مولر بایرن مونیخ 12
74-1973 گرد مولر بایرن مونیخ 8
75-1974 گرد مولر بایرن مونیخ 5
  ادوارد ماکاروف آرارات ایروان 5
76-1975 یوپ هینکس بایرن مونیخ 6
77-1976 گرد مولر بایرن مونیخ 5
  فرانکو کوچینوتا زوریخ 5
78-1977 آلن سیمونسن بوروسیا مونشن گلادباخ 5
79-1978 کلودیو سولسر گراس هاپرز 11
80-1979 سورن لربی آژاکس 10
81-1980 کارل هاینس رومنیگه بایرن مونیخ 6
  ترنس مک درموت لیورپول 6
  گراهام سونس لیورپول 6
82-1981 دیترهوینس بایرن مونیخ 7
83-1982 پائولو روسی یوونتوس 6
84-1983 ویکتور سوکول دینامومینسک 6
85-1984 میشل پلاتینی یوونتوس 7
  توربیورن نیلسن گوته بورگ 7
86-1985 توربیورن نیلسن گوته بورگ 6
87-1986 بوریسلاو وتکوویچ سرونا 7
88-1987 روی آگوس بنفیکا 4
  ژان مارک فراری بوردو 4
  آلی مک کوئیست رنجرز 4
  گونزالز میشل رئال مادرید 4
  گئورگه هاجی استه وا بخارست 4
  رباح ماجر پورتو 4
89-1988 مارکو فان باستن میلان 9
90-1989 ژان پی یر پاپن المپیک مارسی 6
  روماریو آیندهوون 6
91-1990 ژان پی یر پاپن المپیک مارسی 6
  پیتر پاکولت تیرول 6
92-1991 ژان پی یر پاپن المپیک مارسی 7
  سرگیی یوران بنفیکا 7
93-1992 روماریو بارسلونا 7
94-1993 رونالد کومان بارسلونا 8
  وینتون روفر وردربرمن 8
95-1994 ژرژوه آ پاری سن ژرممن 8
96-1995 یاری لیتمانن آژاکس 9
97-1996 آلی مک کوئیست رنجرز 6
98-1997 الساندرو دل پیرو یوونتوس 10
99-1998 آندری شوچنکو دیناموکیف 10
2000-1999 ریوالدو بارسلونا 10
  رائول گونزالز رئال مادرید 10
  سرگئی روبروف دیناموکیف 10
  ماریو ژاردل پورتو 10
01-2000 آندری شوچنکو میلان 9
  ماریو ژاردل پورتو 9
02-2001 رود فان نیستلروی منچستر یونایتد 10
03-2002 رود فان نیستلروی منچستر یونایتد 14
04-2003 فرناندو مورینتس موناکو 9
05-2004 آدریانو اینتر 10
http://www.parssport.irمنبع
|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه یازدهم آذر 1386  |
 
 
 
بالا